تبليغاتX
ولایت

داروی طول عمر

شمع

آداب و آثار صله رحم در گفتار امامان

 

روزی حضرت علی علیه السلام خطبه می‌خواند، در ضمن آن فرمود: اعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء. بخه خدا پناه می‌برم از گناهانی كه مرگ را به پیش میندازد.

شخصی پرسید: آیا چنین گناهی هم وجود دارد؟

و حضرت فرمود: بلی،قطع رحم.كافی / 2 / 260

 

 آثار صله رحم

1-  طول عمر؛ 2- از بین رفتن فقر

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلة الرحم تزید فی العمر و تنفی الفقر. بحار / 71 / 88

ارتباط  با خویشاوندان عمر را طولانی كرد و فقر را می‌راند.

 

3- پاك شدن اعمال؛ 4- توسعه ی رزق؛ 5- دفع بلا؛ 6- آسانی حساب

قال الباقر علیه السلام: صلة الرحم تزكی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسّر الحساب و تنسیء فی الاجل. بحار / 71 / 111

ارتباط با خویشاوندان موجب پاك شدن اعمال انسان ، و رشد كرد مال و ثروت شده و بلاها را دور می‌كند و حساب روز قیامت را آسان نموده و اجل را به تأخیر می‌اندازد

 

قال الحسین علیه السلام: من سرّه ان یبسط له فی رزقه و ینسأ له فی اجله فلیصل رحمه.بحار / 71 / 89

هركه دوست دارد در روزیش گشایش یابد و اجلش به تأخیر افتد باید كه به خویشاوندان خود بپیوندد و به دیدار آنان برود

 

7- رفتار نیك؛ 8- پاكی روح

قال الباقر علیه السلام: صلة الرحم تحسّن الخلق و تسمّح الكف و تطیّب النفس و تزید فی الرزق و تنسی ء فی الاجل. بحار / 71 / 114

ارتباط با خویشاوندان خُلق را خوب و نیكو؛ دست را بخشنده و وجود آدمی را پاك می‌كند و اجل را به تأخیر می‌اندازد.

 

9- آباد شدن سرزمین ها

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلة الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار.... بحار / 71 / 94

ارتباط با خویشاوندان و دیدار آنان باعث آبادانی شهر و دیار شده و عمرها را زیاد می‌كند

 

 

آثار قطع رحم

1- تسلط اشرار بر ثروت ها

قال علی علیه السلام: اذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فی ایدی الاشرار. كافی / 2 / 373

قطع رابطه با خویشاوندان باعث می‌شود ثروتها به دست اشرار بیفتد.

 

2- محرومیت از بهشت

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: ثلاثة لا یدخلون الجنة مدمن خمر و مدمن سحر و قاطع رحم. خصال / 179

سه گروه وارد بهشت نمی‌شوند: كسی كه همیشه شراب می‌خورد،‌ كسی كه همشه جادوگری می‌كند، و كسی كه رابطه‌ی خویشاوندی را قطع كرده است.

 

3- قطع رحمت الهی

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: انّ الرحمة لا تنزل علی قوم فیها قاطع رحم. كنز العمال / 6978

رحمت خداوند به گروهی كه در میانشان كسی باشد كه رابطه‌ی خویشاوندی را قطع كرده باشد نازل نمی‌شود.

 

كمترین میزان ارتباط نهایت آن

 

  • 1- قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: صلوا ارحامكم فی الدنیا ولو بالسلام. بحار / 71 / 104

در این دنیا هرچند شده با یك سلام با خویشان خود ارتباط برقرار كنید.

 

  • 2- قال الصادق علیه السلام: صل رحمك ولو بشربة من ماء. بحار / 71 / 117

به دیدار خویشان خود بروید هرچند به قرد نوشیدن یك جرعه آب باشد.

 

  • 3- قال علی علیه السلام: صلوا ارحامكم و لو قطعوكم. امالی طوسی /2 08

به دیدار  اقوام خود بروید و صله رحم كنید حتی آنان كه قطع رابطه كرده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:30  توسط مهدی ساریجلو  | 

رهبری از نسل علی(ع)

 

                یتیم نوازی شیوه کسانی است که علی علیه السلام را مقتدا می دانند....

