زیارتنامه حضرت امام رضا (ع )
چون قصد زیارت نمودی ، پیش از آنکه از خانه بیرون روی ، غسل کن و بگو :
اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك اللهم اجعله لی طهورا و شفاءا.
و در وقت بیرون رفتن بگو:
بسم الله و بالله و الی الله و الی ابن رسول الله حسبی الله توكلت علی الله اللهم الیك توجهت و الیك قصدت و ما عندك اردت
پس چون بیرون رفتتی بر در خانه خود بایست و بگو:
اللهم الیك وجهت وجهی و علیك خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و بك وثقت فلا تخیبنی یا من لا یخیب من اراده و لا یضیع من حفظه صل علی محمد و ال محمد و احفظنی بحفظك فانه لا یضیع من حفظت
چون بسلامت رسیدی انشاالله پس هرگاه خواهی بزیارت بروی غسل کن و بگو:
اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و محبتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك و قد علمت ان قوام دینی التسلیم لامرك و الاتباع لسنة نبیك و الشهادة علی جمیع خلقك اللهم اجعله لی شفاء و نورا انك علی كل شیء قدیر
پس ببوش باکیزه ترین جامه های خود را و بگو :
الله اكبر و لا اله الا الله و سبحان الله و الحمد لله
چون داخل روضه منوره شدی بگو :
بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله صلی الله علیه و اله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك به و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان علیا ولی الله
پس برو نزد ضریح و بگو :
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و انه سید الاولین و الاخرین و انه سید الانبیاء و المرسلین اللهم صل علی محمد عبدك و رسولك و نبیك و سید خلقك اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبدك و اخی رسولك الذی النتجبته بعلمك و جعلته هادیا لمن شئت من خلقك و الدلیل علی من بعثته برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك و المهیمن علی ذلك كله و السلام علیه و رحمة الله و بركاته اللهم صل علی فاطمة بنت نبیك و زوجة ولیك و ام السبطین الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة الطهرة الطاهرة المطهرة التقیة النقیة الرضیة الزكیة سیدة نساء اهل الجنة اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی الحسن و الحسین سبطی نبیك و سیدی شباب اهل الجنة القائمین فی خلقك و الدلیلین علی من بعثت برسالاتك و دیانی الدین بعدلك و فصلی قضائك بین خلقك اللهم صل علی علی بن الحسین عبدك القائم فی خلقك و الدلیل علی من بعثت برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك سید العابدین اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و خلیفتك فی ارضك باقر علم النبیین اللهم صل علی جعفر بن محمد الصادق عبدك و ولی دینك و حجتك علی خلقك اجمعین الصادق البار اللهم صل علی موسی بن جعفر عبدك الصالح و لسانك فی خلقك الناطق بحكمك و الحجة علی بریتك اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی عبدك و ولی دینك القائم بعدلك و الداعی الی دینك و دین ابائه الصادقین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و ولیك القائم بامرك و الداعی الی سبیلك اللهم صل علی علی بن محمد عبدك و ولی دینك اللهم صل علی الحسن بن علی العامل بامرك القائم فی خلقك المخصوص بكرامتك الداعی الی طاعتك و طاعة رسولك صلواتك علیهم اجمعین اللهم صل علی حجتك و ولیك القائم فی خلقك صلوة تامة نامیة باقیة تعجل بها فرجه و تنصره بها و تجعلنا معه فی الدنیا و الاخرة اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و اوالی ولیهم و اعادی عدوهم فارزقنی بهم خیر الدنیا و الاخرة و اصرفعنی بهم شر الدنیا و الاخرة و اهوال یوم القیمة
السلام علیك یا ولی الله السلام علیك یا حجة الله السلام علیك یا نور الله فی ظلمات الارض السلام علیك یا عمود الدین السلام علیك یا وارث ادم صفوة الله السلام علیك یا وارث نوح نبی الله السلام علیك یا وارث ابراهیم خلیل الله السلام علیك یا وارث اسمعیل ذبیح الله السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله السلام علیك یا موارث عیسی روح الله السلام علیك یا وارث محمد رسول الله السلام علیك یا وارث امیرالمؤمنین علی ولی الله و وصی رسول ربالعالمین السلام علیك یا وارث فاطمة الزهراء السلام علیك یا وارث الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة السلام علیك یا وارث علی بن الحسین زین العابدین السلام علیك یاوارث محمد بن علی باقر علم الاولین و الاخرین السلام علیك یا وارث جعفر بن محمد الصادق البار السلام علیك یا وارث موسی بن جعفر السلام علیك ایها الصدیق الشهید السلام علیك ایها الوصی البار التقی اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله حتی اتیك الیقین السلام علیك یا ابا الحسن و رحمة الله و بركاته
اللهم الیك صمدت من ارضی و قطعت البلاد رجاء رحمتك فلا تخیبنی و لا تردنی بغیر قضاء حاجتی و ارحم تقلبی علی قبر ابن اخی رسولك صلواتك علیه و اله بابی انت و امی یا مولای اتیتك زائرا وافدا عائذا مما جنیت علی نفسی و احتطبت علی ظهری فكن لی شافعا الی الله یوم فقری وفاقتی عندالله مقام محمود و انت عنده وجیه
اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و بولایتهم اتولی اخرهم بما تولیت به اولهم و ابرء من كل ولیجة دونهم اللهم العن الذین بدلوا نعمتك و اتهموا نبیك و جحدوا بایاتك و سخروا بامامك و حملوا الناس علی اكتافال محمد اللهم انی اتقرب الیك باللعنة علیهم و البرائة منهم فی الدنیا و الاخرة یا رحمن
صلی الله علیك یا اباالحسن صلی الله علی روحك و بدنك صبرت و انت الصادق المصدق قتل الله من قتلك بالایدی و الالسن
تـرجـمـــــــــــــــــــــــــــــــــه
خدایا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سینه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم ستایش و مدح سپاس بر تو را زیرا که نیرویی نباشد جز به وجود تو خدایا آن را وسیله پاکی و درمان من قرار بده
بنام خدا و به یاری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا خدایا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را نزد توست خواسته و می طلبم
خدایا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائیم و آنچه به من دادی و به تو اطمینان دارم و مرا تهی دست مساز ای که نومید نکند هر که او را خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و نگه دار مرا به نگه داری خودت زیرا تباه نگردد هر که را تو نگه داری کنی
خدایا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سینه ام را و جاری ساز بر زبانم مدح و ثناء خودت و دوستی تو و ستایش تو را زیرا توان و قدرتی نیست جز به تو و براستی دانستم که پایه و استواری دینم تسلیم به فرمان تو و پیروی از روش و سنت تو است و گواهی دادن به این مطلب برای همه خلقت است خدایا آن را برای درمان هر درد و نور هر تاریکی قرار بده زیرا تو بر هر چیزی توانایی
خدا بزرگ است نیست معبودی جز خدا منزه است خدا حمد و سپاس برای خداست
به نام خدا و به یاری خدا و بر آئین رسول خدا رحمت خدا بر او و بر خاندان او گواهی می دهم اینکه نیست معبودی جز خدای یگانه نیست شریکی برای او و گواهم به اینکه محمد بنده خدای و رسول خداست و اینکه علی ولی خداست
گواهم که نیست الهی جز خدای یگانه که شریکی برای او نیست و گواهم به اینکه محمد بنده خدا و رسول خداست و اینکه اوست آقای اولین و آخرین و اوست آقای پیغمبران و رسولان خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و رسولت و پیغمبرت و آقای آفریدگانت همگی درود و رحمتی که نتوان او را شمرد غیر از تو خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب بنده تو و برادر رسول تو که برگزیدی او را به دانش خودت و قرار دادی او را رهبر به هر که خواستی از خلق خود و راهنما بر کسی که مبعوثش کردی به رسالت های خودت و جزابخش در دیانت به عدلت و فیصله دهنده حکم تو بین خلقت و نگهبانش کردی بر همه اینها و درود بر او و رحمت خدا و برکات او خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیغمبرت و همسر ولی تو و مادر دو سبطه حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت آن بانوی پاک و پاکیزه گوهر مطهره پرهیزکار پاکیزه و پسندیده پاک و مبرا از هر نقص بانوی زنان اهل بهشت همگی رحمتی که نتوان شمردش جز خودت خدایا درود فرست بر حسن و حسین دو سبط پیغمبرت و دو آقای جوانان اهل بهشت آن دو بزرگوار برای اقامه دین قیام کردند در میان خلق تو و دو رهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و دو پاداش دهنده دیانت طبق عدلت و دو فیصله بخش قضایت در میان خلق و خدایا درود فرست بر علی بن الحسین بنده تو و قیام کننده در میان خلق تو و راهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و داور در دین مطابق عدلت و فیصله دهنده حکم تو و حاکم در امر دین در میان خلق تو آقای عابدان خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده تو و جانشین تو در زمین شکافنده علم پیغمبران خدایا درود فرست بر جعفر بن محمد راستگو بنده تو و سرپرست دین تو و حجت تو بر همه خلقت راستگو و خوشرفتار خدایا درود فرست بر موسی بن جعفر بنده شایسته ات و زبان گویای تو در میان خلقت و زبان گویای به حکمت تو و حجت بر آفریدگانت خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده بنده ات و سرپرست دین تو آن قیام کننده به عدل تو و دعوت کننده به دینت و دین پدران راستگویش درودی که نتوان شمرد و احصاء کرد جز تو خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده ات و ولی تو قیام کننده به فرمان تو و دعوت کننده به راهت خدایا درود فرست بر علی بن محمد النقی بنده (خاص ) تو و حافظ و نگهبان دین تو خدایا درود فرست بر حسن بن علی عمل کننده به فرمان تو قیام کننده در میان خلقت و آن حجت بزرگوارت اداء کننده از پیغمبرت و گواه تو بر خلقت آنکه مخصوص بود به کرامتت و دعوت کننده بود به اطاعت تو و اطاعت رسولت درود و رحمت های تو بر همه آن بزرگواران خدایا درود فرست بر حجت خودت و ولیت که قیام کننده در میان خلقت رحمتی پی در پی با برکت و پایدار شتاب کن بدان فرج او را و یاری کن او را و قرار ده ما را به او در دنیا و آخرت خدایا من تقرب می جویم به تو به درستی آنها و دوست دارم دوست آنها را و دشمن دارم دشمن آنها را و روزیم کن به وسیله آنان نیکی دنیا و آخرت را و دور کن از من به وسیله ایشان بدی دنیا و آخرت را و هراس های روز قیامت را
درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین درود بر تو ای استوانه دین درود بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا درود بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا درود بر تو ای وارث ابراهیم خلیل خدا درود بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا درود بر تو ای وارث موسی هم سخن با خدا درود بر تو ای وارث عیسی روح خدا درود بر تو ای وارث محمد رسول خدا درود بر تو ای وارث امیرالمؤمنین علی ولی خدا و وصی فرستاده پروردگار جهانیان درود بر تو ای وارث فاطمه زهرا درود بر تو ای وارث حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت درود بر تو ای وارث علی بن حسین زینت عابدان درود بر تو ای وارث محمد بن علی شکافنده دانش اولین و آخرین درود بر تو ای وارث جعفر بن محمد راستگو خوشرفتار درود بر تو ای وارث موسی بن جعفر درود بر تو ای شهید با صدق و حقیقت درود بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوی گواهم به اینکه تو به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکات را و امر به معروفو نهی از منکر کردی و پرستش نمودی خدا را تا دم مرگ درود بر تو ای اباالحسن و رحمت خدا و برکات او
خدایا آهنگ به درگاهت کردم از وطنم و نور دیدم و طی کردم شهرها را به امید رحمت تو ناامید مکن مرا و باز مدار مرا بدون برآوردن حاجتم و رحم کن رفت و آمد بر سر قبر فرزند برادر رسولت درودهای تو بر او و آل او پدر و مادرم فدای تو باد ای مولای من آمدم به زیارتت و بدرگاه شما وارد شده و پناهنده از آنچه جنایت کردم بر خودم و بار سنگین گناه را بر دوش کشیدم پس شفیع من باش به درگاه خدا روز نداریم و بی چیزیم برای توست نزد خدا مقام پسندیده و تو نزد او آبرومندی
خدایا من تقرب می جویم به سوی تو به دوستی و ولایت ایشان پیرو و دوست آنهایم بدانچه پیرو و دوست اول آنها بودم و بیزارم از هر دسته و گروهی جز آنها خدایا لعنت کن به کسانیکه تبدیل کردند نعمت را و متهم کردند پیغمبرت را و منکر آیات تو شدند و مسخره کردند امامت را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمد خدایا من تقرب می جویم به سویت به وسیله لعنت بر آنها و بیزاری از آنها در دنیا و آخرت ای مهربان
رحمت خدا بر تو ای اباالحسن درود خدا بر روان تو و جسم پاکت که شکیبا بودی و تویی راستگو تصدیق شده بکشد خدا هر که تو را کشت با دست و زبان
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:37 توسط مهدی ساریجلو
|
امام رضا(ع) و تربیت فرزند
تربیت عبارت است از شکوفا سازی استعدادها و جهت دهی آن به سوی کمال مطلوب. تربیت ضروریترین نیاز انسان در زندگی است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایی نمیبرد، نه از باغ زندگی خویش میوه شیرینمیچیند و نه کام انسانهای دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین میکند;و بالاتر آنکه نه به درک معنای انسانیت نایل میآید و نه به فتح قلههایرفیع انسانیت دست مییازد. بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسیترینپیام کتب و اولین و ضروریترین وظیفه والدین است. ضرورت و اهمیت تربیت،والدین را بر آن میدارد که به این مسوولیتبزرگ ارجی دو چندان نهند; برایایفای درست آن خود را به صلاح و آگاهی از روش و فنون تربیت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربیان موفق در انجام دادن این وظیفه مهم بکوشند. بیشک معصومان علیهم السلام موفقترین مربیان و سیره قولی و عملی آنهامطمئنترین الگو برای والدین در امر ظریف و پرپیچ و خم تربیت است. اینمقاله بر آن است تا نکاتی از سیره تربیتی امام رضا(ع) در تربیت فرزند رایادآوری کند و گامی، هر چند ناچیز، در ترویج معارف اهلبیتبردارد.
سیره تربیتی امام رضا(ع)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دوری از کانونخانواده و نیز تک فرزندی چنانکه برخی از بزرگان قایلند بسیار قابلتوجه است; چرا که تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوهای خاص میطلبد.
1- تدریجی بودن تربیت
تربیت جریانی مستمر و فعالیتی تدریجی است که نه مرزمیشناسد و نه زمان و مکان; بلکه به درازای عمر است و به پهنای ابعادوجودی عالم اکبر، یعنی انسان. درخت تربیت زود ثمر نمیدهد و نباید انتظارداشتیک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد; بلکهباید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم کرد و بعد از تولد،بتدریجبا صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلامو دیدگاههای آنان مسایلی چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج،توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهای ایام بارداری و ... حکایت ازاین نکته مهم دارد.
الف) انتخاب همسر صالح و شایسته
صفوان بنیحیی از امامرضا(ع) نقل کرده است که فرمود: هیچ سودی برای مرد بهتر از همسر صالح، کههنگام دیدن وی شوهر خوشحال شود و در غیاب شوهر نگهدار خود و اموالش باشد،نیست.
همچنانکه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بروالدین است که به کمک دخترانشان، شوهران شایسته و صالحی برای آنانانتخاب کنند. حسین بنبشار واسطی میگوید: خدمت امام رضا(ع) نامه نوشتم که یکیاز بستگانم از دخترم خواستگاری کرده است، ولی مرد بد اخلاقی است. [آیا صلاحهست که دخترم را به ازدواج او در آورم؟] حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترترا به ازدواج او در نیاور.
ب) رعایت آداب ازدواج
بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج بایدمهمترین هدف ازدواج، که همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد ویاد خداوند متعال میهمان قلبهای پاک زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایتسایر آداب نکاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب کنند. در کتاب شریف فقهالرضا، که به حضرت رضا(ع) منسوب است، در مورد اولین برخورد زن و مرد، خطاببه شوهر، چنین آمده است: هنگامی که زن به خانه تو وارد شد، پیشانیاش را بگیر; او را به طرف قبلهبنشان و بگو: «خداوندا، او را به امانت گرفتهام و با میثاق تو بر خود حلالکردهام; پروردگارا، از او فرزند با برکت و سالم روزیام کن و شیطان را درنطفهام شریک مساز و سهمی برای او قرار مده.»
ج) مراقبتهای ایام بارداری
بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهای ایام بارداری بسیار مهم و ضروری است. توجه بهوضعیت روانی همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسبو سالم از ضرورتهای این دوره است. علاوه بر غذای سالم و مقوی، استفاده ازبرخی میوهها و خوراکیها میتواند در آینده کودک و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد،بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهرهگیری از برخی خوردنیها در ایام بارداریتوصیه کردهاند. محمد بن سنان از امام رضا(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «همسران باردارتان را کندر دهید; اگر حمل آنها پسر باشد، پاکیزه قلب ودانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا میشود و نزدشوهرش منزلت مییابد.»
ناگفته پیداست که این نوع خوراکیها علت تامه پدیدآمدن این صفات نیست و عوامل دیگر هم مؤثر است.
2- اولین گام
بعد از تولد، کودک قدم به جهانی نو میگذارد. در اولین گامباید آوای توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد، فضای هستیاش را از نسیم خوشتوحید و بندگی عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را ازلالههای زیبای ذکر الهی سرشار کرد. امام رضا(ع) فرمود هنگام تولد فرزند درگوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.
3- نامگذاری
هر واژهای حکایت از معنایی میکند. زیبایی و رکیک بودن واژهها بستگی مستقیم به معنای آنها دارد. گرچه معناامری اعتباری است و در نامگذاری چندان مورد توجه نیست; ولی هنگام به کاربردن آنها معانی ناخودآگاه تداعی میشود. نام نیکو مایه سربلندی و افتخار ونام زشتباعثسرشکستگی و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر باانسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرینعلیهم السلام هم خود نامهای نیکو برای فرزندانشان بر میگزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش میکردند. امام هشتم شیعیان نام نیکوی محمد را بر فرزنددلبندش نهاد و از تاثیر این نام نیکو چنین پرده برداشت: «خانهای که در آننام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیکی به پایان میرسانند.»
4- مراقبت از کودک
نوزاد انسان گلی نو رسیده است که بتدریجبه رشد و شکوفاییمیرسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمی باغبان نیاز دارد. والدین، بویژهمادر، باغبانان دلسوز زندگیاند و گلهای معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبهآنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانی، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامتروانی و تامین نیازهای عاطفی نوزاد در رشد جسمانی، عاطفی و تکامل معنویاشتاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهای زندگی که نوزاد، به خاطربیگانگی با محیط جدید و ضعف و ناتوانی، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست.
حکیمه خواهر امام رضا(ع) گفته است: وقتی زمان وضع حمل خیزران، مادر حضرت جواد(ع)، رسید، حضرت رضا(ع) مرا صدا زد و فرمود: هنگام وضع حمل، پیش او حاضر باش و همراه او و قابلهدرون اتاق برو. آنگاه حضرت چراغی در اتاق گذاشت و در آن را بست. هنگام وضعحمل خیزران چراغ خاموش شد و او ناراحت گردید. در این وضیعتبودیم که حضرتجواد(ع) به دنیا آمد در حالی که بر روی او چیز نازکی مانند پارچه بود، نورشتمام اتاق را روشن کرد و ما به آن نگاه میکردیم. آنگاه او را در آغوش گرفتم و آن پرده را از او جدا کردم. در این هنگام امامرضا(ع) آمد، در اتاق را باز کرد، جواد(ع) را گرفت، در گهواره گذاشت و بهمن فرمود: «یا حکیمه الزمی مهده»; حکیمه مراقب گهوارهاش باش ...
