تبليغاتX
ولایت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 9:32  توسط مهدی ساریجلو  | 

اهانت به مقدسات اسلامی این بار در ایتالیا

اقدام یک شرکت ایتالیایی به فروش پوششهای دستشویی که بر آنها آیات آیة الکرسی نقش بسته است، اعتراض شخصیتهای اسلامی این کشور را بر انگیخته است.


مسلمانان ایتالیایی نسبت به اهانت به قرآن اعتراض کردند.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از فردا، اقدام یک شرکت ایتالیایی به فروش پوششهای دستشویی که بر آنها آیات آیة الکرسی نقش بسته است، اعتراض شخصیتهای اسلامی این کشور را بر انگیخته است.

بنا بر این گزارش شرکت اوریزونت در دو استان ایتالیا (لیتینا و فروزنیونی) اقدام به تولید پادری هایی برای دستشویی در که در چند جانب آن آیة الکرسی نوشته شده است، نمود که این مورد اعتراض بسیاری از جمله امام جماعت مسجد لتینا قرار گرفت و با شکایت این اشخاص پلیس دستور توقف فروش این محصول را صادر کرده است.

این اشخاص و گروهها خواستار پس گرفتن اجناس فروخته شده تا کنون شده اند اما از عدم همکاری پلیس برای این کار شکایت دارند.

این محصول در چند شهر فروخته شده است و تلاشهای گروههای اسلامی برای اعتراضات مسالمت آمیز و بازپس گیری اجناش فروخته شده ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 9:23  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 8:42  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:22  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:20  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:18  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:18  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:17  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:17  توسط مهدی ساریجلو  | 

آيا رسول الله (ص) مثل شيعيان امروزي بر مهر و امثال آن سجده مي كردند ؟

مهر در نماز از چه زماني و توسط چه کسي استفاده شد ؟

متشکرم

پاسخ :

خلاصۀ بحث :

آن‌چه كه قطعي است در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مهري به اين صورت كه الآن در ميان شيعيان رايج است وجود نداشته است و آن حضرت بنا بر اتفاق شيعه و سني بر خاك ، سنگ و حصير سجده مي‌كرده و هرگز بر فرش ، سجاده ، لباس و ... كه الآن اهل سنت بر آن سجده مي‌كنند ، سجده نمي‌كرده است و سجده بر چنين چيزها از بدعت‌هايي است كه در ميان اهل سنت رايج شده است .

نخستين كسي كه بر تربت امام حسين عليه السلام سجده كرد ، امام زين العابدين عليه السلام بود كه بعد از دفن سيد الشهداء عليه السلام مقداري از خاك آن حضرت را برداشت و به مدينه برد و خود و اهل بيت رسول خدا بعد از آن بر خاك سيد الشهداء سجده مي‌كردند .

شيعيان نيز با تأسي به ائمه اهل بيت عليهم السلام كه يكي از ثقلين هستند ، سجده بر تربت سيد الشهداء را مستحب مي‌دانند و بر اين كار مداومت مي‌كنند .

تفصيل بحث :

سجدۀ رسول خدا بر زمين :

شيعه و سني اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر زمين سجده مي‌كرده و مي‌فرموده است :

أعطيت خمسا لم يعطهن أحد قبلي ... وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا .

صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 86 .

پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است ... زمين براي من محل سجده و  پاك كننده قرار داده شده است .

و نيز از ابو وائل نقل شده است كه مي‌گفت :

رأيت النبي ( ص ) إذا سجد وضع جبهته وأنفه على الأرض .

أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36 ، و مسند احمد ،  ج 4 ، ص 315 ، 317 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده مي‌كرد ، پيشاني و بيني‌اش را بر زمين مي‌نهاد .

و صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) نيز به تبعيت از آن حضرت ، جز بر زمين بر چيز ديگري سجده نمي‌كردند :

وعن أبي عبيدة أن ابن مسعود كان لا يصلي أو لا يسجد إلا على الأرض . رواه الطبراني في الكبير .

مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 2 ، ص 57 .

ابن مسعود نماز نمي‌خواند و سجده نمي‌كرد ؛ مگر بر زمين ... طبراني اين روايت را در الكبير نقل كرده است .

