تبليغاتX
ولایت -
» شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) بر تمامی شیعیان تسلیت باد

فاطميه فصـل تجديـدغــم است

بـر لـب شيعـه ســـرود ماتـم است

 

فاطميه حرمت حيــدر شكست

فاطميــه پهلــوي كـوثــر شكســـت

 

فاطميه وقـــت آه و درد بــــود

فصــل داغ وغـربت يـك مـرد بـود

 

فاطميه حجله غــم بسته است

سـاقي كـوثـر به غـم بنشسته است

 

 

» بانوى بانوان-در سوگ عصمت كبرى، فاطمه زهرا(س)

بانوى بانوان-در سوگ عصمت كبرى، فاطمه زهرا(س)

 

 

 

 

 

فاطمه، يادگار رسول خدا و تنها دختر اوست. مدينه، عطر محمد(ص) را از او استشمام مى‏كند و در خلق و خلق، به او مى‏نگرد كه «آينه مصطفى‏نما» است. فاطمه، موهبت‏بزرگ خدا به بشريت است. كوثر هميشه جوشان و جارى و فيض‏گستر ابدى است. اما بانويى است، شكسته‏بال و پر، رنجديده و محزون، غريب و بى‏پناه، و در داغ رحلت رسول خاتم، دل شكسته و مغموم. مگر چند روز از آن «ماتم بزرگ‏» از رحلت آخرين سفير حق، از كوچ آخرين منادى ملكوت گذشته، كه باغ رسالت چنين خزان و گل عصمت اينگونه پرپر شده است؟ مدينه، بوى غم و رنگ ماتم دارد. آنان كه در پى «چگونه زيستن‏» و يافتن «الگوى حيات‏» بودند، به فاطمه مى‏نگريستند. فاطمه در طاعت و خشيت و عفاف و حجاب و حيا، «ميزان‏» بود. چشمه‏سار حكمت و رحمت و عطوفت‏بود. خشم و رضاى او، ميزان خشم و رضاى رحمان بود،جلوه همه كمالات مكتب و مظهر همه خوبيهاى انسان! دختر رسالت‏بود و همسر ولايت و مادر امامت. بانوى بانوان جهان بود، «سيدة‏نساء العالمين‏». اما اينك ... پس از وفات امين وحى، در خلوت غمگينانه مولا، تنهاترين انيس لحظه‏هاى غربت اوست. على(ع) را، يگانه محرم راز و مرهم دردهاى جانگداز!راستى، داستان «رخ كبود» و «بازوى ورم كرده‏» و «ميخ در» و «سينه مجروح‏» چيست كه كتاب تاريخ را باغم، رنگ زده است؟ كيست مفسر آن رازهاى پنهان و دردهاى نهان؟ گرچه رسول مدنى در مدينه، خفته در خاك است، اما چشم خدايى‏اش بصير و بيناست و جسارت‏ها در همين مدينه، پيش چشمان بيدار رسول، شكل مى‏گيرد. اين «مادر نمونه تاريخ‏» در كوچه‏هاى پر ز غربت مدينة‏النبى، در پى دستى است كه به يارى و حمايتش بر خيزد و در جستجوى پايى است كه براى احقاق حقش به راه افتد و زبانى كه به دفاع از او در كامى بچرخد! سلام برآن سينه زخمى، كه بوسه‏گاه محمد(ص) بود و عطر بهشت را با خود داشت.

وقتى بلبلى به فراق گل مبتلا مى‏شود،

 

چه‏مى‏ماند، جز ناليدن و گريستن و فغان؟

 

بقیه در ادامه مطلب .....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 16:28  توسط مهدی ساریجلو  |