تبليغاتX
ولایت

زیارتنامه حضرت امام رضا (ع )

زیارتنامه امام رضا(ع)

چون قصد زیارت نمودی ، پیش از آنکه از خانه بیرون روی ، غسل کن و بگو :

اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك اللهم اجعله لی طهورا و شفاءا.

و در وقت بیرون رفتن بگو:

بسم الله و بالله و الی الله و الی ابن رسول الله حسبی الله توكلت علی الله اللهم الیك توجهت و الیك قصدت و ما عندك اردت  

پس چون بیرون رفتتی بر در خانه خود بایست و بگو:

اللهم الیك وجهت وجهی و علیك خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و بك وثقت فلا تخیبنی یا من لا یخیب من اراده و لا یضیع من حفظه صل علی محمد و ال محمد و احفظنی بحفظك فانه لا یضیع من حفظت

چون  بسلامت رسیدی انشاالله پس هرگاه خواهی بزیارت بروی غسل کن و بگو:

اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و محبتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك و قد علمت ان قوام دینی التسلیم لامرك و الاتباع لسنة نبیك و الشهادة علی جمیع خلقك اللهم اجعله لی شفاء و نورا انك علی كل شیء قدیر

پس ببوش باکیزه ترین جامه های خود را و بگو :

الله اكبر و لا اله الا الله و سبحان الله و الحمد لله

چون داخل روضه منوره شدی بگو :

بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله صلی الله علیه و اله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك به و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان علیا ولی الله

پس برو نزد ضریح و بگو :

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و انه سید الاولین و الاخرین و انه سید الانبیاء و المرسلین اللهم صل علی محمد عبدك و رسولك و نبیك و سید خلقك اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبدك و اخی رسولك الذی النتجبته بعلمك و جعلته هادیا لمن شئت من خلقك و الدلیل علی من بعثته برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك و المهیمن علی ذلك كله و السلام علیه و رحمة الله و بركاته اللهم صل علی فاطمة بنت نبیك و زوجة ولیك و ام السبطین الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة الطهرة الطاهرة المطهرة التقیة النقیة الرضیة الزكیة سیدة نساء اهل الجنة اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی الحسن و الحسین سبطی نبیك و سیدی شباب اهل الجنة القائمین فی خلقك و الدلیلین علی من بعثت برسالاتك و دیانی الدین بعدلك و فصلی قضائك بین خلقك اللهم صل علی علی بن الحسین عبدك القائم فی خلقك و الدلیل علی من بعثت برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك سید العابدین اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و خلیفتك فی ارضك باقر علم النبیین اللهم صل علی جعفر بن محمد الصادق عبدك و ولی دینك و حجتك علی خلقك اجمعین الصادق البار اللهم صل علی موسی بن جعفر عبدك الصالح و لسانك فی خلقك الناطق بحكمك و الحجة علی بریتك اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی عبدك و ولی دینك القائم بعدلك و الداعی الی دینك و دین ابائه الصادقین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و ولیك القائم بامرك و الداعی الی سبیلك اللهم صل علی علی بن محمد عبدك و ولی دینك اللهم صل علی الحسن بن علی العامل بامرك القائم فی خلقك المخصوص بكرامتك الداعی الی طاعتك و طاعة رسولك صلواتك علیهم اجمعین اللهم صل علی حجتك و ولیك القائم فی خلقك صلوة تامة نامیة باقیة تعجل بها فرجه و تنصره بها و تجعلنا معه فی الدنیا و الاخرة اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و اوالی ولیهم و اعادی عدوهم فارزقنی بهم خیر الدنیا و الاخرة و اصرفعنی بهم شر الدنیا و الاخرة و اهوال یوم القیمة

السلام علیك یا ولی الله السلام علیك یا حجة الله السلام علیك یا نور الله فی ظلمات الارض السلام علیك یا عمود الدین السلام علیك یا وارث ادم صفوة الله السلام علیك یا وارث نوح نبی الله السلام علیك یا وارث ابراهیم خلیل الله السلام علیك یا وارث اسمعیل ذبیح الله السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله السلام علیك یا موارث عیسی روح الله السلام علیك یا وارث محمد رسول الله السلام علیك یا وارث امیرالمؤمنین علی ولی الله و وصی رسول ربالعالمین السلام علیك یا وارث فاطمة الزهراء السلام علیك یا وارث الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة السلام علیك یا وارث علی بن الحسین زین العابدین السلام علیك یاوارث محمد بن علی باقر علم الاولین و الاخرین السلام علیك یا وارث جعفر بن محمد الصادق البار السلام علیك یا وارث موسی بن جعفر السلام علیك ایها الصدیق الشهید السلام علیك ایها الوصی البار التقی اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله حتی اتیك الیقین السلام علیك یا ابا الحسن و رحمة الله و بركاته

اللهم الیك صمدت من ارضی و قطعت البلاد رجاء رحمتك فلا تخیبنی و لا تردنی بغیر قضاء حاجتی و ارحم تقلبی علی قبر ابن اخی رسولك صلواتك علیه و اله بابی انت و امی یا مولای اتیتك زائرا وافدا عائذا مما جنیت علی نفسی و احتطبت علی ظهری فكن لی شافعا الی الله یوم فقری وفاقتی عندالله مقام محمود و انت عنده وجیه

اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و بولایتهم اتولی اخرهم بما تولیت به اولهم و ابرء من كل ولیجة دونهم اللهم العن الذین بدلوا نعمتك و اتهموا نبیك و جحدوا بایاتك و سخروا بامامك و حملوا الناس علی اكتافال محمد اللهم انی اتقرب الیك باللعنة علیهم و البرائة منهم فی الدنیا و الاخرة یا رحمن

صلی الله علیك یا اباالحسن صلی الله علی روحك و بدنك صبرت و انت الصادق المصدق قتل الله من قتلك بالایدی و الالسن

 

تـرجـمـــــــــــــــــــــــــــــــــه

خدایا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سینه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم ستایش و مدح سپاس بر تو را زیرا که نیرویی نباشد جز به وجود تو خدایا آن را وسیله پاکی و درمان من قرار بده

بنام خدا و به یاری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا خدایا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را نزد توست خواسته و می طلبم

خدایا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائیم و آنچه به من دادی و به تو اطمینان دارم و مرا تهی دست مساز ای که نومید نکند هر که او را خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و نگه دار مرا به نگه داری خودت زیرا تباه نگردد هر که را تو نگه داری کنی

خدایا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سینه ام را و جاری ساز بر زبانم مدح و ثناء خودت و دوستی تو و ستایش تو را زیرا توان و قدرتی نیست جز به تو و براستی دانستم که پایه و استواری دینم تسلیم به فرمان تو و پیروی از روش و سنت تو است و گواهی دادن به این مطلب برای همه خلقت است خدایا آن را برای درمان هر درد و نور هر تاریکی قرار بده زیرا تو بر هر چیزی توانایی

خدا بزرگ است نیست معبودی جز خدا منزه است خدا حمد و سپاس برای خداست

به نام خدا و به یاری خدا و بر آئین رسول خدا رحمت خدا بر او و بر خاندان او گواهی می دهم اینکه نیست معبودی جز خدای یگانه نیست شریکی برای او و گواهم به اینکه محمد بنده خدای و رسول خداست و اینکه علی ولی خداست

گواهم که نیست الهی جز خدای یگانه که شریکی برای او نیست و گواهم به اینکه محمد بنده خدا و رسول خداست و اینکه اوست آقای اولین و آخرین و اوست آقای پیغمبران و رسولان خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و رسولت و پیغمبرت و آقای آفریدگانت همگی درود و رحمتی که نتوان او را شمرد غیر از تو خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب بنده تو و برادر رسول تو که برگزیدی او را به دانش خودت و قرار دادی او را رهبر به هر که خواستی از خلق خود و راهنما بر کسی که مبعوثش کردی به رسالت های خودت و جزابخش در دیانت به عدلت و فیصله دهنده حکم تو بین خلقت و نگهبانش کردی بر همه اینها و درود بر او و رحمت خدا و برکات او خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیغمبرت و همسر ولی تو و مادر دو سبطه حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت آن بانوی پاک و پاکیزه گوهر مطهره پرهیزکار پاکیزه و پسندیده پاک و مبرا از هر نقص بانوی زنان اهل بهشت همگی رحمتی که نتوان شمردش جز خودت خدایا درود فرست بر حسن و حسین دو سبط پیغمبرت و دو آقای جوانان اهل بهشت آن دو بزرگوار برای اقامه دین قیام کردند در میان خلق تو و دو رهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و دو پاداش دهنده دیانت طبق عدلت و دو فیصله بخش قضایت در میان خلق و خدایا درود فرست بر علی بن الحسین بنده تو و قیام کننده در میان خلق تو و راهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و داور در دین مطابق عدلت و فیصله دهنده حکم تو و حاکم در امر دین در میان خلق تو آقای عابدان خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده تو و جانشین تو در زمین شکافنده علم پیغمبران خدایا درود فرست بر جعفر بن محمد راستگو بنده تو و سرپرست دین تو و حجت تو بر همه خلقت راستگو و خوشرفتار خدایا درود فرست بر موسی بن جعفر بنده شایسته ات و زبان گویای تو در میان خلقت و زبان گویای به حکمت تو و حجت بر آفریدگانت خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده بنده ات و سرپرست دین تو آن قیام کننده به عدل تو و دعوت کننده به دینت و دین پدران راستگویش درودی که نتوان شمرد و احصاء کرد جز تو خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده ات و ولی تو قیام کننده به فرمان تو و دعوت کننده به راهت خدایا درود فرست بر علی بن محمد النقی بنده (خاص ) تو و حافظ و نگهبان دین تو خدایا درود فرست بر حسن بن علی عمل کننده به فرمان تو قیام کننده در میان خلقت و آن حجت بزرگوارت اداء کننده از پیغمبرت و گواه تو بر خلقت آنکه مخصوص بود به کرامتت و دعوت کننده بود به اطاعت تو و اطاعت رسولت درود و رحمت های تو بر همه آن بزرگواران خدایا درود فرست بر حجت خودت و ولیت که قیام کننده در میان خلقت رحمتی پی در پی با برکت و پایدار شتاب کن بدان فرج او را و یاری کن او را و قرار ده ما را به او در دنیا و آخرت خدایا من تقرب می جویم به تو به درستی آنها و دوست دارم دوست آنها را و دشمن دارم دشمن آنها را و روزیم کن به وسیله آنان نیکی دنیا و آخرت را و دور کن از من به وسیله ایشان بدی دنیا و آخرت را و هراس های روز قیامت را

درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین درود بر تو ای استوانه دین درود بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا درود بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا درود بر تو ای وارث ابراهیم خلیل خدا درود بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا درود بر تو ای وارث موسی هم سخن با خدا درود بر تو ای وارث عیسی روح خدا درود بر تو ای وارث محمد رسول خدا درود بر تو ای وارث امیرالمؤمنین علی ولی خدا و وصی فرستاده پروردگار جهانیان درود بر تو ای وارث فاطمه زهرا درود بر تو ای وارث حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت درود بر تو ای وارث علی بن حسین زینت عابدان درود بر تو ای وارث محمد بن علی شکافنده دانش اولین و آخرین درود بر تو ای وارث جعفر بن محمد راستگو خوشرفتار درود بر تو ای وارث موسی بن جعفر درود بر تو ای شهید با صدق و حقیقت درود بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوی گواهم به اینکه تو به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکات را و امر به معروفو نهی از منکر کردی و پرستش نمودی خدا را تا دم مرگ درود بر تو ای اباالحسن و رحمت خدا و برکات او

خدایا آهنگ به درگاهت کردم از وطنم و نور دیدم و طی کردم شهرها را به امید رحمت تو ناامید مکن مرا و باز مدار مرا بدون برآوردن حاجتم و رحم کن رفت و آمد بر سر قبر فرزند برادر رسولت درودهای تو بر او و آل او پدر و مادرم فدای تو باد ای مولای من آمدم به زیارتت و بدرگاه شما وارد شده و پناهنده از آنچه جنایت کردم بر خودم و بار سنگین گناه را بر دوش کشیدم پس شفیع من باش به درگاه خدا روز نداریم و بی چیزیم برای توست نزد خدا مقام پسندیده و تو نزد او آبرومندی

خدایا من تقرب می جویم به سوی تو به دوستی و ولایت ایشان پیرو و دوست آنهایم بدانچه پیرو و دوست اول آنها بودم و بیزارم از هر دسته و گروهی جز آنها خدایا لعنت کن به کسانیکه تبدیل کردند نعمت را و متهم کردند پیغمبرت را و منکر آیات تو شدند و مسخره کردند امامت را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمد خدایا من تقرب می جویم به سویت به وسیله لعنت بر آنها و بیزاری از آنها در دنیا و آخرت ای مهربان

رحمت خدا بر تو ای اباالحسن درود خدا بر روان تو و جسم پاکت که شکیبا بودی و تویی راستگو تصدیق شده بکشد خدا هر که تو را کشت با دست و زبان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:37  توسط مهدی ساریجلو  | 