حتي نقل شده است كه برخي از صحابه ؛ از جمله مسروق بن الأجدع ، چيزي شبيه مهر امروزي با خود حمل مي‌كرد و در زمان مسافرت با كشتي بر آن سجده مي كرد . محمد بن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد :

حدثنا محمد قال كان مسروق إذا خرج يخرج بلبنة يسجد عليها في السفينة .

الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 6 ، ص 79 .

مسروق ، هر وقت كه به مسافرتي مي‌رفت ، مقداري از خاك با خود بر مي‌داشت تا در كشتي بر آن سجده كند .

و رواياتي فراواني كه در كتاب‌هاي شيعه و سني بسيار يافت مي‌شود .

سجدۀ رسول خدا بر سنگ :

از ابن عباس نقل شده است كه مي‌گفت :

أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم سجد على الحجر .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بر سنگ سجده مي‌كرد .

اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج 3 ، ص473 نقل و آن را تصحيح مي‌كند و ذهبي نيز در تلخيص المستدرك صحت آن را تأييد مي‌كند .

سجده رسول خدا بر سجاده‌اي ساخته شده از حصير :

مسلم نيشابوري در صحيح مسلم از أبي سعيد خدري نقل مي كند :

حَدَّثَنِي أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَرَأَيْتُهُ يُصَلِّي عَلَى حَصِيرٍ يَسْجُدُ عَلَيْهِ .

صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 62، كتاب الصلاة ، باب الصلاة في ثوب واحد . و 128، باب فضل صلاة الجماعة .

از ابو سيعد خدري نقل شده است که بر رسول خدا وارد شد و ديد آن حضرت بر روي خمره (حصيري) نماز مي خواند و بر روي همان سجده مي کند .

همچنين بخاري و مسلم از ام المؤمنين ميمونه نقل كرده‌اند :

كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي عَلَى الْخُمْرَةِ .

صحيح البخاري‌ ، ج1 ، ص 101 ، كتاب الصلاة ، باب الصلاة على الخمرة ، صحيح مسلم ،‌ ج 2 ، ص 128،  كتاب الصلاة ، باب فضل صلاة الجماعة .

از ميمونه همسر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل شده است که فرمودند رسول خدا بر روي خمره (حصيري) سجده مي فرمودند .

و نيز مسلم از عايشه نقل مي‌كند :

عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَاوِلِينِي الْخُمْرَةَ مِنْ الْمَسْجِدِ قَالَتْ فَقُلْتُ إِنِّي حَائِضٌ فَقَالَ إِنَّ حَيْضَتَكِ لَيْسَتْ فِي يَدِكِ .

 صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 168.

از عائشه نقل شده است که گفت : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به من فرمودند به من خمرۀ ( حصير ) سجده را بده . گفتم که من عذر زنانه دارم حضرت پاسخ دادند که عذر تو به دستت مربوط نمي شود.

و هيثمي در مجمع الزوائد از ابن عمر نقل مي‌كند :

كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يصلي على الخمرة ويسجد عليها. رواه أحمد والبزار والطبراني في الكبير والأوسط ، ورجال أحمد رجال الصحيح .

 مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 56 .

از ابن عمر نقل شده است که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر روي تكه حصيري نماز مي خوانده و بر همان سجده مي کردند.

مراد از «خمره » همان طور كه علماي شيعه و سني گفته‌اند ، سجاده‌اي است كه از حصير درست مي‌شده است ؛ چنانچه ابن سلام در غريب الحديث مي نويسد :

وقال أبو عبيد : في حديث النبي عليه السلام أنه كان يسجد على الخمرة . قال أبو عبيد : الخمرة شئ منسوج يعمل من سعف النخل ويرمل بالخيوط وهو صغير على قدر ما يسجد عليه المصلي أو فويق ذلك ، فإن عظم حتى يكفي الرجل لجسده كله في صلاة أو مضجع لو أكثر من ذلك فحينئذ حصير وليس بخمرة .