 

) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
 
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
) در دیدار با خانواده معظم شهدا(یتیم نوازی حضرت آیت الله خامنه ای
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:28  توسط مهدی ساریجلو  | 

وضوی امام علی علیه السلام چگونه بود؟

امام علی

ما ادعا می كنیم كه شیعه امام علی علیه السلام هستیم، شیعه علی كه با اسم نمی شود برادر! آن كسی كه وضوی علی را شرح داده است می گوید : علی بن ابیطالب آمد وضو بگیرد. تا دست به آب برد (آن استحباب اولی كه انسان دستش را می شوید) گفت:

«بسم الله و بالله، اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین»

 بنام تو و به واسطه تو، خدایا مرا از توبه كاران قرار بده، مرا از پاكیزگان قرار بده.

توبه یعنی پاكیزه كردن خود. علی (ع) وقتی سراغ آب می رود، چون آب رمز طهارت است به یاد توبه می افتد. دستش را كه تمیز می كند به یاد پاكیزه كردن روح خودش می افتد. به ما می گوید وقتی با این آب، با این طهور، با این ماده ای كه خدا آنرا وسیله پاكیزگی قرار داده است  مواجه می شوی. وقتی سراغ این ماده می روی، چشمت به آن می افتد و دستت را با آن می شوئی و پاكیزه می كنی، بفهم كه یك پاكیزگی دیگری هم هست و یك آب دیگری هم هست كه آن پاكیزگی، پاكیزگی روح است و آن آب، آب توبه است.

می گوید علی (ع) دستهایش را كه شست، روی صورتش آب ریخت و گفت :

«اللهم بیض وجهی یوم تسود فیه الوجوه و لا تسود وجهی یوم تبیض فیه الوجوه»

صورت را دارد می شوید وبر حسب ظاهر نورانی می كند. خوب! وقتی كه صورتش را با آب می شوید براق می شود ولی علی كه به این قناعت نمی كند، اسلام هم به این قناعت نمی كند. این خوب است و باید هم باشد اما باید توأم با یك پاكیزگی دیگر، با یك نورانیت دیگر، با یك سفیدی چهره دیگر باشد.

فرمود: خدایا چهره مرا سفید گردان آنجا كه چهره ها تیره وسیاه می شود (قیامت). خدایا! آنجا كه چهره هائی سفید می شود چهره مرا سیاه مكن، مرا رو سفیدگردان. آنجا كه افراد رو سیاه و یا ر و سفید می شوند، مرا رو سیاه مكن.

بعد روی دست راستش آب ریخت و گفت:

«اللهم اعطنی كتاب بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسرا»

پروردگارا! در قیامت نامه عمل مرا بدست راستم بده (چون نامه عمل سعادتمندها بدست راستشان داده می شود). خدایا! در آنجا از من آسان حساب بكش (به یاد حساب آخرت می افتد).

بعد روی دست چپش آب ریخت و گفت:

«اللهم لا تعطنی كتابی بشمالی و لا من وراء ظهری و لا تجعلها مغلولة الی عنقی و اعوذ بك من مقطعات النیران».

پروردگارا نامه عمل مرا بدست چپم مده و نیز آن را از پشت سر به من مده (نامه عمل عده ای را از پشت سر به آنها می‌دهند نه از پیش رو كه آن هم رمزی دارد). خدایا! این دست مرا مغلول و غل شده در گردنم قرار مده. خدایا! از قطعات آتش جهنم به تو پناه می برم. می گوید، بعد دیدم مسح سر كشید و گفت:
«اللهم غشنی برحمتك و بركاتك»

خدایا! مرا به رحمت و بركات خودت غرق كن.

مسح پا را كشید و گفت:

«اللهم ثبت قدمی علی الصراط یوم تزل فیه الاقدام».

 خدایا! این دو پای مرا بر صراط ثابت بدار و ملغزان، آنروزی كه قدمهامی لغزند.

«واجعل سعیی فیما یرضیك عنی».