امام رضا(ع) و تربیت فرزند
تربیت عبارت است از شکوفا سازی استعدادها و جهت دهی آن به سوی کمال مطلوب. تربیت ضروری‏ترین نیاز انسان در زندگی است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایی نمی‏برد، نه از باغ زندگی خویش میوه شیرین‏می‏چیند و نه کام انسانهای دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین می‏کند;و بالاتر آنکه نه به درک معنای انسانیت نایل می‏آید و نه به فتح قله‏های‏رفیع انسانیت دست می‏یازد. بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسی‏ترین‏پیام کتب و اولین و ضروری‏ترین وظیفه والدین است. ضرورت و اهمیت تربیت،والدین را بر آن می‏دارد که به این مسوولیت‏بزرگ ارجی دو چندان نهند; برای‏ایفای درست آن خود را به صلاح و آگاهی از روش و فنون تربیت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربیان موفق در انجام دادن این وظیفه مهم بکوشند. بی‏شک معصومان علیهم السلام موفق‏ترین مربیان و سیره قولی و عملی آنهامطمئن‏ترین الگو برای والدین در امر ظریف و پرپیچ و خم تربیت است. این‏مقاله بر آن است تا نکاتی از سیره تربیتی امام رضا(ع) در تربیت فرزند رایادآوری کند و گامی، هر چند ناچیز، در ترویج معارف اهل‏بیت‏بردارد.
سیره تربیتی امام رضا(ع)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دوری از کانون‏خانواده و نیز تک فرزندی چنانکه برخی از بزرگان قایلند بسیار قابل‏توجه است; چرا که تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوه‏ای خاص می‏طلبد.
1- تدریجی بودن تربیت
تربیت جریانی مستمر و فعالیتی تدریجی است که نه مرزمی‏شناسد و نه زمان و مکان; بلکه به درازای عمر است و به پهنای ابعادوجودی عالم اکبر، یعنی انسان. درخت تربیت زود ثمر نمی‏دهد و نباید انتظارداشت‏یک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد; بلکه‏باید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم کرد و بعد از تولد،بتدریج‏با صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلام‏و دیدگاههای آنان مسایلی چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج،توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهای ایام بارداری و ... حکایت ازاین نکته مهم دارد.
الف) انتخاب همسر صالح و شایسته
صفوان بن‏یحیی از امام‏رضا(ع) نقل کرده است که فرمود: هیچ سودی برای مرد بهتر از همسر صالح، که‏هنگام دیدن وی شوهر خوشحال شود و در غیاب شوهر نگهدار خود و اموالش باشد،نیست.
همچنانکه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بروالدین است که به کمک دخترانشان، شوهران شایسته و صالحی برای آنان‏انتخاب کنند. حسین بن‏بشار واسطی می‏گوید: خدمت امام رضا(ع) نامه نوشتم که یکی‏از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده است، ولی مرد بد اخلاقی است. [آیا صلاح‏هست که دخترم را به ازدواج او در آورم؟] حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترت‏را به ازدواج او در نیاور.
ب) رعایت آداب ازدواج
بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج بایدمهمترین هدف ازدواج، که همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد ویاد خداوند متعال میهمان قلبهای پاک زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایت‏سایر آداب نکاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب کنند. در کتاب شریف فقه‏الرضا، که به حضرت رضا(ع) منسوب است، در مورد اولین برخورد زن و مرد، خطاب‏به شوهر، چنین آمده است: هنگامی که زن به خانه تو وارد شد، پیشانی‏اش را بگیر; او را به طرف قبله‏بنشان و بگو: «خداوندا، او را به امانت گرفته‏ام و با میثاق تو بر خود حلال‏کرده‏ام; پروردگارا، از او فرزند با برکت و سالم روزی‏ام کن و شیطان را درنطفه‏ام شریک مساز و سهمی برای او قرار مده.»
ج) مراقبتهای ایام بارداری
بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهای ایام بارداری بسیار مهم و ضروری است. توجه به‏وضعیت روانی همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسب‏و سالم از ضرورتهای این دوره است. علاوه بر غذای سالم و مقوی، استفاده ازبرخی میوه‏ها و خوراکیها می‏تواند در آینده کودک و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد،بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهره‏گیری از برخی خوردنیها در ایام بارداری‏توصیه کرده‏اند. محمد بن سنان از امام رضا(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «همسران باردارتان را کندر دهید; اگر حمل آنها پسر باشد، پاکیزه قلب ودانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا می‏شود و نزدشوهرش منزلت می‏یابد.»
ناگفته پیداست که این نوع خوراکیها علت تامه پدیدآمدن این صفات نیست و عوامل دیگر هم مؤثر است.
2- اولین گام
بعد از تولد، کودک قدم به جهانی نو می‏گذارد. در اولین گام‏باید آوای توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد، فضای هستی‏اش را از نسیم خوش‏توحید و بندگی عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را ازلاله‏های زیبای ذکر الهی سرشار کرد. امام رضا(ع) فرمود هنگام تولد فرزند درگوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.
3- نامگذاری
هر واژه‏ای حکایت از معنایی می‏کند. زیبایی و رکیک بودن واژه‏ها بستگی مستقیم به معنای آنها دارد. گرچه معناامری اعتباری است و در نامگذاری چندان مورد توجه نیست; ولی هنگام به کاربردن آنها معانی ناخودآگاه تداعی می‏شود. نام نیکو مایه سربلندی و افتخار ونام زشت‏باعث‏سرشکستگی و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر باانسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرین‏علیهم السلام هم خود نامهای نیکو برای فرزندانشان بر می‏گزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش می‏کردند. امام هشتم شیعیان نام نیکوی محمد را بر فرزنددلبندش نهاد و از تاثیر این نام نیکو چنین پرده برداشت: «خانه‏ای که در آن‏نام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیکی به پایان می‏رسانند.»
4- مراقبت از کودک
نوزاد انسان گلی نو رسیده است که بتدریج‏به رشد و شکوفایی‏می‏رسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمی باغبان نیاز دارد. والدین، بویژه‏مادر، باغبانان دلسوز زندگی‏اند و گلهای معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبه‏آنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانی، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامت‏روانی و تامین نیازهای عاطفی نوزاد در رشد جسمانی، عاطفی و تکامل معنوی‏اش‏تاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهای زندگی که نوزاد، به خاطربیگانگی با محیط جدید و ضعف و ناتوانی، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست.
حکیمه خواهر امام رضا(ع) گفته است: وقتی زمان وضع حمل خیزران، مادر حضرت جواد(ع)، رسید، حضرت رضا(ع) مرا صدا زد و فرمود: هنگام وضع حمل، پیش او حاضر باش و همراه او و قابله‏درون اتاق برو. آنگاه حضرت چراغی در اتاق گذاشت و در آن را بست. هنگام وضع‏حمل خیزران چراغ خاموش شد و او ناراحت گردید. در این وضیعت‏بودیم که حضرت‏جواد(ع) به دنیا آمد در حالی که بر روی او چیز نازکی مانند پارچه بود، نورش‏تمام اتاق را روشن کرد و ما به آن نگاه می‏کردیم. آنگاه او را در آغوش گرفتم و آن پرده را از او جدا کردم. در این هنگام امام‏رضا(ع) آمد، در اتاق را باز کرد، جواد(ع) را گرفت، در گهواره گذاشت و به‏من فرمود: «یا حکیمه الزمی مهده‏»; حکیمه مراقب گهواره‏اش باش ...
5- کودک و سلامتی
از ویژگیهای دین اسلام تاکید بر پرورش همه ابعاد زندگی‏انسان است. هر چند در تربیت اسلامی پرورش ابعاد معنوی هدف اصلی و نهایی‏است; اما دستیابی به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمی سالم و روانی با نشاط‏امکان‏پذیر است. در سیره تربیتی امام رضا(ع)، علاوه بر تاکید بر سایر ابعاد،به رعایت‏بهداشت، تغذیه سالم و نیز عوامل غیر مادی مؤثر در سلامتی مانند صدقه‏و عقیقه توجه خاص شده است. آن حضرت، در بخشی از مطالبی که برای مامون نوشت،چنین نگاشت: عقیقه کردن برای پسر و دختر، نامگذاری، تراشیدن موهای سر نوزاددر روز هفتم و معادل وزن موها طلا یا نقره صدقه دادن لازم است.
در سخن دیگری به نقل از پیامبر اکرم(ص) فرمود: فرزندانتان را در روز هفتم‏ختنه کنید; زیرا ختنه باعث پاکی بیشتر و رشد سریعتر آنان می‏شود.
علاوه بر اینها، تغذیه سالم و مقوی فرزند مورد توجه حضرت بود. یحیی صنعانی‏می‏گوید: در منی بر حضرت رضا(ع) وارد شدم، در حالی که جواد(ع) در دامان‏حضرت نشسته بود و حضرت به او موز می‏داد.
6- صحبت‏با کودک
قدرت درک کودک اندک است و توان فهم معانی کلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. کودک این توجه رانوعی اظهار محبت و ابراز عاطفه می‏داند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخندو زمانی با حرکات دست و پا به آن پاسخ می‏دهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخن‏گفتن والدین، به ویژه حرکات لب، زمینه مساعدی برای آموزش سخن گفتن کودک پدیدمی‏آورد.
کلیم بن عمران می‏گوید: به امام رضا(ع) گفتم: از خدا بخواه به توفرزندی دهد. حضرت فرمود: من صاحب یک فرزند می‏شوم و او وارثم خواهد شد.
هنگامی که امام جواد(ع) به دنیا آمد، حضرت رضا(ع) به اصحابش فرمود: فرزندی به دنیا آمد که شبیه موسی بن عمران شکافنده دریاست و مانند عیسی‏بن مریم مادرش پاک و مطهر است. راوی در ادامه می‏گوید: و کان طول لیلته‏یناغیه فی مهده; حضرت در تمام طول شب با او صحبت می‏کرد.
7- محبت
محبت داروی شفابخش دردها، تسکین دهنده قلبهاست و بهترین راه حل‏مشکلات و ناسازگاریهای تربیتی است. حبت‏بجا، در هر مکان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیله‏ای کارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند; اما کودکان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا وناقصشان را محبت اصلاح می‏کند و ناسازگاری و پرخاشگری نابجایشان را داروی محبت‏از میان می‏برد. آری، با محبت می‏توان بسیاری از گره‏ها را گشود و راههای‏ناهموار را هموار کرد. امام رضا(ع) از این شیوه مؤثر تربیتی به شکلهای‏گوناگون بهره می‏گرفت. گاهی اوج محبت‏خود را در قالب جمله زیبای «بابی‏انت و امی‏» (پدر و مادرم به فدایت) نشان می‏داد و زمانی او را در آغوش‏می‏گرفت، به سینه خود می‏فشرد و می‏بوسید. اباصلت می‏گوید: هنگامی که جواد(ع) بربستر شهادت پدر وارد شد، حضرت رضا(ع) از بستر برخاست، به سوی او رفت، دست‏برگردنش انداخت، او را به سینه فشرد، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت... محبت کلید حل بسیاری از مشکلات تربیتی است. گاهی والدین در مقابل اصرارزیاد کودکان بر خواستهای غیر معقول یا غیر ممکن، رفتاری تند و نامناسب‏ابراز می‏کنند; ولی حتی در چنین موقعیتی رفتار محبت آمیز مناسبتر و مؤثرتراست. امیه بن علی نقل می‏کند: در سالی که امام رضا(ع) حج‏به جای آورد و سپس‏به خراسان رفت، من در مکه همراه امام(ع) بودم و امام جواد(ع) نیز همراهش‏بود. امام(ع) با خانه کعبه وداع کرد. وقتی طوافش تمام شد، به طرف مقام[ابراهیم] رفت و در آنجا نماز گزارد. جواد(ع) که خردسال بود، بر دوش موفق(غلام حضرت) طواف داده می‏شد. جواد(ع) به طرف حجر [اسماعیل] رفت، در آنجا نشست‏و این امر مدتی طول کشید. موفق به او گفت: جانم به فدایت‏باد، برخیز. او فرمود: برنمی‏خیزم تا وقتی که خدابخواهد و در چهره‏اش غم نمایان شد. موفق خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: جانم به فدایت‏باد، جواد(ع) در حجر نشسته، برنمی‏خیزد. امام رضا(ع) به طرف‏جواد(ع) آمد و فرمود: برخیز، ای حبیب من. جواد(ع) فرمود: چگونه برخیزم، درحالی که شما با کعبه چنان وداع می‏کنید که گویا هرگز به سویش بازنمی‏گردید! [برای بار سوم] امام رضا(ع) فرمود: برخیز، ای حبیب من. جواد(ع)برخاست.
از این حدیث‏شریف در می‏یابیم که امام رضا(ع) در مقابل اصرار جواد(ع)هرگز به او تندی نکرد; بلکه با جملات محبت‏آمیزی چون «قم یا حبیبی‏» و صبرو حوصله فرزند خردسالش را قانع کرد.
8- احترام
بی‏شک هر انسانی در هر مقطع سنی، با توجه به برداشتی که از ارزش ومنزلت‏خویش دارد، برای خود احترام و شخصیت قایل است. هر انسانی خود رادوست دارد و دوست دارد که مورد احترام دیگران واقع شود. کودک و نوجوان نیزهر چند به رشد اجتماعی و عقلانی کافی نرسیده است; اما برای خود احترام قایل‏است. بدین جهت رفتار احترام‏آمیز والدین و مربیان نقش مؤثری در تربیت و رشداو دارد. امام رضا(ع) برای جواد(ع) احترام بسیار قایل بودند و از این شیوه‏مؤثر در تربیت فرزند بسیار بهره می‏برد. محمد بن ابی‏عباد، که به تصویب فضل بن‏سهل امور نگارش حضرت رضا(ع) را به عهده گرفته بود، می‏گوید: حضرت رضا(ع)همواره از فرزند بزرگوارش محمد با کنیه [که نزد عرب علامت‏بزرگداشت و احترام‏است] نام می‏برد و می‏فرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنین‏نوشتم. با آنکه امام جواد(ع) در مدینه به سر می‏برد و کودکی بیش نبود، حضرت‏رضا(ع) وی را بسیار احترام می‏کرد و نامه‏هایی که از حضرت جواد به وی می‏رسید،با کمال بلاغت و نیکویی پاسخ می‏داد ...
9- تشویق
تشویق در تربیت کودک و نوجوان بسیار مؤثر است. تشویق بجا و مناسب‏در فرزندان ایجاد انگیزه و شوق می‏کند و آنان را برای انجام کارهای بزرگترآماده می‏سازد. در واقع تشویق نردبان پیشرفت و موفقیت آنهاست. بدین جهت این‏شیوه نیز مورد توجه حضرت رضا(ع) بود. زکریا بن آدم می‏گوید: خدمت امام رضا(ع)بودم که حضرت جواد(ع) را نزد ما آوردند. او، که حدود چهار ساله بود، دستهارا بر زمین نهاد و سرش را به طرف آسمان بلند کرد و به فکر فرو رفت. امام‏رضا(ع) به او فرمود: جانم به فدایت‏باد، در چه موضوعی چنین اندیشه می‏کنی؟ فرمود: در آنچه نسبت‏به‏مادرم فاطمه(س) انجام داده‏اند. به خدا قسم، آنها را از قبر بیرون می‏آورم،می‏سوزانم و خاکسترشان را به دریا می‏ریزم. امام رضا(ع) [در مقابل کار نیکویش]او را به خود نزدیک ساخت، بین دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به‏فدایت‏باد، تو برای مامت‏شایستگی داری.»
10- نظارت والدین
زندگی صحنه درس‏و تجربه است. آنانکه بیشتر عمر خود در کسب تجارب صرف کرده‏اند، در رویارویی با دشواریها ازتوان فزونتر برخوردارند. کودکان و نوجوانان بهره کمتری از تجربه دارند وبدین سبب به نظارت و کمک والدین نیازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بروضعیت اخلاقی، تحصیلی و رفتاری فرزند یک ضرورت انکارناپذیر در امر تربیت است;البته این نظارت باید منطقی و حتی‏الامکان غیر مستقیم و بجا باشد. نکته مهم‏این است که نظارت به مواقع حضور والدین، به ویژه پدر، در کانون خانواده‏اختصاص ندارد; بلکه حتی وقتی پدر برای مدتی از کانون خانواده فاصله می‏گیرد وحضور فیزیکی ندارد، باید همچنان از وضعیت فرزندانش آگاه باشد و بر کار آنهانظارت کند. سفارشهای پیش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امری‏ضروری و کارساز است. حضرت رضا(ع) که به سبب ستم فرمانروایان ناگزیر مدتی دوراز وطن و خاواده به سر برد، به شکلهای گوناگون همچون نامه و پیامهای‏شفاهی از دور بر وضعیت فرزندش جواد(ع) نظارت می‏کرد و راهنماییهای لازم را به‏وی ارائه می‏دادند. چنانکه پیش از رفتن به خراسان درباره فرزندانش آنچه‏شایسته می‏نمود، سفارش کرد. اشاره به دو نمونه از رفتار آن حضرت در این‏زمینه بسیار سودمند می‏نماید:
الف) قبل از سفر
ابی محمد وشاء از امام رضا(ع)نقل کرد که حضرت فرمود: هنگامی که خواستم از مدینه به سوی خراسان حرکت‏کنم، اهل و عیال خود را جمع کردم و از آنها خواستم که با صدای بلند بر من‏بگریند. سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کردم و گفتم: من هرگز به سوی‏شما بر نمی‏گردم. سپس دست جواد(ع) را گرفتم، وارد مسجد پیامبر(ص) شدم، دست اورا بر قبر گذاشتم و از رسول خدا(ص) نگهداری‏اش را طلب کردم. جواد(ع) [رازکارم را] دریافت و گفت: پدر و مادرم به فدایت، به سوی دشمن می‏روی؟ حضرت همه‏وکلاء و خدام خود را سفارش‏کرد که به سخنان جواد(ع) گوش فرادهند، از اواطاعت‏کنند، با او مخالفت نورزند و بعد از وفات من به وی بگروند. و آنها راآگاه کردم که او امام بعد از من و جانشین من است ...
ب) بعد از سفر
ابن ابی‏نصر می‏گوید امام رضا(ع) در نامه‏ای به حضرت جواد(ع)چنین نوشته بود: ای اباجعفر، به من اطلاع دادند که خدام، هنگام خروج شما ازخانه، شما را از در کوچک بیرون می‏برند و این به خاطر بخل آنهاست تا از شمابه کسی خیری نرسد; [فرزندم] به حقی که بر گردن تو دارم، از تو می‏خواهم که‏ورود و خروجت فقط از در بزرگ باشد. هنگامی که خواستی از خانه خارج شوی،همراه خود طلا و نقره داشته باش و هر که از تو چیزی خواسته، عطا کن. اگرعموهایت از تو طلب کمک کردند، کمتر از پنجاه دینار عطا نکن و بیشتر از آن به‏اختیار توست. اگر از عمه‏هایت کسی از تو کمک خواست، کمتر از بیست و پنج دینارمده و بیشتر از آن به اختیار توست. [فرزندم،] این سفارش من به خاطر رشد ورفعت مقام توست، پس به دیگران انفاق کن و از خدای صاحب عرش، ترس فقر وتنگدستی نداشته باش.
11- خود اتکایی
توجه به استقلال و خوداتکایی از نکات‏مهم تربیتی است. همگام با رشد جسمانی و افزایش سن، توقعات و انتظارات‏مردم از کودک افزایش می‏یابد و او باید خود را برای ایفای نقش در جامعه آماده‏سازد. از طرفی وابستگی فرزند به والدین، به ویژه پدر، نه مطلوب است و نه‏همواره ممکن. زیرا امکان پیش آمدن موقعیت ویژه و محروم شدن فرزند از کمک‏والدین انکارناپذیر است. بنابراین، والدین باید ضمن نظارت صحیح و حساب شده‏به تدریج زمینه استقلال و خوداتکایی را در فرزندانشان به وجود آورند و باواگذاری مسوولیت‏بدانان قدرت اداره زندگی را در آنها تقویت کنند. از نکات‏بسیار زیبای سیره تربیتی امام رضا(ع) توجه به این امر مهم است. آن حضرت به‏خوبی برای فرزندش جواد(ع) آینده‏نگری فرمود و چون می‏دانست فرزندش در نوجوانی‏مسوولیت‏بزرگ رهبری جامعه اسلامی را به عهده می‏گیرد با واگذاردن مسوولیتها به‏وی قدرت مدیریت و رهبری را در او تقویت کرد. امام هشتم(ع)، هنگامی که درمدینه بود، اداره امور خویش را عملا به فرزندش وا نهاد و حضرت جواد(ع)، بااینکه کودک و نوجوان بود، به خوبی از عهده این امر برآمد. حنان بن سدیرمی‏گوید: ... پیوسته حضرت جواد(ع) با اینکه کودک و نوجوان بود، اداره امورحضرت رضا(ع) را در مدینه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهی می‏کرد وهیچ یک از خدمتگزاران با وی مخالفت نمی‏کرد. این سخن بدان معناست که حضرت‏جواد(ع) به خوبی مدیریت می‏کرد و آنها با او مخالفت نمی‏کردند.
12- پرورش بعد عقلانی
تربیت‏باید همه جانبه باشد. پرورش بعد عقلانی و شکوفاساختن استعداد منطق و استدلال در فرزند یکی از مهمترین ابعاد تربیت است.
منطقی بار آوردن فرزند سبب می‏شود درست‏بیندیشد، منطقی تصمیم بگیرد، منطقی‏رفتار کند و در صورت لزوم، بی‏هیچ هراسی از دیدگاهها و رفتارهای خود دفاع‏کند. سیره تربیتی حضرت رضا(ع) از این منظر نیز الگویی کامل برای همه رهروان‏آن حضرت است. بنان بن نافع نقل می‏کند که روزی مامون از جایی که حضرت‏جواد(ع) با کودکان بازی می‏کرد، می‏گذشت. کودکان از ترس میدان بازی را ترک‏کردند و تنها جواد(ع) آنجا ایستاد. مامون از او پرسید: چرا همراه بچه‏هافرار نکردی؟ فرمود: گناهی مرتکب نشدم تا از ترس بگریزم و جاده هم تنگ نیست‏تا آن را برایت‏باز کنم، از هر جا می‏خواهی عبور کن. مامون [از این پاسخ‏تعجب کرد و] پرسید: تو کیستی؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن علی بن موسی‏بن جعفر بن‏محمد بن‏علی بن‏الحسین بن‏علی بن‏ابی‏طالب علیهم السلام هستم ...