5- کودک و سلامتی
از ویژگیهای دین اسلام تاکید بر پرورش همه ابعاد زندگیانسان است. هر چند در تربیت اسلامی پرورش ابعاد معنوی هدف اصلی و نهاییاست; اما دستیابی به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمی سالم و روانی با نشاطامکانپذیر است. در سیره تربیتی امام رضا(ع)، علاوه بر تاکید بر سایر ابعاد،به رعایتبهداشت، تغذیه سالم و نیز عوامل غیر مادی مؤثر در سلامتی مانند صدقهو عقیقه توجه خاص شده است. آن حضرت، در بخشی از مطالبی که برای مامون نوشت،چنین نگاشت: عقیقه کردن برای پسر و دختر، نامگذاری، تراشیدن موهای سر نوزاددر روز هفتم و معادل وزن موها طلا یا نقره صدقه دادن لازم است.
در سخن دیگری به نقل از پیامبر اکرم(ص) فرمود: فرزندانتان را در روز هفتمختنه کنید; زیرا ختنه باعث پاکی بیشتر و رشد سریعتر آنان میشود.
علاوه بر اینها، تغذیه سالم و مقوی فرزند مورد توجه حضرت بود. یحیی صنعانیمیگوید: در منی بر حضرت رضا(ع) وارد شدم، در حالی که جواد(ع) در دامانحضرت نشسته بود و حضرت به او موز میداد.
6- صحبتبا کودک
قدرت درک کودک اندک است و توان فهم معانی کلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. کودک این توجه رانوعی اظهار محبت و ابراز عاطفه میداند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخندو زمانی با حرکات دست و پا به آن پاسخ میدهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخنگفتن والدین، به ویژه حرکات لب، زمینه مساعدی برای آموزش سخن گفتن کودک پدیدمیآورد.
کلیم بن عمران میگوید: به امام رضا(ع) گفتم: از خدا بخواه به توفرزندی دهد. حضرت فرمود: من صاحب یک فرزند میشوم و او وارثم خواهد شد.
هنگامی که امام جواد(ع) به دنیا آمد، حضرت رضا(ع) به اصحابش فرمود: فرزندی به دنیا آمد که شبیه موسی بن عمران شکافنده دریاست و مانند عیسیبن مریم مادرش پاک و مطهر است. راوی در ادامه میگوید: و کان طول لیلتهیناغیه فی مهده; حضرت در تمام طول شب با او صحبت میکرد.
7- محبت
محبت داروی شفابخش دردها، تسکین دهنده قلبهاست و بهترین راه حلمشکلات و ناسازگاریهای تربیتی است. حبتبجا، در هر مکان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیلهای کارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند; اما کودکان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا وناقصشان را محبت اصلاح میکند و ناسازگاری و پرخاشگری نابجایشان را داروی محبتاز میان میبرد. آری، با محبت میتوان بسیاری از گرهها را گشود و راههایناهموار را هموار کرد. امام رضا(ع) از این شیوه مؤثر تربیتی به شکلهایگوناگون بهره میگرفت. گاهی اوج محبتخود را در قالب جمله زیبای «بابیانت و امی» (پدر و مادرم به فدایت) نشان میداد و زمانی او را در آغوشمیگرفت، به سینه خود میفشرد و میبوسید. اباصلت میگوید: هنگامی که جواد(ع) بربستر شهادت پدر وارد شد، حضرت رضا(ع) از بستر برخاست، به سوی او رفت، دستبرگردنش انداخت، او را به سینه فشرد، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت... محبت کلید حل بسیاری از مشکلات تربیتی است. گاهی والدین در مقابل اصرارزیاد کودکان بر خواستهای غیر معقول یا غیر ممکن، رفتاری تند و نامناسبابراز میکنند; ولی حتی در چنین موقعیتی رفتار محبت آمیز مناسبتر و مؤثرتراست. امیه بن علی نقل میکند: در سالی که امام رضا(ع) حجبه جای آورد و سپسبه خراسان رفت، من در مکه همراه امام(ع) بودم و امام جواد(ع) نیز همراهشبود. امام(ع) با خانه کعبه وداع کرد. وقتی طوافش تمام شد، به طرف مقام[ابراهیم] رفت و در آنجا نماز گزارد. جواد(ع) که خردسال بود، بر دوش موفق(غلام حضرت) طواف داده میشد. جواد(ع) به طرف حجر [اسماعیل] رفت، در آنجا نشستو این امر مدتی طول کشید. موفق به او گفت: جانم به فدایتباد، برخیز. او فرمود: برنمیخیزم تا وقتی که خدابخواهد و در چهرهاش غم نمایان شد. موفق خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: جانم به فدایتباد، جواد(ع) در حجر نشسته، برنمیخیزد. امام رضا(ع) به طرفجواد(ع) آمد و فرمود: برخیز، ای حبیب من. جواد(ع) فرمود: چگونه برخیزم، درحالی که شما با کعبه چنان وداع میکنید که گویا هرگز به سویش بازنمیگردید! [برای بار سوم] امام رضا(ع) فرمود: برخیز، ای حبیب من. جواد(ع)برخاست.
از این حدیثشریف در مییابیم که امام رضا(ع) در مقابل اصرار جواد(ع)هرگز به او تندی نکرد; بلکه با جملات محبتآمیزی چون «قم یا حبیبی» و صبرو حوصله فرزند خردسالش را قانع کرد.
8- احترام
بیشک هر انسانی در هر مقطع سنی، با توجه به برداشتی که از ارزش ومنزلتخویش دارد، برای خود احترام و شخصیت قایل است. هر انسانی خود رادوست دارد و دوست دارد که مورد احترام دیگران واقع شود. کودک و نوجوان نیزهر چند به رشد اجتماعی و عقلانی کافی نرسیده است; اما برای خود احترام قایلاست. بدین جهت رفتار احترامآمیز والدین و مربیان نقش مؤثری در تربیت و رشداو دارد. امام رضا(ع) برای جواد(ع) احترام بسیار قایل بودند و از این شیوهمؤثر در تربیت فرزند بسیار بهره میبرد. محمد بن ابیعباد، که به تصویب فضل بنسهل امور نگارش حضرت رضا(ع) را به عهده گرفته بود، میگوید: حضرت رضا(ع)همواره از فرزند بزرگوارش محمد با کنیه [که نزد عرب علامتبزرگداشت و احتراماست] نام میبرد و میفرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنیننوشتم. با آنکه امام جواد(ع) در مدینه به سر میبرد و کودکی بیش نبود، حضرترضا(ع) وی را بسیار احترام میکرد و نامههایی که از حضرت جواد به وی میرسید،با کمال بلاغت و نیکویی پاسخ میداد ...
9- تشویق
تشویق در تربیت کودک و نوجوان بسیار مؤثر است. تشویق بجا و مناسبدر فرزندان ایجاد انگیزه و شوق میکند و آنان را برای انجام کارهای بزرگترآماده میسازد. در واقع تشویق نردبان پیشرفت و موفقیت آنهاست. بدین جهت اینشیوه نیز مورد توجه حضرت رضا(ع) بود. زکریا بن آدم میگوید: خدمت امام رضا(ع)بودم که حضرت جواد(ع) را نزد ما آوردند. او، که حدود چهار ساله بود، دستهارا بر زمین نهاد و سرش را به طرف آسمان بلند کرد و به فکر فرو رفت. امامرضا(ع) به او فرمود: جانم به فدایتباد، در چه موضوعی چنین اندیشه میکنی؟ فرمود: در آنچه نسبتبهمادرم فاطمه(س) انجام دادهاند. به خدا قسم، آنها را از قبر بیرون میآورم،میسوزانم و خاکسترشان را به دریا میریزم. امام رضا(ع) [در مقابل کار نیکویش]او را به خود نزدیک ساخت، بین دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم بهفدایتباد، تو برای مامتشایستگی داری.»
10- نظارت والدین
زندگی صحنه درسو تجربه است. آنانکه بیشتر عمر خود در کسب تجارب صرف کردهاند، در رویارویی با دشواریها ازتوان فزونتر برخوردارند. کودکان و نوجوانان بهره کمتری از تجربه دارند وبدین سبب به نظارت و کمک والدین نیازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بروضعیت اخلاقی، تحصیلی و رفتاری فرزند یک ضرورت انکارناپذیر در امر تربیت است;البته این نظارت باید منطقی و حتیالامکان غیر مستقیم و بجا باشد. نکته مهماین است که نظارت به مواقع حضور والدین، به ویژه پدر، در کانون خانوادهاختصاص ندارد; بلکه حتی وقتی پدر برای مدتی از کانون خانواده فاصله میگیرد وحضور فیزیکی ندارد، باید همچنان از وضعیت فرزندانش آگاه باشد و بر کار آنهانظارت کند. سفارشهای پیش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امریضروری و کارساز است. حضرت رضا(ع) که به سبب ستم فرمانروایان ناگزیر مدتی دوراز وطن و خاواده به سر برد، به شکلهای گوناگون همچون نامه و پیامهایشفاهی از دور بر وضعیت فرزندش جواد(ع) نظارت میکرد و راهنماییهای لازم را بهوی ارائه میدادند. چنانکه پیش از رفتن به خراسان درباره فرزندانش آنچهشایسته مینمود، سفارش کرد. اشاره به دو نمونه از رفتار آن حضرت در اینزمینه بسیار سودمند مینماید:
الف) قبل از سفر
ابی محمد وشاء از امام رضا(ع)نقل کرد که حضرت فرمود: هنگامی که خواستم از مدینه به سوی خراسان حرکتکنم، اهل و عیال خود را جمع کردم و از آنها خواستم که با صدای بلند بر منبگریند. سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کردم و گفتم: من هرگز به سویشما بر نمیگردم. سپس دست جواد(ع) را گرفتم، وارد مسجد پیامبر(ص) شدم، دست اورا بر قبر گذاشتم و از رسول خدا(ص) نگهداریاش را طلب کردم. جواد(ع) [رازکارم را] دریافت و گفت: پدر و مادرم به فدایت، به سوی دشمن میروی؟ حضرت همهوکلاء و خدام خود را سفارشکرد که به سخنان جواد(ع) گوش فرادهند، از اواطاعتکنند، با او مخالفت نورزند و بعد از وفات من به وی بگروند. و آنها راآگاه کردم که او امام بعد از من و جانشین من است ...