خدایا عمل وسعی مرا، روش و حركت مرا در راهی قرار بده كه رضای تو در آن است.

وضوئی كه اینقدر با خواست و خواهش و توجه توأم باشد، یكجور قبول می شود و وضوئی كه ما می گیریم جور دیگر.

منبع:

مطهری، مرتضی، ‌آزادی معنوی، صفحه 133-132

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:25  توسط مهدی ساریجلو  | 

پیام پیامبر (ص) به دختران امروز

(1)

مدینه

آیا پیام پیامبر صلی الله علیه و آله ویژه‌ی مردان است؟

و آیا زنان هم مخاطب پیام پیامبر صلی الله علیه و آله قرار می گیرند؟

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همچون همه انبیاء با دو هدف، هدایت مردم را آغاز و دنبال کرد:

1. آشنا ساختن مردم با معارف الهی.

2. کامل کردن عقاید و اخلاق جامعه.

یعنی تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه نفوس مردم از سوی دیگر؛ آن گونه که قرآن می فرماید: یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم.

 از این رو، می توان رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله را اینگونه بیان داشت که:

او برای تعلیم و تربیت و تزکیه آمد تا در بخش نظری جامعه را به علوم الهی و صحیح رهنمون سازد و در بخش عملی، مردم را به طهارت روح برساند. مخاطب چنین حرکت هدایت بخش، جان انسان خواهد بود نه بدن او. از این رو، زن و مرد هر دو همسان هم، مخاطب «پیام پیامبر» خواهند بود.

محور تعلیم و تعلّم جان آدمی است نه بدن و نه مجموع جان و بدن. آنکه عالم می شود، روح است و روح، نه مذکّر و نه مونّث است. پس، آنچه که به کمال آدمی باز می‌گردد؛ همچون: مسائل علمی، اعتقادی و اخلاقی، در آن میان مرد و زن تفاوتی نیست. امَا چون از مسائل اجرائی و تقسیم کار سخن به میان می آید، به دلیل خصوصیات طبیعی و بدنی هر یک، وظایف مشترک و مختص وجود دارد؛ لیکن تفاوت وظایف، نقشی در میزان تکامل آن دو نخواهد داشت.

زن همچون مرد، تکامل پذیر است و قرآن هر گاه از ارزشهای والای انسانی سخن می گوید، از «زنان» همسان مردان یاد می کند بدان حد که هر دو می توانند به مقامات انسانی و معنوی دست یابند. و مقاماتی همچون: اسلام، ایمان، طاعت، راستگویی، شکیبایی، خداترسی، روزه داری، خویشتن داری و یاد خدا، برای هر زنی قابل دست یابی است. طبیعی است که عمل صالح او نیز همچون مرد، پیامد و ره آوردی این دنیوی و اخروی خواهد داشت:

من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیاة طیبة و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون؛[1] هر مرد و زن که کاری نیکو انجام دهند، اگر ایمان آورده باشند، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان.

با این مقدمه به طرح «پیام پیامبر به دختران مسلمان»، در چند محور ذیل می‌پردازیم:

بر دختر بودن خود ببالید.

وقتی باور غالب جامعه، «زن» را مایة عار می دانست و از «دختر» نفرت داشت و حتی آن را زنده به گور می ساخت؛ در چنین محیطی، «اسلام» جایگاه انسانی زن را احیاء کرده و او را ریحانه؛ یعنی شاخه گلی ظریف می نامد. یکی از ارمغان های زیبای پیامبر، شخصیت دادن به دختر و زن می باشد. بدان حد که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود :

ـ دختران، خجسته اند و دوست داشتنی.

ـ بهترین فرزندان شما، دخترانتان می‌باشند.

ـ از خوش قدمی زن، این است که نخستین فرزندش دختر باشد.

ـ دختر خوب، فرزندی است مهربان، مددکار، مونس، با برکت و دور کننده‌ی حسرت.

ـ کسی که دختر دارد، مشمول نصرت و مدد و برکت و آمرزش خدا خواهد بود.

چون به نبی خاتم بشارت دختر می دادند، می‌فرمود:

گلی است که خدا، روزیش می‌دهد و تامین او با خداست.