منبع: ماهنامه کوثر، مرداد 1377، شماره 17
پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:31  توسط مهدی ساریجلو  | 

کتابهای منسوب به امام رضا(ع)
1- صدوق در عیون اخبارالرضا (ع) رساله‏ اى از آن حضرت نقل كرده كه در جواب محمد بن سنان قمى در علل احكام نوشته است و در آن پنجاه و پنج علت از علل شرایع رقم رفته و در باب 32 عیون اخبارالرضا: ج 2 ص 88 - 98 منقول است .

2- كتاب علل فضل بن شاذان كه همه را از امام رضا (ع) شنیده و جمع كرده و از آن حضرت به على بن محمد بن قتیبه نیشابورى نقل مى‏كند، عیون اخبار الرضا: ج 2 ص 99 - 121 علل و حكمتهاى احكام دینى در آن بیان گردیده است.

3- رساله‏اى كه آن حضرت براى مأمون عباسى در محض اسلام و شرایع دین مرقوم فرموده و صدوق علیه الرحمة آن را در عیون اخبار الرضا: باب 35 ج 2 ص 121 - 127 آورده است .

4- رساله‏اى كه باز براى مأمون عباسى درباره شریعت نوشت، حسن بن شعبه در تحف العقول نقل كرده: مأمون، فضل بن سهل را محضر امام رضا صلوات الله علیه فرستاد و پیغام داد كه دوست دارم براى من از حلال و حرام و واجبات و سُنن بنویسى كه تو حجت خدا بر خلق و معدن علم هستى، امام (ع) دوات و كاغذ خواست و نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم...آنگاه‏ابن‏شعبه‏این‏رساله‏رابتفصیل‏نقل‏مى‏كند، تحف العقول: ص 415 - 423 روایات امام رضا (ع) .

5- رساله ذهبیه، رساله‏اى بود كه امام (ع) درباره طب و بهداشت و صحت بدن توسط اغذیه براى مأمون عباسى نوشت و چون مأمون دستور داد آن را با آب طلا نوشتند، به رساله ذهبیه معروف گردید، شیخ طوسى در فهرست در ترجمه محمد بن حسن بن جمهور بصرى از آن یاد كرده و فرماید: «وله الرسالة الذهبیة عن الرضا (ع)»، علامه مجلسى رضوان الله علیه همه آن رساله را در بحار: ج 59 ص 306 - 356 در پنجاه صفحه نقل كرده و در آخر فرموده: ابومحمد حسن قمى گوید: چون این رساله به دست مامون رسید، آنرا خواند و شاد شد و گفت: با آب طلا نوشته شود و رساله مذهبیه مسمى گردد.

نگارنده گوید: رساله ذهبیه و مذهبیه نامیده شده است، براى مزید اطلاع به مستدرك الوسائل: ج 3 ص 335 رجوع شود.

6- كتاب فقه الرضا، و آن كتابى است در ابواب فقه، این كتاب تا زمان مجلسى اول مشهور نبود و از زمان وى معروف گردید، علتش آن بود كه، جماعتى از اهل قم نسخه آن كتاب را به مكه آوردند، قاضى امیر سید حسین اصفهانى آن را دید و یقین كرد كه آن تألیف حضرت رضا صلوات الله علیه است، سید آنرا استنساخ كرد و با خود به اصفهان آرد و به مجلسى اول نشان داد، او و فرزندش مجلسى دوم یقین كردند كه آن از حضرت رضا صلوات الله علیه است .


منبع:

خاندان وحى، سید على اكبر قریشى، ص 570 - 604
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:28  توسط مهدی ساریجلو  | 

ایران از برکت وجود امام رضا(ع) به مهد تشیع تبدیل شده است
نماینده ولی فقیه در استان خوزستان، گفت: امام رضا(ع) یک رمز و الگو است و ایران به برکت وجود این امام همام به مهد تشیع تبدیل شده است.

به گزارش "شیعه نیوز" به نقل از شبستان، آیت الله سید محمد علی موسوی جزایری، نماینده ولی فقیه در استان خوزستان و امام جمعه اهواز، شب گذشته 16 آبان در مراسم اختتامیه همایش خوزستان دروازه ورود تشیع و امام رضا(ع) به ایران که در تالار مهتاب اهواز برگزار شد با بیان این مطلب گفت: طبق مطالعاتی که صورت گرفته، خوزستان دروازه ورود تشیع است و این مسئله ارتباط تنگاتنگی با سفر امام رضا(ع) به ایران دارد.

وی به دلیل نام گذاری خوزستان به عنوان دروازه ورود تشیع اشاره کرد، و افزود: با توجه به اینکه ایرانیان همگی آمادگی پذیرش تشیع را داشتند، در عین حال خوزستان و به خصوص اهواز در طول تاریخ همواره در زمینه تشیع پیشتاز و پیش قدم بوده است.

وی با بیان اینکه خداوند تبارک و تعالی به برکت وجود امام رضا(ع) در مقاطع حساس نسبت به کشور و ملت ایران عنایات خاصی فرموده است، خاطر نشان کرد: ورود امام رضا(ع) به ایران و استقرار ایشان در مشهد، استقلال، عزت و سربلندی را برای ایران به ارمغان آورد.

وی تصریح کرد: دشمنان به صورت های مختلف و در طول تاریخ قصد تجاوز به ایران را داشتند ولی با عنایات باری تعالی و ورود تشیع از خوزستان پرچم لا اله الا الله، محمد رسول الله و علی ولی الله همچنان سربلند در حال اهتزاز است و تا ظهور حضرت مهدی موعود(عج) مستمر و مستدام خواهد بود.

آیت الله جزایری، به معجزات و کرامات امام رضا(ع) اشاره کرد و اظهار داشت: روزی نیست که برکت توجهات این حضرت معجزاتی واصل نشود و دردمندان به حاجت های خود نرسند، به همین جهت است که موقعیت خاص امام رضا(ع) میان همه معصومین از باب استحباب زیارت فقها بعد از امام حسین(ع) در مقام افضل قرار دارد.

وی ضمن تشکر از همه دست اندرکاران برگزاری این همایش، قدردانی از زحمت کشان را یک وظیفه اخلاقی و شرعی دانست و تأکید کرد: این مسئله چنان مهم است که امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه ایی به مالک اشتر به این موضوع که بی اعتنایی به تلاش فعالان به سرنوشت جامعه اسلامی صدمه می زند اشاره کرده، از این رو وظیفه می دانیم که در چنین مجالسی از مسئولان قدردانی و تشکر کنیم.

حجت الاسلام عباس بسی خاسته، مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، ضمن تشکر از زحمات دست اندرکاران این همایش، اظهار داشت: ششمین همایش خوزستان دروازه ورود تشیع به ایران و امام رضا(ع) همزمان در 30 استان کشور و چند کشور خارجی در حال اجرا است.