ب) بعد از سفر
ابن ابینصر میگوید امام رضا(ع) در نامهای به حضرت جواد(ع)چنین نوشته بود: ای اباجعفر، به من اطلاع دادند که خدام، هنگام خروج شما ازخانه، شما را از در کوچک بیرون میبرند و این به خاطر بخل آنهاست تا از شمابه کسی خیری نرسد; [فرزندم] به حقی که بر گردن تو دارم، از تو میخواهم کهورود و خروجت فقط از در بزرگ باشد. هنگامی که خواستی از خانه خارج شوی،همراه خود طلا و نقره داشته باش و هر که از تو چیزی خواسته، عطا کن. اگرعموهایت از تو طلب کمک کردند، کمتر از پنجاه دینار عطا نکن و بیشتر از آن بهاختیار توست. اگر از عمههایت کسی از تو کمک خواست، کمتر از بیست و پنج دینارمده و بیشتر از آن به اختیار توست. [فرزندم،] این سفارش من به خاطر رشد ورفعت مقام توست، پس به دیگران انفاق کن و از خدای صاحب عرش، ترس فقر وتنگدستی نداشته باش.
11- خود اتکایی
توجه به استقلال و خوداتکایی از نکاتمهم تربیتی است. همگام با رشد جسمانی و افزایش سن، توقعات و انتظاراتمردم از کودک افزایش مییابد و او باید خود را برای ایفای نقش در جامعه آمادهسازد. از طرفی وابستگی فرزند به والدین، به ویژه پدر، نه مطلوب است و نههمواره ممکن. زیرا امکان پیش آمدن موقعیت ویژه و محروم شدن فرزند از کمکوالدین انکارناپذیر است. بنابراین، والدین باید ضمن نظارت صحیح و حساب شدهبه تدریج زمینه استقلال و خوداتکایی را در فرزندانشان به وجود آورند و باواگذاری مسوولیتبدانان قدرت اداره زندگی را در آنها تقویت کنند. از نکاتبسیار زیبای سیره تربیتی امام رضا(ع) توجه به این امر مهم است. آن حضرت بهخوبی برای فرزندش جواد(ع) آیندهنگری فرمود و چون میدانست فرزندش در نوجوانیمسوولیتبزرگ رهبری جامعه اسلامی را به عهده میگیرد با واگذاردن مسوولیتها بهوی قدرت مدیریت و رهبری را در او تقویت کرد. امام هشتم(ع)، هنگامی که درمدینه بود، اداره امور خویش را عملا به فرزندش وا نهاد و حضرت جواد(ع)، بااینکه کودک و نوجوان بود، به خوبی از عهده این امر برآمد. حنان بن سدیرمیگوید: ... پیوسته حضرت جواد(ع) با اینکه کودک و نوجوان بود، اداره امورحضرت رضا(ع) را در مدینه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهی میکرد وهیچ یک از خدمتگزاران با وی مخالفت نمیکرد. این سخن بدان معناست که حضرتجواد(ع) به خوبی مدیریت میکرد و آنها با او مخالفت نمیکردند.
12- پرورش بعد عقلانی
تربیتباید همه جانبه باشد. پرورش بعد عقلانی و شکوفاساختن استعداد منطق و استدلال در فرزند یکی از مهمترین ابعاد تربیت است.
منطقی بار آوردن فرزند سبب میشود درستبیندیشد، منطقی تصمیم بگیرد، منطقیرفتار کند و در صورت لزوم، بیهیچ هراسی از دیدگاهها و رفتارهای خود دفاعکند. سیره تربیتی حضرت رضا(ع) از این منظر نیز الگویی کامل برای همه رهروانآن حضرت است. بنان بن نافع نقل میکند که روزی مامون از جایی که حضرتجواد(ع) با کودکان بازی میکرد، میگذشت. کودکان از ترس میدان بازی را ترککردند و تنها جواد(ع) آنجا ایستاد. مامون از او پرسید: چرا همراه بچههافرار نکردی؟ فرمود: گناهی مرتکب نشدم تا از ترس بگریزم و جاده هم تنگ نیستتا آن را برایتباز کنم، از هر جا میخواهی عبور کن. مامون [از این پاسختعجب کرد و] پرسید: تو کیستی؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن علی بن موسیبن جعفر بنمحمد بنعلی بنالحسین بنعلی بنابیطالب علیهم السلام هستم ...
منبع: ماهنامه کوثر، مرداد 1377، شماره 17
پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:31 توسط مهدی ساریجلو
|
کتابهای منسوب به امام رضا(ع)
1- صدوق در عیون اخبارالرضا (ع) رساله اى از آن حضرت نقل كرده كه در جواب محمد بن سنان قمى در علل احكام نوشته است و در آن پنجاه و پنج علت از علل شرایع رقم رفته و در باب 32 عیون اخبارالرضا: ج 2 ص 88 - 98 منقول است .
2- كتاب علل فضل بن شاذان كه همه را از امام رضا (ع) شنیده و جمع كرده و از آن حضرت به على بن محمد بن قتیبه نیشابورى نقل مىكند، عیون اخبار الرضا: ج 2 ص 99 - 121 علل و حكمتهاى احكام دینى در آن بیان گردیده است.
3- رسالهاى كه آن حضرت براى مأمون عباسى در محض اسلام و شرایع دین مرقوم فرموده و صدوق علیه الرحمة آن را در عیون اخبار الرضا: باب 35 ج 2 ص 121 - 127 آورده است .
4- رسالهاى كه باز براى مأمون عباسى درباره شریعت نوشت، حسن بن شعبه در تحف العقول نقل كرده: مأمون، فضل بن سهل را محضر امام رضا صلوات الله علیه فرستاد و پیغام داد كه دوست دارم براى من از حلال و حرام و واجبات و سُنن بنویسى كه تو حجت خدا بر خلق و معدن علم هستى، امام (ع) دوات و كاغذ خواست و نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم...آنگاهابنشعبهاینرسالهرابتفصیلنقلمىكند، تحف العقول: ص 415 - 423 روایات امام رضا (ع) .
5- رساله ذهبیه، رسالهاى بود كه امام (ع) درباره طب و بهداشت و صحت بدن توسط اغذیه براى مأمون عباسى نوشت و چون مأمون دستور داد آن را با آب طلا نوشتند، به رساله ذهبیه معروف گردید، شیخ طوسى در فهرست در ترجمه محمد بن حسن بن جمهور بصرى از آن یاد كرده و فرماید: «وله الرسالة الذهبیة عن الرضا (ع)»، علامه مجلسى رضوان الله علیه همه آن رساله را در بحار: ج 59 ص 306 - 356 در پنجاه صفحه نقل كرده و در آخر فرموده: ابومحمد حسن قمى گوید: چون این رساله به دست مامون رسید، آنرا خواند و شاد شد و گفت: با آب طلا نوشته شود و رساله مذهبیه مسمى گردد.
نگارنده گوید: رساله ذهبیه و مذهبیه نامیده شده است، براى مزید اطلاع به مستدرك الوسائل: ج 3 ص 335 رجوع شود.
6- كتاب فقه الرضا، و آن كتابى است در ابواب فقه، این كتاب تا زمان مجلسى اول مشهور نبود و از زمان وى معروف گردید، علتش آن بود كه، جماعتى از اهل قم نسخه آن كتاب را به مكه آوردند، قاضى امیر سید حسین اصفهانى آن را دید و یقین كرد كه آن تألیف حضرت رضا صلوات الله علیه است، سید آنرا استنساخ كرد و با خود به اصفهان آرد و به مجلسى اول نشان داد، او و فرزندش مجلسى دوم یقین كردند كه آن از حضرت رضا صلوات الله علیه است .
منبع:
خاندان وحى، سید على اكبر قریشى، ص 570 - 604
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:28 توسط مهدی ساریجلو
|
ایران از برکت وجود امام رضا(ع) به مهد تشیع تبدیل شده است
نماینده ولی فقیه در استان خوزستان، گفت: امام رضا(ع) یک رمز و الگو است و ایران به برکت وجود این امام همام به مهد تشیع تبدیل شده است.
به گزارش "شیعه نیوز" به نقل از شبستان، آیت الله سید محمد علی موسوی جزایری، نماینده ولی فقیه در استان خوزستان و امام جمعه اهواز، شب گذشته 16 آبان در مراسم اختتامیه همایش خوزستان دروازه ورود تشیع و امام رضا(ع) به ایران که در تالار مهتاب اهواز برگزار شد با بیان این مطلب گفت: طبق مطالعاتی که صورت گرفته، خوزستان دروازه ورود تشیع است و این مسئله ارتباط تنگاتنگی با سفر امام رضا(ع) به ایران دارد.
وی به دلیل نام گذاری خوزستان به عنوان دروازه ورود تشیع اشاره کرد، و افزود: با توجه به اینکه ایرانیان همگی آمادگی پذیرش تشیع را داشتند، در عین حال خوزستان و به خصوص اهواز در طول تاریخ همواره در زمینه تشیع پیشتاز و پیش قدم بوده است.
وی با بیان اینکه خداوند تبارک و تعالی به برکت وجود امام رضا(ع) در مقاطع حساس نسبت به کشور و ملت ایران عنایات خاصی فرموده است، خاطر نشان کرد: ورود امام رضا(ع) به ایران و استقرار ایشان در مشهد، استقلال، عزت و سربلندی را برای ایران به ارمغان آورد.
وی تصریح کرد: دشمنان به صورت های مختلف و در طول تاریخ قصد تجاوز به ایران را داشتند ولی با عنایات باری تعالی و ورود تشیع از خوزستان پرچم لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله همچنان سربلند در حال اهتزاز است و تا ظهور حضرت مهدی موعود(عج) مستمر و مستدام خواهد بود.
آیت الله جزایری، به معجزات و کرامات امام رضا(ع) اشاره کرد و اظهار داشت: روزی نیست که برکت توجهات این حضرت معجزاتی واصل نشود و دردمندان به حاجت های خود نرسند، به همین جهت است که موقعیت خاص امام رضا(ع) میان همه معصومین از باب استحباب زیارت فقها بعد از امام حسین(ع) در مقام افضل قرار دارد.
وی ضمن تشکر از همه دست اندرکاران برگزاری این همایش، قدردانی از زحمت کشان را یک وظیفه اخلاقی و شرعی دانست و تأکید کرد: این مسئله چنان مهم است که امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه ایی به مالک اشتر به این موضوع که بی اعتنایی به تلاش فعالان به سرنوشت جامعه اسلامی صدمه می زند اشاره کرده، از این رو وظیفه می دانیم که در چنین مجالسی از مسئولان قدردانی و تشکر کنیم.