بر خود ببالید و از آن دسته دخترانی باشید که پیامبر دربارة ایشان فرمود:

چه خوب فرزندانی اند دختران محجوب!

از فرصت ها سود جویید.

فرصت جوانی، یک غنیمت زودگذر است. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتیست. مصطفی فرمود: دنیا ساعتیست.

زندگی کوتاه‌تر از آن است که دست کم گرفته شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرمود :

در قیامت برای هر روز از ایام عمر بندگان، 24 پرونده به تعداد ساعت های شبانه روز، گشوده می شود؛

(بنده) پرونده‌ای را پر از روشنی و سرور می‌یابد و از دیدنش چنان شادی و فرح به وی دست می دهد که اگر بر دوزخیان تقسیم شود، احساس کردن رنج آتش را از آنان باز می دارد، و این ساعتی است که پروردگارش را در آن اطاعت کرده است.

سپس پرونده‌ای دیگر گشوده می‌شود و (بنده) آن را تاریک، بدبو و ترس آور می بیند و از مشاهده اش چنان بی تابی و ترس به وی دست می دهد که اگر بر بهشتیان تقسیم گردد، خوشی را از آنان باز ستاند، و این لحظه‌ای است که پروردگارش را در آن نافرمانی کرده است.

سپس پرونده‌ای دیگر برایش گشوده می‌شود و آن را تهی می‌بیند، نه چیزی در آن است که او را شادمان کند و نه چیزی که ناراحتش سازد، و این ساعتی است که خوابیده و یا به کارهای مباح دنیایی سرگرم بوده است؛ آنگاه به جهت از دست دادن این لحظه ها، احساس حسرت و تأسف به وی دست می دهد؛ چرا که می‌توانست آن را از نیکی‌های بی‌شمار پر سازد. و این سخن خداوند « آن(روز)، روز حسرت خوردن است.» بدین نکته اشاره دارد.

لحظات زندگی را جدّی بگیرید و فرصت جوانی را دریابید؛ «جوانی» یک نسیم رحمت است.آن گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود :

«انّ لربّکم فی‌ایام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها؛ در ایام زندگیتان نسیم‌های رحمتی می‌‌ورزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.»

حیا را پاس دارید.

«حیا» سرچشمة همة زیبایی هاست و در فقدان حیا، هیچ کار زیبایی انجام نمی شود و هیچ کار زشتی ترک نمی شود. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمود:

«الاسلام عریان فلباسه الحیاء؛ اسلام، عریان است و حیا، لباس آن است.»

حیا همان دگرگونی حال و انکسار و دوری گزینی از کار زشت است؛ به خصوص آنکه انسان احساس کند که ناظری او را می‌بیند. و آگاهی و نظارت خداوند، عامل برانگیختن حیا است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

«فاستحیوا الیوم أن یطَّلع الله علی شیء من أمرکم؛ شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما، مطلع است.»

بزرگترین سرمایة دختر و زن مسلمان «حیا» است که ثمره ی آن، مهار شهوت و تضمین عفّت او خواهد بود.

درنگ در نوع برخورد موسی علیه السلام  با دختر شعیب علیه السلام و شیوه راه رفتن این دختر که با حیا آمیخته بود، نیز برای شما الهام بخش است.

پوشش مناسب را انتخاب کنید.

پیامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دوری از جلوه گری و خود نمایی اصرار می ورزید و قرآن، همپای توصیه به مردان در دوری از چشم چرانی و رعایت پوشش بدن از نامحرم، به زنان نیز توصیه می کند که دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه کنند. به دو آیة ذیل دقت کنید:

1. «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش های بلند (جلباب) خود را بر خویش فرو افکنند».

2. «به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه ساخته، دامن خود ر از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم، آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، و روسری‌های (خُمُر) خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‌ها پوشیده باشد، و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می‌کنند، معلوم شود».

دربارة این دو آیه، به چند نکته توجه کنید:

الف) جلباب، پوششی چادر مانند، گشاد و پارچه‌ای است و با روسری کوچک و خمار متفاوت است. جلباب همچون مقنعه ها و روسری های بزرگ، سر و همه بدن را می‌پوشانیده است.