وی با بیان اینکه 50 مقاله به دبیرخانه همایش ارسال شد که با نظر هیئت علمی 20 مقاله به بخش مسابقه راه یافت، افزود: از مقالات راه یافته به مسابقه، 8 مقاله به دو زبان فارسی و عربی انتخاب شدند که در همایش قرائت گردید.

حجت الاسلام بسی خاسته، خاطر نشان کرد: در این همایش 2 روزه، 9 اندیشمند از استان خوزستان از جمله نمایندگان مجلس خبرگان رهبری در استان خوزستان، علما و اساتیدی از حوزه و دانشگاه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و... شرکت داشتند.

شايان ذکر است، برنامه ابتهال خوانی توسط سید کریم موسوی قاری ممتاز بین المللی و قرائت بیانیه هیئت علمی همایش از دیگر برنامه های این همایش بود و در پایان از برگزیدگان همایش خوزستان دروازه تشیع و سخنرانان شرکت کننده در همایش با لوح تقدیر، تندیس جشنواره و هدایایی تجلیل شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:27  توسط مهدی ساریجلو  | 

ضريح امام رضا(ع) در آفريقا
بُعد منزل نبود در سفر روحاني ...

به گزارش "شیعه نیوز" به نقل از ابنا، در جزيره تاريخي زنگبار در كشور تانزانيا ، چندين حسينيه و مسجد وجود دارد كه در آنها تاريخ گوهربار تبليغ تشيع بوضوح فابل مشاهده است.

يكي از اين مكان‌ها كه باعث حيرت و تعجب بينندگان مي‌گردد وجود مكاني بنام "محفل شاه خراسان" است كه به زبان فارسي و انگليسي در آن محل خودنمايي مي‌كند. در اين مكان الگويي نمادين از ضريح مقدس علي بن موسي الرضا (ع) ساخته شده و به صورت زيبايي تزيين شده است. شيعيان اثنی‌عشري اندكي كه در جزيره تاريخي زنگبار در حال حاضر سكني داشتند ،بصورت روزمره با حضور در اين حسينيه اقدام به سلام به امام رضا (ع) مي‌نمايند.

«آقاي محمود كاظم» از رهبران شيعه در زنگبار با اشاره به قدمت اين مكان عنوان داشت كه در گذشته با توجه به بعد مسافت به ايران و دشواري سفر زائران علي بن موسي الرضا به مشهد از راه دريا، شيعيان با تشكيل محفل شاه خراسان از همين جا به امام هشتم (ع) سلام مي‌كردند. به مرور زمان قبه‌هايي نمادين از مرقد مطهر حضرت زينب و ام كلثوم و رقيه عليهم السلام در اين مكان قرار داده شد تا شيعيان با آشنايي با اماكن مقدس خود، از راه دور زيارت نمايند.

اينك محفل شاه خراسان در ايام اربعين حسيني ،پذيراي صدها نفر از شيعيان سراسر جهان بوده و مراسم سينه زني و زنجيرزني و دادن اطعام با شكوه خاصي در آن برگزار مي‌گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:26  توسط مهدی ساریجلو  | 

سخنان معصومان(ع)درباره امام رضا(ع )
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم:پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گناه‏كارى اورا زيارت نكند جز اين كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم:«ستدفن بضعه منى بخراسان ما زارها مكروب الا نفس الله كربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»(1) پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گنه‏كارى اورا زيارت نكند جز اين كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد.

امام رضا عليه السلام:«ان لكل امام عهدا فى عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم. »(2) هر امام و رهبرى، عهد و ميثاقى بر پيروان و دوستدارانش داردو همانا يكى از اعمالى كه نمايانگر وفادارى و اداى ميثاق است،زيارت آرامگاه آنان است.

امام رضا عليه السلام:«اللهم انك تعلم انى مكره مضطر فلا تؤاخذنى كما لم تؤاخذ عبدك‏و نبيك يوسف حين وقع الى ولاية مصر.»(3) بار خدايا تو مى‏دانى كه من بر پذيرفتن ولايتعهدى مامون مجبورو ناچارم پس مرا مؤاخذه مكن همان گونه كه بنده و پيامبرت يوسف‏را به هنگام پذيرفتن حكومت مصر مؤاخذه نكردى.

امام رضا عليه السلام:«قد علم الله كراهتى لذلك، فلما خيرت بين قبول ذلك و بين‏القتل اخترت القبول على القتل.»(4) ريان گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم مردم مى‏گويند شمابا اين كه اظهار بى‏رغبتى به دنيا مى‏كنيد ولايتعهدى راپذيرفته‏ايد؟ امام فرمود: خداوند خود مى‏داند كه من اين امر راناپسند مى‏داشتم ولى چون بين پذيرش آن و مرگ مخير شدم، قبول آن‏را بر مرگ ترجيح دادم.

امام رضا عليه السلام:«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتيته يوم القيامه فى ثلاثة‏مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا وعند الصراط و عند الميزان.»(5) كسى كه با دورى راه سرا و مزارم را زيارت كند، روز قيامت درسه جا [براى دستگيرى] نزد او خواهم آمد و او را از بيم وگرفتارى آن موقفها رهايى خواهم بخشيد: هنگامى كه نامه‏ها [ى‏اعمال] به راست و چپ پراكنده شود، نزد صراط و نزد ميزان [هنگام‏سنجش اعمال].

امام رضا عليه السلام:«من زارنى و هو يعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فاناو آبائى شفعائه يوم القيامة و من كنا شفعائه نجى.»(6) هر كه مرا زيارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر اوواجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت‏شفيع او هستيم وهر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد.

امام رضا عليه السلام:«انى ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنى عارفا بحقى... غفر الله‏ما تقدم من ذنبه و ما تاخر.»(7) من به زودى مظلومانه با سم به قتل خواهم رسيد. پس هر كه باشناخت‏حق من زيارتم كند خداوند گناهان گذشته و آينده او راببخشايد.

امام رضا عليه السلام:«... و هذه البقعة روضة من رياض الجنة و مختلف الملائكة لا يزال‏فوج ينزل من السماء و فوج يصعد الى ان ينفخ فى الصور.»(8) اين بارگاه بوستانى از بوستان‏هاى بهشت است، و محل آمد و شدفرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مى‏آيند و گروهى‏بالا مى‏روند تا وقتى كه در صور دميده شود.

امام رضا عليه السلام:«و قد اكرهت و اضطررت كما اضطر يوسف و دانيال عليهما السلام اذقبل كل واحد منهما الولاية من طاغية زمانه، اللهم لا عهد الاعهدك و لا ولاية الا من قبلك فوفقنى لاقامة دينك و احياء سنة‏نبيك... .»(9) من [به اين كار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان كه يوسف ودانيال عليهما السلام مجبور شدند چه هر يك از آن دو، ولايت رااز خودكامه زمان خويش پذيرفتند، خدايا پيمانى نيست مگر پيمان‏تو و ولايتى نيست مگر از سوى تو، پس مرا در برپا داشتن دينت وزنده كردن سنت پيامبرت توفيق رسان.

امام رضا عليه السلام:«قد نهانى الله عز و جل ان القى بيدى الى التهلكة فان كان الامرعلى هذا... اقبل ذلك على انى لا اولى احدا و لا اعزل احدا و لاانقض رسما و لا سنة.»(10)

خداوند مرا بازداشته از اين كه خويش را با دست‏خود به نابودى‏افكنم، پس اگر قرار چنين است آن را مى‏پذيرم به شرط آن كه نه‏كسى را به كار گمارم و نه كسى را از كار كنار گذارم و نه رسم‏و سنتى را نقض كنم.
پى‏نوشت‏ها:
1- عيون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏257.
2- بحار، ج‏100، ص‏116.
3- بحار، ج‏49، ص‏130.
4-عيون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏139.
5- وسائل، ج‏10، ص‏433.
6- همان، ج‏5، ص‏436.
7-همان، ج‏10، ص‏438.
8- بحار، ج‏102، ص‏44.
9- عيون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏19.
10- علل الشرايع، ج‏1، ص‏226.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:24  توسط مهدی ساریجلو  | 

هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)
در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشان‏ترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسان‏مى‏نشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مى‏گيريم.
 
اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) طبق رواياتى كه داريم قبل‏از اين عالم انوارى بوده‏اند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردم‏امتياز داشته‏اند.»

حضرت امام خمينى ضمن بيان مطلب فوق افزوده‏اند:

«ومقاماتى دارند الى ماشاء الله چنانكه در روايات معراج جبرئيل عرض مى‏كند:

... هرگاه كمى نزديكتر مى‏شدم، سوخته بودم.

با اين فرمايش كه ... ما با خداحالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مى‏تواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.اين‏جزء اصول مذهب ماست كه ائمه(عليهم السلام) چنين مقاماتى دارند.

چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(ع) هم هست.»

پيشوايان شيعه تمام عمر خويش را صرف بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و تنهاهدف و مقصدشان نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده، نورشان از بسيط خاك تاآن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى پرتوافشانى كرده و مى‏كند.

در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشان‏ترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسان‏مى‏نشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مى‏گيريم.

دستت نمى‏رسد كه بچينى گلى ز شاخ بارى بپاى گلبن ايشان گياه باش

1- عبادت و نيايش
امام خمينى مى‏نويسد:
فرموده ائمه(عليهم السلام) كه:
«عبادت ما عبادت احرار است كه فقط براى حب خداست، نه طمع به بهشت‏يا ترس‏از جهنم است‏»از مقامات معمولى و اول درجه ولايت است. از براى آنها در عبادات حالاتى است كه‏به فهم ما و شما نمى‏گنجد.

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: شما خيال مى‏كنيد گريه‏هاى‏ائمه طاهرين(عليهم السلام) و ... براى تعليم بوده و مى‏خواسته‏اند به ديگران‏بياموزند؟

آنان با تمام آن معنويات و مقام شامخى كه داشتند از خوف خدامى‏گريستند و مى‏دانستند راهى كه در پيش دارند پيمودنش چه قدر مشكل و خطرناك‏است.

از مشكلات، سختيها ناهمواريهاى عبور از صراط كه يك طرف آن دنيا و طرف‏ديگرش آخرت مى‏باشد و از ميان جهنم مى‏گذرد خبر داشتند.

از عوالم قبر، برزخ،قيامت و عقبات هولناك آن آگاه بودند از اين روى هيچگاه آرام نداشته و همواره‏از عقوبات شديد آخرت به خدا پناه مى‏بردند.

شيخ صدوق (متوفا به سال 381) ازابراهيم بن عباس نقل مى‏كند كه: حضرت رضا(ع) در شب كم مى‏خوابيد و بيشتر بيدارمى‏ماند، اكثر شبهايش را از اول شب تا صبح احيا مى‏داشت (و به عبادت و نيايش‏مى‏پرداخت).

و حتى اهل منزل خود را به نماز شب وادار مى‏ساخت.