حجت الاسلام عباس بسی خاسته، مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، ضمن تشکر از زحمات دست اندرکاران این همایش، اظهار داشت: ششمین همایش خوزستان دروازه ورود تشیع به ایران و امام رضا(ع) همزمان در 30 استان کشور و چند کشور خارجی در حال اجرا است.
وی با بیان اینکه 50 مقاله به دبیرخانه همایش ارسال شد که با نظر هیئت علمی 20 مقاله به بخش مسابقه راه یافت، افزود: از مقالات راه یافته به مسابقه، 8 مقاله به دو زبان فارسی و عربی انتخاب شدند که در همایش قرائت گردید.
حجت الاسلام بسی خاسته، خاطر نشان کرد: در این همایش 2 روزه، 9 اندیشمند از استان خوزستان از جمله نمایندگان مجلس خبرگان رهبری در استان خوزستان، علما و اساتیدی از حوزه و دانشگاه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و... شرکت داشتند.
شايان ذکر است، برنامه ابتهال خوانی توسط سید کریم موسوی قاری ممتاز بین المللی و قرائت بیانیه هیئت علمی همایش از دیگر برنامه های این همایش بود و در پایان از برگزیدگان همایش خوزستان دروازه تشیع و سخنرانان شرکت کننده در همایش با لوح تقدیر، تندیس جشنواره و هدایایی تجلیل شد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:27 توسط مهدی ساریجلو
|
ضريح امام رضا(ع) در آفريقا
بُعد منزل نبود در سفر روحاني ...
به گزارش "شیعه نیوز" به نقل از ابنا، در جزيره تاريخي زنگبار در كشور تانزانيا ، چندين حسينيه و مسجد وجود دارد كه در آنها تاريخ گوهربار تبليغ تشيع بوضوح فابل مشاهده است.
يكي از اين مكانها كه باعث حيرت و تعجب بينندگان ميگردد وجود مكاني بنام "محفل شاه خراسان" است كه به زبان فارسي و انگليسي در آن محل خودنمايي ميكند. در اين مكان الگويي نمادين از ضريح مقدس علي بن موسي الرضا (ع) ساخته شده و به صورت زيبايي تزيين شده است. شيعيان اثنیعشري اندكي كه در جزيره تاريخي زنگبار در حال حاضر سكني داشتند ،بصورت روزمره با حضور در اين حسينيه اقدام به سلام به امام رضا (ع) مينمايند.
«آقاي محمود كاظم» از رهبران شيعه در زنگبار با اشاره به قدمت اين مكان عنوان داشت كه در گذشته با توجه به بعد مسافت به ايران و دشواري سفر زائران علي بن موسي الرضا به مشهد از راه دريا، شيعيان با تشكيل محفل شاه خراسان از همين جا به امام هشتم (ع) سلام ميكردند. به مرور زمان قبههايي نمادين از مرقد مطهر حضرت زينب و ام كلثوم و رقيه عليهم السلام در اين مكان قرار داده شد تا شيعيان با آشنايي با اماكن مقدس خود، از راه دور زيارت نمايند.
اينك محفل شاه خراسان در ايام اربعين حسيني ،پذيراي صدها نفر از شيعيان سراسر جهان بوده و مراسم سينه زني و زنجيرزني و دادن اطعام با شكوه خاصي در آن برگزار ميگردد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:26 توسط مهدی ساریجلو
|
سخنان معصومان(ع)درباره امام رضا(ع )
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم:پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گناهكارى اورا زيارت نكند جز اين كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم:«ستدفن بضعه منى بخراسان ما زارها مكروب الا نفس الله كربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»(1) پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گنهكارى اورا زيارت نكند جز اين كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد.
امام رضا عليه السلام:«ان لكل امام عهدا فى عنق اوليائه و شيعته و ان من تمامالوفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم. »(2) هر امام و رهبرى، عهد و ميثاقى بر پيروان و دوستدارانش داردو همانا يكى از اعمالى كه نمايانگر وفادارى و اداى ميثاق است،زيارت آرامگاه آنان است.
امام رضا عليه السلام:«اللهم انك تعلم انى مكره مضطر فلا تؤاخذنى كما لم تؤاخذ عبدكو نبيك يوسف حين وقع الى ولاية مصر.»(3) بار خدايا تو مىدانى كه من بر پذيرفتن ولايتعهدى مامون مجبورو ناچارم پس مرا مؤاخذه مكن همان گونه كه بنده و پيامبرت يوسفرا به هنگام پذيرفتن حكومت مصر مؤاخذه نكردى.
امام رضا عليه السلام:«قد علم الله كراهتى لذلك، فلما خيرت بين قبول ذلك و بينالقتل اخترت القبول على القتل.»(4) ريان گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم مردم مىگويند شمابا اين كه اظهار بىرغبتى به دنيا مىكنيد ولايتعهدى راپذيرفتهايد؟ امام فرمود: خداوند خود مىداند كه من اين امر راناپسند مىداشتم ولى چون بين پذيرش آن و مرگ مخير شدم، قبول آنرا بر مرگ ترجيح دادم.
امام رضا عليه السلام:«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتيته يوم القيامه فى ثلاثةمواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا وعند الصراط و عند الميزان.»(5) كسى كه با دورى راه سرا و مزارم را زيارت كند، روز قيامت درسه جا [براى دستگيرى] نزد او خواهم آمد و او را از بيم وگرفتارى آن موقفها رهايى خواهم بخشيد: هنگامى كه نامهها [ىاعمال] به راست و چپ پراكنده شود، نزد صراط و نزد ميزان [هنگامسنجش اعمال].
امام رضا عليه السلام:«من زارنى و هو يعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فاناو آبائى شفعائه يوم القيامة و من كنا شفعائه نجى.»(6) هر كه مرا زيارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر اوواجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامتشفيع او هستيم وهر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد.
امام رضا عليه السلام:«انى ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنى عارفا بحقى... غفر اللهما تقدم من ذنبه و ما تاخر.»(7) من به زودى مظلومانه با سم به قتل خواهم رسيد. پس هر كه باشناختحق من زيارتم كند خداوند گناهان گذشته و آينده او راببخشايد.
امام رضا عليه السلام:«... و هذه البقعة روضة من رياض الجنة و مختلف الملائكة لا يزالفوج ينزل من السماء و فوج يصعد الى ان ينفخ فى الصور.»(8) اين بارگاه بوستانى از بوستانهاى بهشت است، و محل آمد و شدفرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مىآيند و گروهىبالا مىروند تا وقتى كه در صور دميده شود.
امام رضا عليه السلام:«و قد اكرهت و اضطررت كما اضطر يوسف و دانيال عليهما السلام اذقبل كل واحد منهما الولاية من طاغية زمانه، اللهم لا عهد الاعهدك و لا ولاية الا من قبلك فوفقنى لاقامة دينك و احياء سنةنبيك... .»(9) من [به اين كار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان كه يوسف ودانيال عليهما السلام مجبور شدند چه هر يك از آن دو، ولايت رااز خودكامه زمان خويش پذيرفتند، خدايا پيمانى نيست مگر پيمانتو و ولايتى نيست مگر از سوى تو، پس مرا در برپا داشتن دينت وزنده كردن سنت پيامبرت توفيق رسان.
امام رضا عليه السلام:«قد نهانى الله عز و جل ان القى بيدى الى التهلكة فان كان الامرعلى هذا... اقبل ذلك على انى لا اولى احدا و لا اعزل احدا و لاانقض رسما و لا سنة.»(10)
خداوند مرا بازداشته از اين كه خويش را با دستخود به نابودىافكنم، پس اگر قرار چنين است آن را مىپذيرم به شرط آن كه نهكسى را به كار گمارم و نه كسى را از كار كنار گذارم و نه رسمو سنتى را نقض كنم.
پىنوشتها:
1- عيون اخبار الرضا، ج2، ص257.
2- بحار، ج100، ص116.
3- بحار، ج49، ص130.
4-عيون اخبار الرضا، ج2، ص139.
5- وسائل، ج10، ص433.
6- همان، ج5، ص436.
7-همان، ج10، ص438.
8- بحار، ج102، ص44.
9- عيون اخبار الرضا، ج1، ص19.
10- علل الشرايع، ج1، ص226.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:24 توسط مهدی ساریجلو
|
هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)
در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشانترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسانمىنشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مىگيريم.
اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) طبق رواياتى كه داريم قبلاز اين عالم انوارى بودهاند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردمامتياز داشتهاند.»
حضرت امام خمينى ضمن بيان مطلب فوق افزودهاند:
«ومقاماتى دارند الى ماشاء الله چنانكه در روايات معراج جبرئيل عرض مىكند:
... هرگاه كمى نزديكتر مىشدم، سوخته بودم.
با اين فرمايش كه ... ما با خداحالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مىتواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.اينجزء اصول مذهب ماست كه ائمه(عليهم السلام) چنين مقاماتى دارند.
چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(ع) هم هست.»
پيشوايان شيعه تمام عمر خويش را صرف بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و تنهاهدف و مقصدشان نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده، نورشان از بسيط خاك تاآن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى پرتوافشانى كرده و مىكند.
در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشانترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسانمىنشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مىگيريم.
دستت نمىرسد كه بچينى گلى ز شاخ بارى بپاى گلبن ايشان گياه باش
1- عبادت و نيايش
امام خمينى مىنويسد:
فرموده ائمه(عليهم السلام) كه:
«عبادت ما عبادت احرار است كه فقط براى حب خداست، نه طمع به بهشتيا ترساز جهنم است»از مقامات معمولى و اول درجه ولايت است. از براى آنها در عبادات حالاتى است كهبه فهم ما و شما نمىگنجد.
و در جاى ديگر مىفرمايد: شما خيال مىكنيد گريههاىائمه طاهرين(عليهم السلام) و ... براى تعليم بوده و مىخواستهاند به ديگرانبياموزند؟
آنان با تمام آن معنويات و مقام شامخى كه داشتند از خوف خدامىگريستند و مىدانستند راهى كه در پيش دارند پيمودنش چه قدر مشكل و خطرناكاست.
از مشكلات، سختيها ناهمواريهاى عبور از صراط كه يك طرف آن دنيا و طرفديگرش آخرت مىباشد و از ميان جهنم مىگذرد خبر داشتند.