غريب الحديث ، ابن سلام ، ج 1 ، ص 276 - 277

 ابو عبيد گفته است که در روايت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آمده است که ايشان بر روي خمره نماز مي خواندند . ابو عبيد گفت مقصود از خمره ، تکه اي کوچک و بافته است که از برگ خرما درست مي‌شود و در بين آن نخ عبور داده مي شود و کوچک است به اندازه محل سجده يا کمي بزرگتر از آن ؛ ولي اگر بزرگتر باشد که تمام بدن بر روي آن جا شود در نماز يا در هنگام خواب به آن حصير گفته مي شود نه خمره .

و زبيدي در تاج العروس مي‌نويسد :

ويقال : صلى فلان على الخمرة ، وهي حصيرة صغيرة تنسج من السعف ، أي سعف النخل وترمل بالخيوط .

تاج العروس ، الزبيدي ، ج 6 ، ص 365

وقتي مي گويند فلان کس بر روي خمره نماز خواند ؛ يعني بر روي حصير کوچکي که از برگ درخت خرما درست مي شود و با خط به هم متصل مي گردد.

فرمان رسول خدا (ص) بر سجده بر خاك

در بسياري از روايات نقل شده است كه رسول خدا به كساني كه از سجده بر خاك پرهيز مي‌كردند ، دستور مي‌داد كه بر خاك سجده كنند . ما به برخي از اين روايات از كتاب‌هاي اهل سنت اشاره مي‌كنيم :

عبد الرزاق صنعناني از خالد الجهني نقل مي‌كند :

رأى النبي (صلى الله عليه وآله وسلم ) صهيبا يسجد كأنه يتقي التراب فقال له : تربّ وجهك يا صهيب .

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني ، ج1 ، ص391 ، ح1528 و كنز العمال ، ج7 ، ص465 .

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و اله ) شخصي به نام صهيب را ديد كه در هنگام سجده مراقب بود كه صورتش به خاك ماليده نشود ، پيامبر به او فرمود : اي صهيب ، صورت را بر خاك بگذار .

و همچنين از ام سلمه رضي الله عنها نقل شده كه فرمود :

رأى النبي (صلى الله عليه وآله وسلم ) غلاما لنا يقال له أفلح ينفخ إذا سجد ، فقال : يا أفلح تربّ .

الاصابة ، ابن حجر ، ج 1 ، ص252 و أسد الغابة ، ج1 ، ص107 و صحيح الترمذي ، ج 2 ، ص236 و  فتح البارى، ج3 ، ص68 و كنز العمال ، ج7 ص 459 ، ح19776 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم  غلام مرا كه افلح نام داشت ، ديد كه در هنگام سجده خودش را از خاك دور نگه مي‌داشت . پيامبر به او فرمود : خودت را به خاك بينداز ( بر خاك سجده كن ) .

منع رسول خدا از سجده بر عمامة :

عن عياض بن عبد اللّه القرشي : رأى رسول الله صلى الله عليه وسلم رجلا يسجد على كور عمامته فأومأ بيده : ارفع عمامتك ، وأومأ إلى جبهته .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم مردي را ديد كه بر قسمتي از عمامۀ خود سجده مي‌كرد ، آن حضرت با دستش اشاره كرده كه عمامه‌ات را بالا بكش و بر پيشاني‌اش اشاره كرد ( بر پيشاني‌ات سجده كن) .

السنن الكبري ، ج2 ، ص105 .

و از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است كه فرمود :

إذا كان أحدكم يصلي فليحسر العمامة عن جبهته .

السنن الكبري ، ج2 ، ص105 .

هر گاه خواستيد سجده كنيد ، بايد عمامه را از پيشاني تان كنار بزنيد .

اين نشان مي‌دهد كه در موقع سجده هيچ مانعي نبايد بين پيشاني و زمين باشد و سجده كردن بر عمامه ، فرش و ... باطل است .