شيخ صدوق در جاى ديگر از رجاء بن ابى‏ضحاك نقل مى‏كند كه وى گفت:

مامون به من ماموريت داد تا حضرت رضا(ع) را (به اجبار) از مدينه به مروبياورم (تا تحت نظر باشد) و دستور داشتم از راه مخصوصى امام را بياورم و وى رااز قم عبور ندهم (چون مركز شيعيان بود و احتمال شورش مى‏رفت) و شب و روزمى‏بايست‏به نگهبانى از آن حضرت مشغول باشم. از مدينه تا مرو با حضرت بودم، به‏خدا سوگند كسى را مانند او در تقوا و كثرت ذكر خدا و خوف از او در تمام اوقات‏نديدم. و سپس به تفصيل، كيفيت اداى نمازها و ذكرها و راز و نيازهاى‏حضرت‏راشرح‏مى‏دهد.

آن حضرت درباره وحشت و هراس شيطان از نماز و نمازگزارمى‏فرمايد:

شيطان همواره از مومنى كه مراقب وقت نمازهاى پنجگانه‏اش باشد در هراس‏است و در صورتى كه وى نمازهاى خود را ضايع كند بر او جرات پيدا مى‏كند و كم كم‏او را در گناهان بزرگ مى‏اندازد.

برخيز و شست و شو كن با اشك خود وضو كن تحصيل آبرو كن در پيشگاه يزدان دور افكن اين ريا را وين كبر و اين هوى رايكدم بخوان خدا را چون عاشقى پريشان

2- انس به قرآن و تامل در آن
اصولا پيوند ميان قرآن و عترت پيوندى عميق،جاودانه و پايدار است كه حديث‏شريف ثقلين بدان شهادت داده است.
شيخ صدوق از يكى از معاصران حضرت چنين نقل كرده است: همه كلام حضرت و جوابها ومثالهايش برگرفته از قرآن بود، هر سه روز يك بار قرآن را ختم مى‏كرد و مى‏فرمود:

اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم مى‏توانم آن را ختم نمايم اما هرگز به آيه‏اى‏نمى‏رسم مگر اينكه در معناى آن و اينكه درباره چه چيزى و در چه وقتى نازل گشته،مى‏انديشم.

آن حضرت در مورد پيروى از قرآن مى‏فرمايد: قرآن كلام و سخن خداست ازآن نگذريد و هدايت را در غير آن نجوييد كه گمراه مى‏شويد. (12)

3- اطاعت از ولى امر
اساسا تمامى ائمه اطهار(عليهم السلام) تا قبل از رسيدن به‏مقام امامت مطيع‏ترين فرد نسبت‏به ولى امر خويش بوده‏اند.
امام كاظم(ع) فرموده‏اند: «على، پسرم، بزرگترين فرزندم است و سخنانم راشنواتر و دستوراتم را مطيع‏تر است‏».
و اينك ما كه در زمان غيبت‏حضرت صاحب‏العصر(ع) بسر مى‏بريم نيز بايستى با تمام توان خويش از ولايت فقيه كه منصب‏نمايندگى از جانب حضرت حجت(ع) است، حمايت و پاسدارى نماييم. و چه بسيار دور ازحقيقت‏اند آنان كه با طرح شبهات كودكانه مى‏خواهند اصل ولايت فقيه را زير سؤال‏برند، در صورتى كه اطاعت از ولى فقيه در زمان غيبت، مورد تصريح حضرات‏معصومين(عليهم السلام) قرار گرفته است و حضرت امام خمينى نيز به تفصيل در كتاب‏ولايت فقيه به شرح آن پرداخته‏اند.

در قسمتى از كتاب فوق مى‏خوانيم:

الفقهاء امناء الرسل .. همانطور كه پيغمبر اكرم مامور اجراى احكام و برقرارى‏نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم مسلمين قرار داده و اطاعتش راواجب شمرده است فقهاى عادل هم بايستى رئيس و حاكم باشند و اجراى احكام كنند ونظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند.

4- علم و دانش
شيخ طبرسى (از علما و دانشمندان قرن ششم) نقل مى‏كند كه: امام كاظم(ع) همواره به فرزندان خويش مى‏فرمود: اين برادر شما، على بن موسى،عالم آل محمد است، پس از وى در مورد اديان خود بپرسيد و آنچه به شما تعليم‏مى‏دهند را حفظ كنيد، چرا كه از پدرم (امام صادق(ع‏» چندين بار شنيدم كه‏مى‏فرمود:

عالم آل محمد در صلب توست و اى كاش او را درك مى‏كردم. يك بار خودآن حضرت فرمودند:

من در روضه (مسجد النبى ص) مى‏نشستم، در مدينه دانشمندان زيادى بودند، هرگاه‏يكى از آنها در پاسخ دادن به مطلبى عاجز مى‏گشت، همگى به من اشاره مى‏كردند ومسائلى را پيش من مى‏فرستادند و من به آنها پاسخ مى‏دادم.

آرى! از سربلندى‏نديده قافش صداى سيمرغ.

شيخ طبرسى از هروى نقل كرده است كه: هيچ كس را دانشمندتر از على بن موسى‏الرضا(ع) نديدم و هيچ دانشمندى نيز وى را نديد مگر اينكه همانند من به فضل ودانش او شهادت داد.

شيخ صدوق مى‏نويسد: مامون افرادى را از فرقه‏ها و گروههاى‏مختلف و گمراه دعوت مى‏كرد و قصد آن داشت تا بر امام در بحث و مناظره پيروزشوند و اين به جهت‏حقد و حسدى بود كه نسبت‏به آن حضرت در دل داشت، اما امام باكسى به بحث ننشست جز آنكه در پايان به فضيلت آن حضرت اعتراف كرد و در برابراستدلال امام سر فرود آورد.

آرى «چراغى را كه ايزد برفروزد» هيچكس را توان‏خاموشى آن نخواهد بود.

خود حضرت امام رضا(ع) مى‏فرمايد:

... آنگاه كه من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجيل با انجيلشان و براهل زبور با زبورشان و بر صائبين با زبان عبرى خودشان و بر هربذان با زبان‏فارسى‏شان و بر روميان با زبان خودشان و بر اصحاب مقالات با لغت‏خودشان استدلال‏كنم. و آنگاه كه هر دسته‏اى را محكوم كردم و دليلشان را باطل ساختم و دست ازعقيده و گفتار خود كشيدند و به گفتار من گراييدند مامون در مى‏يابد مسندى كه‏بر آن تكيه كرده است‏حق او نيست و در اين هنگام پشيمان مى‏گردد. سپس فرمود:

«ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم‏».

5-امر به معروف و نهى از منكر
طبق تصريح آيات قرآن و روايات‏اهل بيت(عليهم السلام) امر به معروف و نهى از منكر از اهميت ويژه‏اى برخورداراست و اصولا ساير واجبات به واسطه آن دو برپا مى‏گردند. اميرالمؤمنين(ع) فرموده است: امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه در غير اين صورت ستمگران برشما مسلط مى‏گردند و آنگاه هر قدر هم كه دعا كنيد اجابت‏نمى‏شود.
در جاى ديگر نيز فرموده‏اند:
قوام دين در سه چيز خلاصه مى‏شود:امر به معروف، نهى از منكر و اقامه حدود.
با توجه به فرمايش حضرت رسول اكرم(ص) كه بالاترين جهاد سخن‏عدلى است كه نزد فرمانرواى ظالمى ايراد گردد حضرت رضا(ع) در مقاطع مختلف‏زندگى خويش با جلوه‏هاى گوناگون توانست‏با بالاترين جهاد سياستهاى باطل‏زمامداران ستمگر زمان خويش را نقش بر آب نمايد و چهره حق و حقيقت رابنماياند.

نقش امر به معروف و نهى از منكر به حدى در زندگى آن حضرت بارز بود كه يكى ازمهمترين علل شهادت حضرت رضا(ع) محسوب مى‏گردد.

مرحوم شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا(ع) در باب اسباب شهادت آن حضرت، سه‏خبر نقل كرده است كه مويد ادعاى مزبور مى‏باشد.

و جالب اينجاست كه در ضمن خبراول حضرت به پرونده ثروتهاى بادآورده مامون و غيرقانونى بودن آنها نيز اشارت‏كرده است.

مرحوم شيخ كلينى (متوفا به سال‏329) درباره عذاب تاركان امر به معروف و نهى‏از منكر حديثى از امام رضا(ع) نقل كرده كه آن حضرت از قول رسول خدا(ص) فرموده:

زمانى كه امت من نسبت‏به امر به معروف و نهى از منكر سهل انگارى كنند ومسووليت را به گردن يكديگر اندازند (و هر كس منتظر اين باشد كه ديگرى آن راانجام دهد) در اين صورت بايستى منتظر عذاب الهى باشند و اين كار آنها به منزله‏اعلان جنگ با خداست.

يكى از كنيزان مامون چنين گفته است:

«هنگامى كه در منزل مامون بوديم در بهشتى از خوردنى‏هاى و نوشيدنى‏ها و بوى خوش و پول فراوان بسرمى‏برديم اما همين كه مامون مرا به امام رضا(ع) بخشيد ديگر از آن همه ناز ونعمت‏خبرى نبود، زنى كه سرپرست ما بود، شب ما را بيدار مى‏كرد و به نماز وادارمى‏ساخت كه بر ما سخت و گران مى‏آمد و آرزو مى‏كردم از آنجا رهايى يابم ..»

كه‏البته به زودى توسط حضرت به ديگرى بخشيده شد زيرا لياقت‏خدمت در منزل امام رانداشت.

همانطور كه ملاحظه مى‏شود، امام نسبت‏به نماز شب خواندن اهل منزل عنايت‏داشتند و لذا به سرپرست زنان دستور داده بودند كه آنها را در آن موقع بيدارنمايند.

در اينجا يادآورى اين نكته بجاست كه ميان «تحميل عقيده‏» و «تحميل‏عمل در برخى امور» تفاوت وجود دارد. در قرآن كريم مى‏خوانيم:

«لا اكراه فى الدين‏»[در دين تحميل عقيده راه ندارد.] در صورتى كه تحميل عمل در برخى ازموارد كه مصلحت‏بالاترى وجود دارد نه تنها جايز بلكه ضرورى مى‏باشد. به عنوان‏مثال وقتى معلمى دلسوز، دانش‏آموز خود را به انجام پاره‏اى از تكاليف وادارمى‏سازد، هيچگاه نمى‏خواهد تحميل عقيده نمايد بلكه به خاطر در نظر گرفتن صلاح ومصلحت دانش‏آموزش به وى نوعى عمل را اجبار مى‏كند و چه بسا همان دانش‏آموز پس ازرسيدن به مدارج عالى علمى از كار معلم بسيار خشنود و دلشاد گردد.