از عوالم قبر، برزخ،قيامت و عقبات هولناك آن آگاه بودند از اين روى هيچگاه آرام نداشته و هموارهاز عقوبات شديد آخرت به خدا پناه مىبردند.
شيخ صدوق (متوفا به سال 381) ازابراهيم بن عباس نقل مىكند كه: حضرت رضا(ع) در شب كم مىخوابيد و بيشتر بيدارمىماند، اكثر شبهايش را از اول شب تا صبح احيا مىداشت (و به عبادت و نيايشمىپرداخت).
و حتى اهل منزل خود را به نماز شب وادار مىساخت.
شيخ صدوق در جاى ديگر از رجاء بن ابىضحاك نقل مىكند كه وى گفت:
مامون به من ماموريت داد تا حضرت رضا(ع) را (به اجبار) از مدينه به مروبياورم (تا تحت نظر باشد) و دستور داشتم از راه مخصوصى امام را بياورم و وى رااز قم عبور ندهم (چون مركز شيعيان بود و احتمال شورش مىرفت) و شب و روزمىبايستبه نگهبانى از آن حضرت مشغول باشم. از مدينه تا مرو با حضرت بودم، بهخدا سوگند كسى را مانند او در تقوا و كثرت ذكر خدا و خوف از او در تمام اوقاتنديدم. و سپس به تفصيل، كيفيت اداى نمازها و ذكرها و راز و نيازهاىحضرتراشرحمىدهد.
آن حضرت درباره وحشت و هراس شيطان از نماز و نمازگزارمىفرمايد:
شيطان همواره از مومنى كه مراقب وقت نمازهاى پنجگانهاش باشد در هراساست و در صورتى كه وى نمازهاى خود را ضايع كند بر او جرات پيدا مىكند و كم كماو را در گناهان بزرگ مىاندازد.
برخيز و شست و شو كن با اشك خود وضو كن تحصيل آبرو كن در پيشگاه يزدان دور افكن اين ريا را وين كبر و اين هوى رايكدم بخوان خدا را چون عاشقى پريشان
2- انس به قرآن و تامل در آن
اصولا پيوند ميان قرآن و عترت پيوندى عميق،جاودانه و پايدار است كه حديثشريف ثقلين بدان شهادت داده است.
شيخ صدوق از يكى از معاصران حضرت چنين نقل كرده است: همه كلام حضرت و جوابها ومثالهايش برگرفته از قرآن بود، هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكرد و مىفرمود:
اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم مىتوانم آن را ختم نمايم اما هرگز به آيهاىنمىرسم مگر اينكه در معناى آن و اينكه درباره چه چيزى و در چه وقتى نازل گشته،مىانديشم.
آن حضرت در مورد پيروى از قرآن مىفرمايد: قرآن كلام و سخن خداست ازآن نگذريد و هدايت را در غير آن نجوييد كه گمراه مىشويد. (12)
3- اطاعت از ولى امر
اساسا تمامى ائمه اطهار(عليهم السلام) تا قبل از رسيدن بهمقام امامت مطيعترين فرد نسبتبه ولى امر خويش بودهاند.
امام كاظم(ع) فرمودهاند: «على، پسرم، بزرگترين فرزندم است و سخنانم راشنواتر و دستوراتم را مطيعتر است».
و اينك ما كه در زمان غيبتحضرت صاحبالعصر(ع) بسر مىبريم نيز بايستى با تمام توان خويش از ولايت فقيه كه منصبنمايندگى از جانب حضرت حجت(ع) است، حمايت و پاسدارى نماييم. و چه بسيار دور ازحقيقتاند آنان كه با طرح شبهات كودكانه مىخواهند اصل ولايت فقيه را زير سؤالبرند، در صورتى كه اطاعت از ولى فقيه در زمان غيبت، مورد تصريح حضراتمعصومين(عليهم السلام) قرار گرفته است و حضرت امام خمينى نيز به تفصيل در كتابولايت فقيه به شرح آن پرداختهاند.
در قسمتى از كتاب فوق مىخوانيم:
الفقهاء امناء الرسل .. همانطور كه پيغمبر اكرم مامور اجراى احكام و برقرارىنظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم مسلمين قرار داده و اطاعتش راواجب شمرده است فقهاى عادل هم بايستى رئيس و حاكم باشند و اجراى احكام كنند ونظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند.
4- علم و دانش
شيخ طبرسى (از علما و دانشمندان قرن ششم) نقل مىكند كه: امام كاظم(ع) همواره به فرزندان خويش مىفرمود: اين برادر شما، على بن موسى،عالم آل محمد است، پس از وى در مورد اديان خود بپرسيد و آنچه به شما تعليممىدهند را حفظ كنيد، چرا كه از پدرم (امام صادق(ع» چندين بار شنيدم كهمىفرمود:
عالم آل محمد در صلب توست و اى كاش او را درك مىكردم. يك بار خودآن حضرت فرمودند:
من در روضه (مسجد النبى ص) مىنشستم، در مدينه دانشمندان زيادى بودند، هرگاهيكى از آنها در پاسخ دادن به مطلبى عاجز مىگشت، همگى به من اشاره مىكردند ومسائلى را پيش من مىفرستادند و من به آنها پاسخ مىدادم.
آرى! از سربلندىنديده قافش صداى سيمرغ.
شيخ طبرسى از هروى نقل كرده است كه: هيچ كس را دانشمندتر از على بن موسىالرضا(ع) نديدم و هيچ دانشمندى نيز وى را نديد مگر اينكه همانند من به فضل ودانش او شهادت داد.
شيخ صدوق مىنويسد: مامون افرادى را از فرقهها و گروههاىمختلف و گمراه دعوت مىكرد و قصد آن داشت تا بر امام در بحث و مناظره پيروزشوند و اين به جهتحقد و حسدى بود كه نسبتبه آن حضرت در دل داشت، اما امام باكسى به بحث ننشست جز آنكه در پايان به فضيلت آن حضرت اعتراف كرد و در برابراستدلال امام سر فرود آورد.
آرى «چراغى را كه ايزد برفروزد» هيچكس را توانخاموشى آن نخواهد بود.
خود حضرت امام رضا(ع) مىفرمايد:
... آنگاه كه من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجيل با انجيلشان و براهل زبور با زبورشان و بر صائبين با زبان عبرى خودشان و بر هربذان با زبانفارسىشان و بر روميان با زبان خودشان و بر اصحاب مقالات با لغتخودشان استدلالكنم. و آنگاه كه هر دستهاى را محكوم كردم و دليلشان را باطل ساختم و دست ازعقيده و گفتار خود كشيدند و به گفتار من گراييدند مامون در مىيابد مسندى كهبر آن تكيه كرده استحق او نيست و در اين هنگام پشيمان مىگردد. سپس فرمود:
«ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم».
5-امر به معروف و نهى از منكر
طبق تصريح آيات قرآن و رواياتاهل بيت(عليهم السلام) امر به معروف و نهى از منكر از اهميت ويژهاى برخورداراست و اصولا ساير واجبات به واسطه آن دو برپا مىگردند. اميرالمؤمنين(ع) فرموده است: امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه در غير اين صورت ستمگران برشما مسلط مىگردند و آنگاه هر قدر هم كه دعا كنيد اجابتنمىشود.
در جاى ديگر نيز فرمودهاند:
قوام دين در سه چيز خلاصه مىشود:امر به معروف، نهى از منكر و اقامه حدود.
با توجه به فرمايش حضرت رسول اكرم(ص) كه بالاترين جهاد سخنعدلى است كه نزد فرمانرواى ظالمى ايراد گردد حضرت رضا(ع) در مقاطع مختلفزندگى خويش با جلوههاى گوناگون توانستبا بالاترين جهاد سياستهاى باطلزمامداران ستمگر زمان خويش را نقش بر آب نمايد و چهره حق و حقيقت رابنماياند.
نقش امر به معروف و نهى از منكر به حدى در زندگى آن حضرت بارز بود كه يكى ازمهمترين علل شهادت حضرت رضا(ع) محسوب مىگردد.
مرحوم شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا(ع) در باب اسباب شهادت آن حضرت، سهخبر نقل كرده است كه مويد ادعاى مزبور مىباشد.
و جالب اينجاست كه در ضمن خبراول حضرت به پرونده ثروتهاى بادآورده مامون و غيرقانونى بودن آنها نيز اشارتكرده است.
مرحوم شيخ كلينى (متوفا به سال329) درباره عذاب تاركان امر به معروف و نهىاز منكر حديثى از امام رضا(ع) نقل كرده كه آن حضرت از قول رسول خدا(ص) فرموده:
زمانى كه امت من نسبتبه امر به معروف و نهى از منكر سهل انگارى كنند ومسووليت را به گردن يكديگر اندازند (و هر كس منتظر اين باشد كه ديگرى آن راانجام دهد) در اين صورت بايستى منتظر عذاب الهى باشند و اين كار آنها به منزلهاعلان جنگ با خداست.
يكى از كنيزان مامون چنين گفته است:
«هنگامى كه در منزل مامون بوديم در بهشتى از خوردنىهاى و نوشيدنىها و بوى خوش و پول فراوان بسرمىبرديم اما همين كه مامون مرا به امام رضا(ع) بخشيد ديگر از آن همه ناز ونعمتخبرى نبود، زنى كه سرپرست ما بود، شب ما را بيدار مىكرد و به نماز وادارمىساخت كه بر ما سخت و گران مىآمد و آرزو مىكردم از آنجا رهايى يابم ..»
كهالبته به زودى توسط حضرت به ديگرى بخشيده شد زيرا لياقتخدمت در منزل امام رانداشت.
همانطور كه ملاحظه مىشود، امام نسبتبه نماز شب خواندن اهل منزل عنايتداشتند و لذا به سرپرست زنان دستور داده بودند كه آنها را در آن موقع بيدارنمايند.
در اينجا يادآورى اين نكته بجاست كه ميان «تحميل عقيده» و «تحميلعمل در برخى امور» تفاوت وجود دارد. در قرآن كريم مىخوانيم:
«لا اكراه فى الدين»[در دين تحميل عقيده راه ندارد.] در صورتى كه تحميل عمل در برخى ازموارد كه مصلحتبالاترى وجود دارد نه تنها جايز بلكه ضرورى مىباشد. به عنوانمثال وقتى معلمى دلسوز، دانشآموز خود را به انجام پارهاى از تكاليف وادارمىسازد، هيچگاه نمىخواهد تحميل عقيده نمايد بلكه به خاطر در نظر گرفتن صلاح ومصلحت دانشآموزش به وى نوعى عمل را اجبار مىكند و چه بسا همان دانشآموز پس ازرسيدن به مدارج عالى علمى از كار معلم بسيار خشنود و دلشاد گردد.