سجده فقط بر خاك جايز است :

شيعيان هرگز سجده كردن بر تربت حضرت سيد الشهداء يا هر تربت ديگري را واجب نمي‌دانند ؛ بلكه با تأسي و پيروي از فرامين ائمه اهل بيت عليهم السلام كه عدل و قرين قرآن در حديث ثقلين ذكر شده اند ، سجده كردن بر تربت امام حسين عليه السلام را مستحب مي‌دانند . و طبق رواياتي كه از آن خاندان پاك رسيده است ، سجده ، تنها بر زمين و آن‌چه كه از او مي‌رويد صحيح است و بر چيزهاي ديگر ؛ از جمله لباس ، فرش و ... جايز نيست . ما در اين جا فقط به نقل يك روايت بسنده مي‌كنيم :

عن هشام بن الحكم أنه قال لأبي عبد الله ( عليه السلام ) أخبرني عما يجوز السجود عليه وعما لا يجوز ، قال : السجود لا يجوز إلا على الأرض أو على ما أنبتت الأرض إلا ما اكل أو لبس ، فقال له : جعلت فداك ما العلة في ذلك ؟ قال : لان السجود خضوع لله عز وجل فلا ينبغي أن يكون على ما يؤكل ويلبس ، لان أبناء الدنيا عبيد ما يأكلون ويلبسون ، والساجد في سجوده في عبادة الله عز وجل ، فلا ينبغي أن يضع جبهته في سجوده على معبود أبناء الدنيا الذين اغتروا بغرورها ، الحديث

وسائل الشيعة (آل البيت) ، ج 5 ، ص 343 .

هشام بن حكم مي‌گويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم : سجده بر چه چيزهايي جايز و بر چه چيزهايي جايز نيست ؟ امام عليه السلام فرمودند : سجده جايز نيست ؛ مگر بر زمين و آن‌چه كه از زمين مي‌‌رويد ؛ غير از خوردني‌ها و پوشدني‌ها . هشام بن حكم مي‌گويد به آن حضرت عرض كردم : فدايت شوم ، دليل آن چيست ؟ آن حضرت فرمود : زيرا سجده براي خداوند و تواضع در برابر او است و سزاوار نيست که بر روي خوراکي وپوشاک باشد ؛ چرا كه دنيا پرستان بنده آن چيزي هستند که مي خورند و مي آشامند ؛ اما کسي که سجده مي کند در حال سجود براي خداوند بلند مرتبه است ؛ از اين رو ، سزاوار نيست که در حال سجده پيشانيش را بر همان چيزي نهد که دنيا پرستان از حيله هاي آن فريب خورده اند .

مرحوم علامۀ اميني رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌فرمايد :

نحن نتخذ من تربة كربلاء قطعا لمعا وأقراصا نسجد عليها كما كان فقيه السلف مسروق بن الأجدع يحمل معه لبنة من تربة المدينة المنورة يسجد عليها والرجل تلميذ الخلافة الراشدة ، فقيه المدينة ومعلم السنة بها ، وحاشاه من البدعة ... وكثير من رجال المذهب يتخذون معهم في أسفارهم غير تربة كربلاء مما يصح السجود عليه كحصير طاهر نظيف يوثق بطهارته أو خمرة مثله ويسجدون عليه في صلواتهم . ونحن نرى أن الأخذ بهذين الأصلين القويمين ، والنظر إلى رعاية أمري الحيطة والحرمة ومراقبتهما ...

السجود على التربة الحسينية ، الشيخ الأميني ، ص 66 – 67 .

ما از خاک محل شهادت امام حسين (عليه السلام) قطعه‌هايي را در اندازه هاي متفاوت مي سازيم که هنگام سجده پيشاني را بر آن مي گذاريم ، همان گونه که مسروق بن اجدع فقيه اهل سنت وشاگرد مکتب خلافت قطعه اي از خاک مدينه را همراهش مي برد و بر آن سجده مي کرد . آيا مي شود گفت : دانشمند و فقيه اهل مدينه و آموزگار سنت نبوي بدعت گذار بوده و کارش ناشايست بوده است ؟

آري بسياري از بزرگان مذهب ( شيعه ) هنگام سفر قطعه اي حصير يا غير آن را که پاک وطاهر بود همراه مي بردند و هنگام نماز برآن سجده مي کردند ، و لذا ما بر اساس اين نقل و روش محکم سجده بر خاک را الازم مي دانيم .