و خداوند در آیة نخست با بیان «جلباب»، به پوشاندن سر و گردن و بدن زنان اشاره دارد.

ب) خُمُر، جمع خِمار و به معنای روسری و سر پوش است و خداوند در آیة دوم از دختران و زنان مؤمن خواسته است که به وسیله خمار، سینه و گریبان (جَیب) خود را بپوشانند. مرحوم طبرسی دربارة این آیه می‌نویسد : زنان مدینه،اطراف روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند و سینه، گردن و گوش‌های آنان آشکار می‌شد. بر اساس این آیة، موظف شدند اطراف روسری خود را به گریبان‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.

ابن عباس نیز دربارة تفسیر این آیه می‌گوید : یعنی زن، مو، سینه، دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.

ج) قرآن در پاسخ به ضرورت پوشش نیز چنین می فرماید که:

ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذَین؛ بدین وسیله شناخته می شوند (که دارای اصالت خانوادگی اند) پس با آزار و تعقیب (هوسرانان) رو به رو نمی‌شوند.

د) پیامبر به اسماء فرمود :« اسماء! وقتی زن بالغ شد، شایسته نیست که (در برابر نامحرم) جز صورت و دست‌هایش دیده شوند».

ه) پوشش اسلامی به معنای زندانی کردن و قرار دادن شما پشت پرده و در نتیجه، عدم مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی نیست بلکه «پوشش» بدان معناست که شما به عنوان دختر و زنان مومن در معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشانید و به جلوه گری و خودنمایی نپردازید و مشارکتتان در فعالیت ها، بر اصول انسانی و اسلامی استوار باشد.

و. بسیاری از جامعه شناسان، حجاب زن را مقتضای طبیعی جامعة بشری معرفی کرده‌اند. مونتسکیو می نویسد:

«قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد؛ زیرا مرد، با تهوّر آفریده شده است و زن، نیروی خودداری بیشتری دارد. بنابراین، تضادّ بین آنها را می توان با «حجاب» از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند».

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 16:16  توسط مهدی ساریجلو  | 

باب رسيدن به لقاءاللّه مفتوح است
کلمات قصار - در محضر نور

با اين كه خداوند سبحان مى فرمايد: «سَنُرِيهِمْ ءَايَـتِنَا فِى الاْءَفَاقِ وَ فِى آ أَنفُسِهِمْ»(1) به زودى نشانه هاى روشن خود را در نواحى [ آسمان و زمين] و در وجود خود آنان به ايشان ارايه خواهيم داد. 
هم چنين مى فرمايد: «قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِى السَّمَـوَ تِ وَ الاْءَرْضِ»(2) بگو: بنگريد كه در آسمان ها و زمين چه چيز است. آيا ممكن است با وجود خلوص و صدق در استعلام وطلب، هدايت و ارايه ى آيات معرفت براى انسان نباشد؟! بابِ رسيدن به كمالات و لقاءاللّه  مفتوح است.

ادامه مطلب...
 
روايات عامّه درباره ى امامان دوازده گانه و منزلت ويژه ى على ـ عليه السّلام ـ
کلمات قصار - در محضر نور

در بيست حديث از بيست صحابى آمده است كه پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: «أَلْخُلَفآءُ بَعْدِى إِثْنى عَشَرَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ.»(1) خلفا و جانشينان بعد از من دوازده نفر هستند كه همگى از قريش مى باشند. 
و همين روايت را ابوبكر و عمر و عثمان نيز نقل كرده اند.
هم چنين به دو طريق كه در يكى از آن ها راوى آن ابوبكر مستقيما از حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ روايت مى كند، آمده است: «مَنْزِلَةُ عَلِىٍّ مِنِّى، كَمَنْزِلَتِى مِنْ رَبِّى.»(2)

ادامه مطلب...
 