تذكرات دلسوزانه خمينى كبير را مرورى دوباره كنيم: بايد همه بدانيم كه آزادىبه شكل غربى آن كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مىشود از نظر اسلام وعقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانىها و كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفتعمومى و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيرى از آنها واجباست و از آزادىهاى مخرب بايد جلوگيرى شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچهبرخلاف مسير ملت و كشور اسلامى و مخالف با حيثيت جمهورى اسلامى استبطورقاطع اگرجلوگيرى نشود همه مسوول مىباشند و مردم و جوانان حزباللهى اگر برخورد به يكىاز امور مذكور نمودند به دستگاههاى مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهى نمودندخودشان مكلف به جلوگيرى هستند خداوند تعالى مددكار همه باشد.
6- هشيارى سياسى و سازش ناپذيرى
ائمه(عليهم السلام) نه فقط خود با دستگاههاىظالم و دولتهاى جائر و دربارهاى فاسد مبارزه كردهاند بلكه مسلمانان را به جهادبر ضد آنها دعوت نمودهاند، بيش از پنجاه روايت در وسائل الشيعه و مستدركو ديگر كتب هست كه «از سلاطين و دستگاه ظلمه كنارهگيرى كنيد و به دهان مداحآنها خاك بريزيد، هر كس يك مداد به آنها بدهد يا آب در دواتشان بريزد چنين وچنان مىشود ..» خلاصه دستور دادهاند كه با آنها به هيچ وجه همكارى نشود وقطع رابطه بشود.
امام خمينى در جاى ديگر اينطور مىفرمايند:
ائمه ما(عليهم السلام) همه شان كشته شدند براى اينكه همه اينها مخالف با دستگاه ظلمبودند اگر چنانچه امامهاى ما تو خانههايشان مىنشستند .. محترم بودند،روى سرشان مىگذاشتند ائمه ما را، لكن مىديدند هر يك از اينها حالا كهنمىتواند لشركشى كند از باب اينكه مقتضياتش فراهم نيست، دارد زيرزمينى اينهارا از بين مىبرد، اينها را مىگرفتند حبس مىكردند ..
مرحوم شيخ كلينى از قوليكى از ياران امام رضا(ع) مىنويسد:
پس از آنكه حضرت رضا(ع) به امامت رسيد سخنانى ايراد فرمود كه بر جان وىترسيديم و لذا به آن حضرت عرض شد: مطلبى آشكار كردى كه بيم داريم اين طاغوت(هارون) بر عليه شما اقدامى كند، و حضرت در جواب فرمود:
هر كارى مىتواند انجام دهد ..
يكى ديگر از ياران حضرت مىگويد:
به امام عرض كردم: شما خود را به اين امر (يعنى امامت) شهره ساخته و جاى پدرنشستهايد، در حالى كه از شمشير هارون خون مىچكد (و دوران اختناق عجيبىحكمفرماست، شما با چه جراتى چنين مىكنيد؟!) كه آن حضرت با پاسخ خود به وىفهماند كه اين مسائل و ماموريتهاى ائمه(عليهم السلام) قبلا از جانب الهى تعيينشده و هارون قدرت مقابله با حضرت را ندارد.
امام هشتم با هشيارى سياسى خويشتوانست پس از مرگ هارون (كه در سال دهم از امامتحضرت اتفاق افتاد) در دوراننزاع و كشمكشهاى ميان دو برادر (يعنى امين و مامون) به ارشاد و تعليم و تربيتشيعه ادامه دهد.
و بالاخره پس از به قدرت رسيدن مامون، با حركتها و موضعگيريهاى دقيق وحكيمانه نقش عظيم خويش را به خوبى ايفا نمود.
همانطور كه معروف است مامون در ميان خلفاى بنىعباس از همه داناتر و زيركتربود، از علوم مختلف آگاهى داشت و تمام اينها را وسيلهاى براى پيشبرد قدرتشيطانى خويش قرار داده بود و از همه مهمتر جنبه عوام فريبى وى بود. وى با طرحيك نقشه حساب شده، ولايت عهدى حضرت را پيشنهاد كرد كه اهداف مختلفى را دنبالمىنمود از جمله: در هم شكستن قداست و مظلوميت امامان شيعه و پيروانشان،مشروعيتبخشيدن به حكومتخويش و خلفاى جور قبلى و كسب وجهه و حيثيتبراى خويش،تخطئه شيعيان مبنى بر عدم اعتنا به دنيا و رياست، كنترل مركز و كانون مبارزات، دور كردن امام از مردم و تبديل امام به يك عنصر دربارى و توجيهگر دستگاه.
مقام معظم رهبرى حضرت آيهالله خامنهاى (مدظله العالى) ضمن برشمردن و توضيحاهداف فوق فرمودهاند:
در اين حادثه، امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) در برابر يك تجربه تاريخى عظيمقرار گرفت و در معرض يك نبرد پنهان سياسى كه پيروزى يا ناكامى آن مىتوانستسرنوشت تشيع را رقم بزند، واقع شد. در اين نبرد رقيب كه ابتكار عمل را بدستداشت و با همه امكانات به ميدان آمده بود مامون بود.
مامون با هوشى سرشار و تدبيرى قوى و فهم و درايتى بىسابقه قدم در ميدانىنهاد كه اگر پيروز مىشد و اگر مىتوانست آنچنانكه برنامهريزى كرده بود كار رابه انجام برساند يقينا به هدفى دست مىيافت كه از سال چهل هجرى يعنى از شهادتعلى بن ابيطالب(ع) هيچيك از خلفاى اموى و عباسى با وجود تلاش خود نتوانستهبودند به آن دستيابند يعنى مىتوانست درخت تشيع را ريشهكن كند و جريان معارضىرا كه همواره همچون خارى در چشم سردمداران خلافتهاى طاغوتى فرو رفته بود بكلىنابود سازد. اما امام هشتم با تدبيرى الهى بر مامون فائق آمد و او را درميدان نبرد سياسى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد و نه فقط تشيعضعيف يا ريشهكن نشد بلكه حتى سال دويست و يك هجرى يعنى سال ولايتعهدى آن حضرتيكى از پر بركتترين سالهاى تاريخ تشيع شد و نفس تازهاى در مبارزات علوياندميده شد و اين همه به بركت تدبير الهى امام هشتم و شيوه حكيمانهاى بود كه آنامام معصوم در اين آزمايش بزرگ از خويشتن نشان داد.
آرى نمونههاى هشيارى وتيزبينى آن حضرت در قضاياى متعددى جلوهگر است مانند ماجراى نماز عيد كه هر چندبا پيشنهاد مامون بود اما حركت و شيوه حضرت به گونهاى بود كه مامون دستورجلوگيرى از اقامه نماز را صادر كرد و به قول رهبر عزيزمان «مامون را درميدان نبردى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد.»
7- تواضع و فروتنى
مرحوم شيخ صدوق به نقل از يكى از معاصران حضرت رضا(ع)مىنويسد: چون سفره انداخته مىشد، غلامانش حتى دربان و نگهبان نيز با اوسر يك سفره مىنشستند. مرحوم ابن شهر آشوب (متوفا به سال 588) نيز مىنويسد: روزى امام وارد حمام شد، مردى (كه حضرت را نمىشناخت) از وى درخواست كرد تا اورا كيسه كشد، امام نيز پذيرفت و مشغول شد. حاضران به آن مرد، حضرت را معرفىكردند و او با كمال شرمندگى و سرافكندگى از حضرت پوزش خواست اما حضرت رضا(ع)او را آرام نمود و به كار خود همچنان ادامه داد.
مرحوم كلينى طبق حديثى فرموده:
شبى امام مهمان داشت، در ميان صحبت، چراغ دچار نقص گشت، مهمان خواستآن را اصلاح نمايد ولى حضرت اجازه نداد و خود به اصلاح آن پرداخت.
مرحوم علامه مجلسى (متوفا به سال 1111) چنين نقل كرده است:
مردى از اهالى بلخ گويد:
در سفر خراسان با حضرت همراه بودم، به دستور وى سفرهانداخته شد و خدمتكاران و غلامان، چه سياهان و چه غير ايشان، همگى را بر سر يكسفره نشاند، به امام عرض كردم:
فدايتشوم خوب بود براى اينها سفره جداگانهاىمىانداختيد. حضرت فرمود:
ساكتباش.
پروردگار همه يكى است، پدر و مادر همه يكى است و پاداش و جزا (فقط) به عملبستگى دارد (نه بر حسب و نسب و جاه و مقام).
8- احترام و محبتبه ديگران
مرحوم اربلى (از دانشمندان قرن هفتم) در خبرىكه نقل نموده است از قول يكى از معاصران امام رضا(ع) مىنويسد: هرگز نديدم كهامام در سخن خويش نسبتبه كسى بىاحترامى كند و هرگز نديدم كه كلام ديگرىرا قطع كند، و مىگذاشت تا سخنانش به پايان رسد .. هيچگاه در برابر كسى كهمقابلش نشسته بود پاهايش را دراز نمىكرد و تكيه نمىزد. هرگز نديدم به هيچيكاز خدمتكاران و غلامانش ناسزا گويد ..
آن حضرت فرموده است:
محبتبه ديگراننيمى از عقلانيت و خرد ورزى است.
و از آنجا كه درصد قابل توجهى از كينهها ودلخورىها به سبب سخنان بىمورد و بعضا نيشدارى است كه نسبتبه يكديگر اظهارمىگردد و شايد در اكثر موارد نيز بىقصد و غرض باشد آن حضرت فرمودهاند:
سكوت موجب جلب محبت مىگردد.
پوزش
در پايان، از محضر نورانى امام رئوف و مهربانحضرت رضا(ع) پوزش مىطلبيم; چرا كه بيان يك ويژگى از ويژگيهاى خدايى ايشان ازعهده كسى ساخته نيست.