مرحوم علامه كاشف الغطاء رضوان الله عليه نيز در اين باره مي‌فرمايد :

ولعلّ السر في التزام الشيعة الإماميّة (استحبابا) بالسجود على التربة الحسينية ، مضافاً إلى أنّها أسلم من حيث النظافة والنزاهة من السجود على سائر الأراضي وما يطرح عليها من الفرش والبواري والحصر الملوّثة والمملوءة غالباً من الغبار والميكروبات الكامنة فيها.

مضافاً إلى كلّ ذلك لعلّه من جهة الأغراض العالية والمقاصد السامية منها ، أن يتذكر المصلي حين يضع جبهته على تلك التربة ، تضحية ذلك الإمام بنفسه وأهل بيته والصفوة من أصحابه في سبيل العقيدة والمبدأ ومقارعة الجور والفساد .

ولما كان السجود أعظم أركان الصلاة ، وفي الحديث «أقرب ما يكون العبد إلى ربه حال سجوده» فيناسب أن يتذكر بوضع جبهته على تلك التربة الزاكية ، أولئك الذين جعلوا أجسامهم ضحايا للحق ، وارتفعت أرواحهم إلى الملأ الأعلى ، ليخشع ويخضع ويتلازم الوضع والرفع ، وتحتقر هذه الدنيا الزائفة ، وزخارفها الزائلة ، ولعل هذا هو المقصود من أن السجود عليها يخرق الحجب السبع كما في الخبر ، فيكون حينئذ في السجود سر الصعود والعروج من التراب إلى رب الأرباب .

 الأرض والتربة الحسينية ، ص 24 .

شايد علت التزام شيعه به سجده بر روي تربت امام حسين – جدا از اينکه پاکيزه تر است واز جهت نظافت مناسب تر از سجده بر هر خاک و حصيري که غالبا پر از غبار و ميکروب است – يک هدف عالي باشد وآن اين است که وقتي نماز گذار پيشانيش را بر روي آن خاک مي گذارد به ياد فداکاري امام حسين عليه السلام وخاندان پاکش - در راه دين وعقيده ومقابله با جور وفساد - بيفتد .

وچون سجده مهمترين رکن نماز است و در روايت نيز آمده است که نزديکترين حالت بنده به پروردگارش ، حالت سجده است ؛ از اين رو مناسب است که در هنگام سجده به سبب نهادن پيشاني بر تربت پاک ايشان به ياد کساني افتد که بدن هاي خود را قرباني حق نمودند و روحشان به عالم بالا پرواز کرد ؛ تا فروتني پيدا کرده و سجود ( پايين رفتن ظاهري) را با بالا رفتن ( معنوي) همراه کند . و اين دنياي پست و زينت هاي نابود شونده آن را کوچک بشمارد؛ وشايد همين مقصود از سجده بر تربت است تا – همانطور که در روايت آمده است - اين سجده حجاب هاي هفتگانه آسمان را پاره کند . پس اين سجده در واقع رمز بالا رفتن و عروج است از خاک به نزد پروردگار عالميان .

فرق بين مسجود له و مسجود عليه :

يكي از ايراد‌هايي كه وهابي‌ها به شيعيان مي‌گيرند ، اين است كه مي‌گويند شما مهر پرست هستيد و خيال مي‌كنند كه نمازگذار مهري را كه جلوي خود گذاشته است ، عبادت مي‌كند ! .

در جواب اين مطلب بايد گفت كه متأسفانه وهابي‌ها فقط به دنبال اين هستند كه با كوچكترين بهانه مشرك بودن شيعيان را ثابت كنند ؛ با اين كه خود آن‌ها مي‌دانند كه شيعيان اگر بر مهر سجده مي‌كنند ، نه به اين خاطر است كه مهر را عبادت كنند ؛ بلكه فقط به اين خاطر است كه به پاك بودن آن اطمينان دارند و و نيز يقين دارند كه اين تربت جزئي از زمين هستند .