تذكرات دلسوزانه خمينى كبير را مرورى دوباره كنيم: بايد همه بدانيم كه آزادى‏به شكل غربى آن كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود از نظر اسلام وعقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانى‏ها و كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت‏عمومى و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيرى از آنها واجب‏است و از آزادى‏هاى مخرب بايد جلوگيرى شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه‏برخلاف مسير ملت و كشور اسلامى و مخالف با حيثيت جمهورى اسلامى است‏بطورقاطع اگرجلوگيرى نشود همه مسوول مى‏باشند و مردم و جوانان حزب‏اللهى اگر برخورد به يكى‏از امور مذكور نمودند به دستگاههاى مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهى نمودندخودشان مكلف به جلوگيرى هستند خداوند تعالى مددكار همه باشد.

6- هشيارى سياسى و سازش ناپذيرى
ائمه(عليهم السلام) نه فقط خود با دستگاههاى‏ظالم و دولتهاى جائر و دربارهاى فاسد مبارزه كرده‏اند بلكه مسلمانان را به جهادبر ضد آنها دعوت نموده‏اند، بيش از پنجاه روايت در وسائل الشيعه و مستدرك‏و ديگر كتب هست كه «از سلاطين و دستگاه ظلمه كناره‏گيرى كنيد و به دهان مداح‏آنها خاك بريزيد، هر كس يك مداد به آنها بدهد يا آب در دواتشان بريزد چنين وچنان مى‏شود ..» خلاصه دستور داده‏اند كه با آنها به هيچ وجه همكارى نشود وقطع رابطه بشود.

امام خمينى در جاى ديگر اينطور مى‏فرمايند:

ائمه ما(عليهم السلام) همه شان كشته شدند براى اينكه همه اينها مخالف با دستگاه ظلم‏بودند اگر چنانچه امامهاى ما تو خانه‏هايشان مى‏نشستند .. محترم بودند،روى سرشان مى‏گذاشتند ائمه ما را، لكن مى‏ديدند هر يك از اينها حالا كه‏نمى‏تواند لشركشى كند از باب اينكه مقتضياتش فراهم نيست، دارد زيرزمينى اينهارا از بين مى‏برد، اينها را مى‏گرفتند حبس مى‏كردند ..

مرحوم شيخ كلينى از قول‏يكى از ياران امام رضا(ع) مى‏نويسد:

پس از آنكه حضرت رضا(ع) به امامت رسيد سخنانى ايراد فرمود كه بر جان وى‏ترسيديم و لذا به آن حضرت عرض شد: مطلبى آشكار كردى كه بيم داريم اين طاغوت(هارون) بر عليه شما اقدامى كند، و حضرت در جواب فرمود:

هر كارى مى‏تواند انجام دهد ..

يكى ديگر از ياران حضرت مى‏گويد:

به امام عرض كردم: شما خود را به اين امر (يعنى امامت) شهره ساخته و جاى پدرنشسته‏ايد، در حالى كه از شمشير هارون خون مى‏چكد (و دوران اختناق عجيبى‏حكمفرماست، شما با چه جراتى چنين مى‏كنيد؟!) كه آن حضرت با پاسخ خود به وى‏فهماند كه اين مسائل و ماموريتهاى ائمه(عليهم السلام) قبلا از جانب الهى تعيين‏شده و هارون قدرت مقابله با حضرت را ندارد.

امام هشتم با هشيارى سياسى خويش‏توانست پس از مرگ هارون (كه در سال دهم از امامت‏حضرت اتفاق افتاد) در دوران‏نزاع و كشمكش‏هاى ميان دو برادر (يعنى امين و مامون) به ارشاد و تعليم و تربيت‏شيعه ادامه دهد.

و بالاخره پس از به قدرت رسيدن مامون، با حركتها و موضعگيريهاى دقيق وحكيمانه نقش عظيم خويش را به خوبى ايفا نمود.

همانطور كه معروف است مامون در ميان خلفاى بنى‏عباس از همه داناتر و زيرك‏تربود، از علوم مختلف آگاهى داشت و تمام اينها را وسيله‏اى براى پيشبرد قدرت‏شيطانى خويش قرار داده بود و از همه مهمتر جنبه عوام فريبى وى بود. وى با طرح‏يك نقشه حساب شده، ولايت عهدى حضرت را پيشنهاد كرد كه اهداف مختلفى را دنبال‏مى‏نمود از جمله: در هم شكستن قداست و مظلوميت امامان شيعه و پيروانشان،مشروعيت‏بخشيدن به حكومت‏خويش و خلفاى جور قبلى و كسب وجهه و حيثيت‏براى خويش،تخطئه شيعيان مبنى بر عدم اعتنا به دنيا و رياست، كنترل مركز و كانون مبارزات، دور كردن امام از مردم و تبديل امام به يك عنصر دربارى و توجيه‏گر دستگاه.

مقام معظم رهبرى حضرت آيه‏الله خامنه‏اى (مدظله العالى) ضمن برشمردن و توضيح‏اهداف فوق فرموده‏اند:

در اين حادثه، امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) در برابر يك تجربه تاريخى عظيم‏قرار گرفت و در معرض يك نبرد پنهان سياسى كه پيروزى يا ناكامى آن مى‏توانست‏سرنوشت تشيع را رقم بزند، واقع شد. در اين نبرد رقيب كه ابتكار عمل را بدست‏داشت و با همه امكانات به ميدان آمده بود مامون بود.

مامون با هوشى سرشار و تدبيرى قوى و فهم و درايتى بى‏سابقه قدم در ميدانى‏نهاد كه اگر پيروز مى‏شد و اگر مى‏توانست آنچنانكه برنامه‏ريزى كرده بود كار رابه انجام برساند يقينا به هدفى دست مى‏يافت كه از سال چهل هجرى يعنى از شهادت‏على بن ابيطالب(ع) هيچيك از خلفاى اموى و عباسى با وجود تلاش خود نتوانسته‏بودند به آن دست‏يابند يعنى مى‏توانست درخت تشيع را ريشه‏كن كند و جريان معارضى‏را كه همواره همچون خارى در چشم سردمداران خلافتهاى طاغوتى فرو رفته بود بكلى‏نابود سازد. اما امام هشتم با تدبيرى الهى بر مامون فائق آمد و او را درميدان نبرد سياسى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد و نه فقط تشيع‏ضعيف يا ريشه‏كن نشد بلكه حتى سال دويست و يك هجرى يعنى سال ولايتعهدى آن حضرت‏يكى از پر بركت‏ترين سالهاى تاريخ تشيع شد و نفس تازه‏اى در مبارزات علويان‏دميده شد و اين همه به بركت تدبير الهى امام هشتم و شيوه حكيمانه‏اى بود كه آن‏امام معصوم در اين آزمايش بزرگ از خويشتن نشان داد.

آرى نمونه‏هاى هشيارى وتيزبينى آن حضرت در قضاياى متعددى جلوه‏گر است مانند ماجراى نماز عيد كه هر چندبا پيشنهاد مامون بود اما حركت و شيوه حضرت به گونه‏اى بود كه مامون دستورجلوگيرى از اقامه نماز را صادر كرد و به قول رهبر عزيزمان «مامون را درميدان نبردى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد.»

7- تواضع و فروتنى
مرحوم شيخ صدوق به نقل از يكى از معاصران حضرت رضا(ع)مى‏نويسد: چون سفره انداخته مى‏شد، غلامانش حتى دربان و نگهبان نيز با اوسر يك سفره مى‏نشستند. مرحوم ابن شهر آشوب (متوفا به سال 588) نيز مى‏نويسد: روزى امام وارد حمام شد، مردى (كه حضرت را نمى‏شناخت) از وى درخواست كرد تا اورا كيسه كشد، امام نيز پذيرفت و مشغول شد. حاضران به آن مرد، حضرت را معرفى‏كردند و او با كمال شرمندگى و سرافكندگى از حضرت پوزش خواست اما حضرت رضا(ع)او را آرام نمود و به كار خود همچنان ادامه داد.

مرحوم كلينى طبق حديثى فرموده:

شبى امام مهمان داشت، در ميان صحبت، چراغ دچار نقص گشت، مهمان خواست‏آن را اصلاح نمايد ولى حضرت اجازه نداد و خود به اصلاح آن پرداخت.

مرحوم علامه مجلسى (متوفا به سال 1111) چنين نقل كرده است:

مردى از اهالى بلخ گويد:

در سفر خراسان با حضرت همراه بودم، به دستور وى سفره‏انداخته شد و خدمتكاران و غلامان، چه سياهان و چه غير ايشان، همگى را بر سر يك‏سفره نشاند، به امام عرض كردم:

فدايت‏شوم خوب بود براى اينها سفره جداگانه‏اى‏مى‏انداختيد. حضرت فرمود:

ساكت‏باش.

پروردگار همه يكى است، پدر و مادر همه يكى است و پاداش و جزا (فقط) به عمل‏بستگى دارد (نه بر حسب و نسب و جاه و مقام).

8- احترام و محبت‏به ديگران
مرحوم اربلى (از دانشمندان قرن هفتم) در خبرى‏كه نقل نموده است از قول يكى از معاصران امام رضا(ع) مى‏نويسد: هرگز نديدم كه‏امام در سخن خويش نسبت‏به كسى بى‏احترامى كند و هرگز نديدم كه كلام ديگرى‏را قطع كند، و مى‏گذاشت تا سخنانش به پايان رسد .. هيچگاه در برابر كسى كه‏مقابلش نشسته بود پاهايش را دراز نمى‏كرد و تكيه نمى‏زد. هرگز نديدم به هيچيك‏از خدمتكاران و غلامانش ناسزا گويد ..

آن حضرت فرموده است:

محبت‏به ديگران‏نيمى از عقلانيت و خرد ورزى است.

و از آنجا كه درصد قابل توجهى از كينه‏ها ودلخورى‏ها به سبب سخنان بى‏مورد و بعضا نيش‏دارى است كه نسبت‏به يكديگر اظهارمى‏گردد و شايد در اكثر موارد نيز بى‏قصد و غرض باشد آن حضرت فرموده‏اند:

سكوت موجب جلب محبت مى‏گردد.

پوزش
در پايان، از محضر نورانى امام رئوف و مهربان‏حضرت رضا(ع) پوزش مى‏طلبيم; چرا كه بيان يك ويژگى از ويژگيهاى خدايى ايشان ازعهده كسى ساخته نيست.

كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:23  توسط مهدی ساریجلو  | 

روزشمار تاریخ؛ ولادت هشتمين امام شيعيان، امام رضا (ع)
20 آبان 1387هجري شمسي/ يازدهم ذيقعده 1429هجري قمري مصادف است باسالروز ولادت هشتمين امام شيعيان در سال 148هجري قمري.
  1. در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 148هجري قمري: "ابوالحسن علي بن موسي حضرت امام رضا (ع)"، هشتمين پيشواي مسلمانان جهان در مدينه منوّره قدم به عرصه حيات نهادند. مادر با فضيلت ايشان زني ايراني به نام نجمه بودند كه به "اُمُّ البَنين" شهرت داشتند. پدر بزرگوارشان هم امام موسي كاظم (ع) هفتمين امام شيعيان جهان بودند. امام رضا (ع) در سن 36سالگي هنگاميكه پدرشان را از دست دادند امامت مسلمانان را به عهده گرفتند. مأموران خليفه عباسي كه در آن ايام در خراسان حكومت مي‎كرد، امام رضا (ع) را به اجبار از مدينه به مرو خواند و مقام ولايتعهدي را براي آن حضرت در نظر گرفت. اما آن حضرت طي راه با افشاي ماهيت اين حركت مزدورانه مأمون به تشريح موقعيت خود پرداختند به طوري كه هنگام رسيدن ايشان به خراسان، افكار مردم كاملاً سوي امام متمايل شد. دوران امامت آن بزرگوار دوره نشر و گسترش حقايق و معارف اسلامي و قرآني بود.

    در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 1321هجري قمري: حكومت سلسله آل بويه از مشهورترين خاندان هاي شيعي ايراني آغاز شد. اين خاندان دَيالِمِه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از اخلاف ماهيگيري به نام بويه بودند كه نام وي عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا در خدمت مَرداويج بن زيار بودند اما بعدها شهرهاي بسياري را به تصرف خود در آوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ اسلامي خدمات ارزنده‎اي كردند. بعضي از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و ازاديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برمي‎گزيدند. آل بويه در اقامه و احياي مراسم و شعائر شيعه از جمله عزاداري سيّد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و جشن عيد غدير اهتمام تمام مبذول مي‎داشتند؛ از اين خاندان آثار زيادي در ايران و عراق به جاي مانده كه بيمارستان عَضُدي بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جمله‎اند.

    در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 338هجري قمري: "محمّدبن سُغمان"، معروف به شيخ مفيد فقيه و متكلم بزرگ شيعي در حومه شهر بغداد ديده به جهان گشود. وي در خانواده‎اي اهل علم و ايمان پرورش يافت و دانش هاي ابتدايي را در خانواده و زادگاهش فرا گرفت، سپس راهي بغداد شد و در دو علم كلام و فقه راه بحث و استدلال را پي گرفت و با پيروان هر عقيده به مباحثه و مناظره پرداخت. از شاخص ترين شاگردان شيخ مفيد به سيّد مرتضي عَلَمُ الهُدي و شيخ طوسي مي‎توان اشاره كرد. از آثار اين دانشمند مسلمان كه بيش از 200جلد است اَوايلُ المَقالات، اَلاَزكان، اَحكامُ النِّساء و اَلكلام في دَلايلِ القرآن را مي‎توان نام برد. گفتني است كه در اوخر فروردين ماه سال 1372كنگره‎اي به مناسبت هزارمين سال وفات شيخ مفيد در قم برگزارشد كه با پيام مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‎اي گشايش يافت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:20  توسط مهدی ساریجلو  | 

روزشمار تاریخ؛ ولادت هشتمين امام شيعيان، امام رضا (ع)
20 آبان 1387هجري شمسي/ يازدهم ذيقعده 1429هجري قمري مصادف است باسالروز ولادت هشتمين امام شيعيان در سال 148هجري قمري.
  1. در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 148هجري قمري: "ابوالحسن علي بن موسي حضرت امام رضا (ع)"، هشتمين پيشواي مسلمانان جهان در مدينه منوّره قدم به عرصه حيات نهادند. مادر با فضيلت ايشان زني ايراني به نام نجمه بودند كه به "اُمُّ البَنين" شهرت داشتند. پدر بزرگوارشان هم امام موسي كاظم (ع) هفتمين امام شيعيان جهان بودند. امام رضا (ع) در سن 36سالگي هنگاميكه پدرشان را از دست دادند امامت مسلمانان را به عهده گرفتند. مأموران خليفه عباسي كه در آن ايام در خراسان حكومت مي‎كرد، امام رضا (ع) را به اجبار از مدينه به مرو خواند و مقام ولايتعهدي را براي آن حضرت در نظر گرفت. اما آن حضرت طي راه با افشاي ماهيت اين حركت مزدورانه مأمون به تشريح موقعيت خود پرداختند به طوري كه هنگام رسيدن ايشان به خراسان، افكار مردم كاملاً سوي امام متمايل شد. دوران امامت آن بزرگوار دوره نشر و گسترش حقايق و معارف اسلامي و قرآني بود.

    در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 1321هجري قمري: حكومت سلسله آل بويه از مشهورترين خاندان هاي شيعي ايراني آغاز شد. اين خاندان دَيالِمِه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از اخلاف ماهيگيري به نام بويه بودند كه نام وي عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا در خدمت مَرداويج بن زيار بودند اما بعدها شهرهاي بسياري را به تصرف خود در آوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ اسلامي خدمات ارزنده‎اي كردند. بعضي از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و ازاديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برمي‎گزيدند. آل بويه در اقامه و احياي مراسم و شعائر شيعه از جمله عزاداري سيّد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و جشن عيد غدير اهتمام تمام مبذول مي‎داشتند؛ از اين خاندان آثار زيادي در ايران و عراق به جاي مانده كه بيمارستان عَضُدي بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جمله‎اند.

    در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 338هجري قمري: "محمّدبن سُغمان"، معروف به شيخ مفيد فقيه و متكلم بزرگ شيعي در حومه شهر بغداد ديده به جهان گشود. وي در خانواده‎اي اهل علم و ايمان پرورش يافت و دانش هاي ابتدايي را در خانواده و زادگاهش فرا گرفت، سپس راهي بغداد شد و در دو علم كلام و فقه راه بحث و استدلال را پي گرفت و با پيروان هر عقيده به مباحثه و مناظره پرداخت. از شاخص ترين شاگردان شيخ مفيد به سيّد مرتضي عَلَمُ الهُدي و شيخ طوسي مي‎توان اشاره كرد. از آثار اين دانشمند مسلمان كه بيش از 200جلد است اَوايلُ المَقالات، اَلاَزكان، اَحكامُ النِّساء و اَلكلام في دَلايلِ القرآن را مي‎توان نام برد. گفتني است كه در اوخر فروردين ماه سال 1372كنگره‎اي به مناسبت هزارمين سال وفات شيخ مفيد در قم برگزارشد كه با پيام مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‎اي گشايش يافت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:20  توسط مهدی ساریجلو  | 

روزشمار تاریخ؛ ولادت هشتمين امام شيعيان، امام رضا (ع)
20 آبان 1387هجري شمسي/ يازدهم ذيقعده 1429هجري قمري مصادف است باسالروز ولادت هشتمين امام شيعيان در سال 148هجري قمري.
  1. در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 148هجري قمري: "ابوالحسن علي بن موسي حضرت امام رضا (ع)"، هشتمين پيشواي مسلمانان جهان در مدينه منوّره قدم به عرصه حيات نهادند. مادر با فضيلت ايشان زني ايراني به نام نجمه بودند كه به "اُمُّ البَنين" شهرت داشتند. پدر بزرگوارشان هم امام موسي كاظم (ع) هفتمين امام شيعيان جهان بودند. امام رضا (ع) در سن 36سالگي هنگاميكه پدرشان را از دست دادند امامت مسلمانان را به عهده گرفتند. مأموران خليفه عباسي كه در آن ايام در خراسان حكومت مي‎كرد، امام رضا (ع) را به اجبار از مدينه به مرو خواند و مقام ولايتعهدي را براي آن حضرت در نظر گرفت. اما آن حضرت طي راه با افشاي ماهيت اين حركت مزدورانه مأمون به تشريح موقعيت خود پرداختند به طوري كه هنگام رسيدن ايشان به خراسان، افكار مردم كاملاً سوي امام متمايل شد. دوران امامت آن بزرگوار دوره نشر و گسترش حقايق و معارف اسلامي و قرآني بود.

    در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 1321هجري قمري: حكومت سلسله آل بويه از مشهورترين خاندان هاي شيعي ايراني آغاز شد. اين خاندان دَيالِمِه و ديلميان هم خوانده شده است. آل بويه از اخلاف ماهيگيري به نام بويه بودند كه نام وي عنوان اين سلسله شد. بنيانگذاران دولت آل بويه ابتدا در خدمت مَرداويج بن زيار بودند اما بعدها شهرهاي بسياري را به تصرف خود در آوردند و به امرخليفه به نام خود سكه ضرب كردند. زمامداران اين سلسله بعدها به علم و فرهنگ اسلامي خدمات ارزنده‎اي كردند. بعضي از افراد اين خاندان خود از علما و شعرا بودند و ازاديبان و فاضلان زمانه تجليل بسيار كردند. آنان همچنين وزيران خود را از انديشمندان برمي‎گزيدند. آل بويه در اقامه و احياي مراسم و شعائر شيعه از جمله عزاداري سيّد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و جشن عيد غدير اهتمام تمام مبذول مي‎داشتند؛ از اين خاندان آثار زيادي در ايران و عراق به جاي مانده كه بيمارستان عَضُدي بغداد و ده ها بيمارستان و مدرسه ديگر از آن جمله‎اند.

    در چنين روزي - 11 ذيقعده سال 338هجري قمري: "محمّدبن سُغمان"، معروف به شيخ مفيد فقيه و متكلم بزرگ شيعي در حومه شهر بغداد ديده به جهان گشود. وي در خانواده‎اي اهل علم و ايمان پرورش يافت و دانش هاي ابتدايي را در خانواده و زادگاهش فرا گرفت، سپس راهي بغداد شد و در دو علم كلام و فقه راه بحث و استدلال را پي گرفت و با پيروان هر عقيده به مباحثه و مناظره پرداخت. از شاخص ترين شاگردان شيخ مفيد به سيّد مرتضي عَلَمُ الهُدي و شيخ طوسي مي‎توان اشاره كرد. از آثار اين دانشمند مسلمان كه بيش از 200جلد است اَوايلُ المَقالات، اَلاَزكان، اَحكامُ النِّساء و اَلكلام في دَلايلِ القرآن را مي‎توان نام برد. گفتني است كه در اوخر فروردين ماه سال 1372كنگره‎اي به مناسبت هزارمين سال وفات شيخ مفيد در قم برگزارشد كه با پيام مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‎اي گشايش يافت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:20  توسط مهدی ساریجلو  | 

میلاد هشتمین اختر تابناک ولایت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بر شما مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:1  توسط مهدی ساریجلو  |