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:23 توسط مهدی ساریجلو
|
روزشمار تاریخ؛ ولادت هشتمين امام شيعيان، امام رضا (ع)
20 آبان 1387هجري شمسي/ يازدهم ذيقعده 1429هجري قمري مصادف است باسالروز ولادت هشتمين امام شيعيان در سال 148هجري قمري.
-
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 148هجري قمري: "ابوالحسن علي بن موسي حضرت امام رضا (ع)"، هشتمين پيشواي مسلمانان جهان در مدينه منوّره قدم به عرصه حيات نهادند. مادر با فضيلت ايشان زني ايراني به نام نجمه بودند كه به "اُمُّ البَنين" شهرت داشتند. پدر بزرگوارشان هم امام موسي كاظم (ع) هفتمين امام شيعيان جهان بودند. امام رضا (ع) در سن 36سالگي هنگاميكه پدرشان را از دست دادند امامت مسلمانان را به عهده گرفتند. مأموران خليفه عباسي كه در آن ايام در خراسان حكومت ميكرد، امام رضا (ع) را به اجبار از مدينه به مرو خواند و مقام ولايتعهدي را براي آن حضرت در نظر گرفت. اما آن حضرت طي راه با افشاي ماهيت اين حركت مزدورانه مأمون به تشريح موقعيت خود پرداختند به طوري كه هنگام رسيدن ايشان به خراسان، افكار مردم كاملاً سوي امام متمايل شد. دوران امامت آن بزرگوار دوره نشر و گسترش حقايق و معارف اسلامي و قرآني بود.
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 1321هجري قمري: حكومت سلسله آل بويه از مشهورترين خاندان هاي شيعي ايراني آغاز شد. اين خاندان دَيالِمِه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از اخلاف ماهيگيري به نام بويه بودند كه نام وي عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا در خدمت مَرداويج بن زيار بودند اما بعدها شهرهاي بسياري را به تصرف خود در آوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ اسلامي خدمات ارزندهاي كردند. بعضي از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و ازاديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برميگزيدند. آل بويه در اقامه و احياي مراسم و شعائر شيعه از جمله عزاداري سيّد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و جشن عيد غدير اهتمام تمام مبذول ميداشتند؛ از اين خاندان آثار زيادي در ايران و عراق به جاي مانده كه بيمارستان عَضُدي بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جملهاند.
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 338هجري قمري: "محمّدبن سُغمان"، معروف به شيخ مفيد فقيه و متكلم بزرگ شيعي در حومه شهر بغداد ديده به جهان گشود. وي در خانوادهاي اهل علم و ايمان پرورش يافت و دانش هاي ابتدايي را در خانواده و زادگاهش فرا گرفت، سپس راهي بغداد شد و در دو علم كلام و فقه راه بحث و استدلال را پي گرفت و با پيروان هر عقيده به مباحثه و مناظره پرداخت. از شاخص ترين شاگردان شيخ مفيد به سيّد مرتضي عَلَمُ الهُدي و شيخ طوسي ميتوان اشاره كرد. از آثار اين دانشمند مسلمان كه بيش از 200جلد است اَوايلُ المَقالات، اَلاَزكان، اَحكامُ النِّساء و اَلكلام في دَلايلِ القرآن را ميتوان نام برد. گفتني است كه در اوخر فروردين ماه سال 1372كنگرهاي به مناسبت هزارمين سال وفات شيخ مفيد در قم برگزارشد كه با پيام مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي گشايش يافت.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:20 توسط مهدی ساریجلو
|
روزشمار تاریخ؛ ولادت هشتمين امام شيعيان، امام رضا (ع)
20 آبان 1387هجري شمسي/ يازدهم ذيقعده 1429هجري قمري مصادف است باسالروز ولادت هشتمين امام شيعيان در سال 148هجري قمري.
-
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 148هجري قمري: "ابوالحسن علي بن موسي حضرت امام رضا (ع)"، هشتمين پيشواي مسلمانان جهان در مدينه منوّره قدم به عرصه حيات نهادند. مادر با فضيلت ايشان زني ايراني به نام نجمه بودند كه به "اُمُّ البَنين" شهرت داشتند. پدر بزرگوارشان هم امام موسي كاظم (ع) هفتمين امام شيعيان جهان بودند. امام رضا (ع) در سن 36سالگي هنگاميكه پدرشان را از دست دادند امامت مسلمانان را به عهده گرفتند. مأموران خليفه عباسي كه در آن ايام در خراسان حكومت ميكرد، امام رضا (ع) را به اجبار از مدينه به مرو خواند و مقام ولايتعهدي را براي آن حضرت در نظر گرفت. اما آن حضرت طي راه با افشاي ماهيت اين حركت مزدورانه مأمون به تشريح موقعيت خود پرداختند به طوري كه هنگام رسيدن ايشان به خراسان، افكار مردم كاملاً سوي امام متمايل شد. دوران امامت آن بزرگوار دوره نشر و گسترش حقايق و معارف اسلامي و قرآني بود.
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 1321هجري قمري: حكومت سلسله آل بويه از مشهورترين خاندان هاي شيعي ايراني آغاز شد. اين خاندان دَيالِمِه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از اخلاف ماهيگيري به نام بويه بودند كه نام وي عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا در خدمت مَرداويج بن زيار بودند اما بعدها شهرهاي بسياري را به تصرف خود در آوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ اسلامي خدمات ارزندهاي كردند. بعضي از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و ازاديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برميگزيدند. آل بويه در اقامه و احياي مراسم و شعائر شيعه از جمله عزاداري سيّد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و جشن عيد غدير اهتمام تمام مبذول ميداشتند؛ از اين خاندان آثار زيادي در ايران و عراق به جاي مانده كه بيمارستان عَضُدي بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جملهاند.
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 338هجري قمري: "محمّدبن سُغمان"، معروف به شيخ مفيد فقيه و متكلم بزرگ شيعي در حومه شهر بغداد ديده به جهان گشود. وي در خانوادهاي اهل علم و ايمان پرورش يافت و دانش هاي ابتدايي را در خانواده و زادگاهش فرا گرفت، سپس راهي بغداد شد و در دو علم كلام و فقه راه بحث و استدلال را پي گرفت و با پيروان هر عقيده به مباحثه و مناظره پرداخت. از شاخص ترين شاگردان شيخ مفيد به سيّد مرتضي عَلَمُ الهُدي و شيخ طوسي ميتوان اشاره كرد. از آثار اين دانشمند مسلمان كه بيش از 200جلد است اَوايلُ المَقالات، اَلاَزكان، اَحكامُ النِّساء و اَلكلام في دَلايلِ القرآن را ميتوان نام برد. گفتني است كه در اوخر فروردين ماه سال 1372كنگرهاي به مناسبت هزارمين سال وفات شيخ مفيد در قم برگزارشد كه با پيام مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي گشايش يافت.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:20 توسط مهدی ساریجلو
|
روزشمار تاریخ؛ ولادت هشتمين امام شيعيان، امام رضا (ع)
20 آبان 1387هجري شمسي/ يازدهم ذيقعده 1429هجري قمري مصادف است باسالروز ولادت هشتمين امام شيعيان در سال 148هجري قمري.
-
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 148هجري قمري: "ابوالحسن علي بن موسي حضرت امام رضا (ع)"، هشتمين پيشواي مسلمانان جهان در مدينه منوّره قدم به عرصه حيات نهادند. مادر با فضيلت ايشان زني ايراني به نام نجمه بودند كه به "اُمُّ البَنين" شهرت داشتند. پدر بزرگوارشان هم امام موسي كاظم (ع) هفتمين امام شيعيان جهان بودند. امام رضا (ع) در سن 36سالگي هنگاميكه پدرشان را از دست دادند امامت مسلمانان را به عهده گرفتند. مأموران خليفه عباسي كه در آن ايام در خراسان حكومت ميكرد، امام رضا (ع) را به اجبار از مدينه به مرو خواند و مقام ولايتعهدي را براي آن حضرت در نظر گرفت. اما آن حضرت طي راه با افشاي ماهيت اين حركت مزدورانه مأمون به تشريح موقعيت خود پرداختند به طوري كه هنگام رسيدن ايشان به خراسان، افكار مردم كاملاً سوي امام متمايل شد. دوران امامت آن بزرگوار دوره نشر و گسترش حقايق و معارف اسلامي و قرآني بود.
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 1321هجري قمري: حكومت سلسله آل بويه از مشهورترين خاندان هاي شيعي ايراني آغاز شد. اين خاندان دَيالِمِه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از اخلاف ماهيگيري به نام بويه بودند كه نام وي عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا در خدمت مَرداويج بن زيار بودند اما بعدها شهرهاي بسياري را به تصرف خود در آوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ اسلامي خدمات ارزندهاي كردند. بعضي از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و ازاديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برميگزيدند. آل بويه در اقامه و احياي مراسم و شعائر شيعه از جمله عزاداري سيّد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و جشن عيد غدير اهتمام تمام مبذول ميداشتند؛ از اين خاندان آثار زيادي در ايران و عراق به جاي مانده كه بيمارستان عَضُدي بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جملهاند.
در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 338هجري قمري: "محمّدبن سُغمان"، معروف به شيخ مفيد فقيه و متكلم بزرگ شيعي در حومه شهر بغداد ديده به جهان گشود. وي در خانوادهاي اهل علم و ايمان پرورش يافت و دانش هاي ابتدايي را در خانواده و زادگاهش فرا گرفت، سپس راهي بغداد شد و در دو علم كلام و فقه راه بحث و استدلال را پي گرفت و با پيروان هر عقيده به مباحثه و مناظره پرداخت. از شاخص ترين شاگردان شيخ مفيد به سيّد مرتضي عَلَمُ الهُدي و شيخ طوسي ميتوان اشاره كرد. از آثار اين دانشمند مسلمان كه بيش از 200جلد است اَوايلُ المَقالات، اَلاَزكان، اَحكامُ النِّساء و اَلكلام في دَلايلِ القرآن را ميتوان نام برد. گفتني است كه در اوخر فروردين ماه سال 1372كنگرهاي به مناسبت هزارمين سال وفات شيخ مفيد در قم برگزارشد كه با پيام مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي گشايش يافت.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:20 توسط مهدی ساریجلو
|
میلاد هشتمین اختر تابناک ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بر شما مبارک
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:1 توسط مهدی ساریجلو
|