كسانى منتظر فرج هستند كه...
کلمات قصار - در محضر نور

هر دقيقه اى كه مى گذرد جايگزين و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و ديگر برنمى گردد. اى كاش اگر خانه و درِ خانه را نمى دانيم، كوچه را مى دانستيم.
حاج محمّد على فشندى ـ رحمه اللّه  ـ هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ عرض مى كند: مردم دعاى توسل مى خوانند و در انتظار شما هستند و شما را مى خواهند، و دوستان شما ناراحتند. حضرت مى فرمايد: دوستان ما ناراحت نيستند! اى كاش مى نشستيم و درباره ى اين كه حضرت غائب ـ عليه السّلام ـ چه وقت ظهور مى كند، با هم گفت و گو مى كرديم، تا حدّاقل از منتظرين فرج باشيم. اشخاصى را مى خواهند كه تنها براى آن حضرت باشند. كسانى منتظر فرج هستند كه براى خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه براى برآوردن حاجات شخصى خود. چرا ما حدّاقل مانند نصارى كه در مواقع تحيّر با انجيل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمى كنيم؟!

 
همواره تسليم خدا باشيم
کلمات قصار - در محضر نور

قِلّت جمعيّت حقّ و كثرت اهل باطل نبايد ما را در مسير و پيمودن راه حقّ مضطرب و دل سرد كند، يا باز دارد. ما بايد به آن چه از تكوينيّات و تشريعيّات پيش مى آيد، تسليم و راضى باشيم؛ زيرا خدا تكوينا نخواسته كه جلو مفاسد را بگيرد، با آن كه مصالح و مفاسد به دست او است، هرچند تشريعا از مفاسد نهى نموده است. 
شيعه بى پناه است و به جرم حقانيّت و بى گناهى، از هر سو مورد تهاجم و تاخت و تاز قرار مى گيرد. خدا مى داند افراد شيعه، غير از حضرت حجّت ـ عجّل اللّه  تعالى فرجه الشّريف ـ و نزديكان و دوستانش، به چه حال و به چه صورتند و چه قدر در مضيقه و فشار به سر مى برند؟!

 
دعاى صميمى در گرفتارى هاى مسلمانان
کلمات قصار - در محضر نور

آيا ائمه ى ما ـ عليهم السّلام ـ درباره ى بلاهايى كه در چنين وقت بر دو طرف(1) رخ مى دهد و سابقه ندارد، چيزى نفرموده اند؟! و از حوادثى كه امروز اتّفاق مى افتد خبر نداده اند؟! آيا ممكن است از اين كه بنى العبّاس، كوفه را مى گيرند، خبر دهند(2) و از اوضاع امروز خبر ندهند؟! يقينا اين گونه مطالب را اجمالاً بيان كرده اند. مگر مى شود نفرموده باشند كه مردم در چنين وقتى چه كار كنند؟! 
نمى گويم آن ها كه مى جنگند چه و حكمشان چيست، بلكه مى گويم ما چه كار بايد بكنيم؟ آيا به همان دعايى كه مى كرديم و معلوم نبود صميمى است، اكتفا كنيم، و يا در توسّلات و استمدادات به غيب، غير از آن چه مى كرديم، بكنيم؟! زيرا بلايى كه به اين اندازه طولانى باشد، سابقه ندارد.

ادامه مطلب...
 
تا شيطان زنده است، انسان در مخاطره است!
کلمات قصار - در محضر نور

نبايد مغرور شويم. تا نزديكى هاى وفات و تا زمانى كه شيطان زنده است، انسان در مخاطره است! به خدا پناه مى بريم. 
«إِلهِى! لاتَكِلْنِى إِلى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا.» (1) معبودا! هيچ گاه، به اندازه ى چشم بر هم زدنى، مرا به خود وامگذار.
اگر انسان طرفةُ العينى به خود واگذار شود، از خدا جدا خواهد شد، و شيطان كار خود را كرده و انسان را فريب خواهد داد. نظير كودكى كه از پدر و مادر خود جدا شود.  در مشهد يك دقيقه مادر از طفل جدا شده بود، بچه را برداشته بودند و به جاى او چيز ديگر گذاشته بودند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 20:13  توسط مهدی ساریجلو  |