اگر قرار باشد كه سجده بر مهر شرك باشد ، قطعاً سجده بر فرش ، عمامه ، لباس ، سجاده و ... نيز شرك خواهد بود . اگر نعوذ بالله شيعيان مهري را كه از پاك‌ترين مكان‌هاي روي زمين تهيه كرده‌اند ، عبادت مي‌كنند ، وهابي‌ها فرش و سجاده را عبادت مي‌كنند . چه فرقي است بين سجده بر مهر و سجده بر فرش ؟

اهتمام رسول خدا بر ترتب امام حسين :

اگر امروز شيعيان تربت سيد الشهداء عليه السلام را محترم مي‌دانند و بر اين تربت پاك سجده مي‌كنند ، در واقع آن‌ها به رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم تأسي مي‌كنند . رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم اهميت فراواني به تربت سيد الشهداء مي‌دادند و هر وقت اين تربت را مي‌ديدند اشك‌هايشان جاري مي‌شد و از شهادت مظلومانۀ آن حضرت در كربلا سخن مي‌گفتند . حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج3 ، ص176_177 مي‌نويسد :

عن أم الفضل بنت الحارث انها دخلت على رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فقالت يا رسول الله اني رأيت حلما منكرا الليلة قال وما هو قالت إنه شديد قال وما هو قالت رأيت كأن قطعة من جسدك قطعت ووضعت في حجري فقال رسول الله صلى الله عليه وآله رأيت خيرا تلد فاطمة إن شاء الله غلاما فيكون في حجرك فولدت فاطمة الحسين فكان في حجري كما قال رسول الله صلى الله عليه وآله فدخلت يوما إلى رسول الله صلى الله عليه وآله فوضعنه في حجره ثم حانت منى التفاتة فإذا عينا رسول الله صلى الله عليه وآله تهريقان من الدموع قالت فقلت يا نبي الله بابي أنت وأمي مالك قال اتاني جبريل عليه الصلاة والسلام فأخبرني ان أمتي ستقتل ابني هذا فقلت هذا فقال نعم وأتاني بتربة من تربته حمراء .

ام الفضل دختر حارث محضر رسول الله(ص) رسيد وعرض کرد: ديشب خواب بدي ديدم ، فرمود: چگونه بود ؟ گفت : خيلي بد بود ، فرمود : برايم نقل کن . عرض کرد : درخواب ديدم قطعه اي از گوشت بدنت جدا شد و بر دامن من گذاشته شد . فرمود : تو خواب خوبي ديده اي ، به اميد خداوند فاطمه صاحب فرزندي مي شود که تو او را بردامن و آغوشت مي‌گيري .

ام الفضل مي گويد : فاطمه حسين را بدنيا آورد که من او را بردامنم مي گذاشتم همانگونه که پيامبر فرموده بود .

روزي محضرش رسيدم و حسين را بر زانوانش قرار دادم ، نگاهي به او نمود ، ديدم چشمانش پر از اشک است ، گفتم : پدر و مادرم به فدايت چه شده است ؟ فرمود : جبرئيل نزد من آمد و به من خير داد که افرادي از امتم اين فرزندم را خواهند کشت ، سپس خاکي سرخرنگ از محل شهادت حسين به من داد .

و حتي روايات فراواني از طريق خاصه و عامه نقل شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم تربت امام حسين عليه السلام را استشمام كرده و آن را مي‌بوسيد :

عن عبد الله بن وهب بن زمعة قال أخبرتني أم سلمة رضي الله عنها ان رسول الله صلى الله عليه وآله اضطجع ذات ليلة للنوم فاستيقظ وهو حائر ثم اضطجع فرقد ثم استيقظ وهو حائر دون ما رأيت به المرة الأولى ثم اضطجع فاستيقظ وفي يده تربة حمراء يقبلها فقلت ما هذه التربة يا رسول الله قال أخبرني جبريل ( عليه الصلاة والسلام ) ان هذا يقتل بأرض العراق للحسين فقلت لجبريل أرني تربة الأرض التي يقتل بها فهذه تربتها .

هذ حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه .

المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 4 ، ص 398 .

ام السلمه گويد : در يکي از شب ها رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) مشغول استراحت بود ناگهان نگران و مضطرب از جايش حرکت کرد ، سپس نشست و دراز کشيد که باز هم از جايش با ناراحتي حرکت کرد که از دفعه قبل شديدتر بود ، باز هم دراز کشيد در حالي که خاکي سرخرنگ در دستهايش بود و آن مي بوسيد ، گفتم : اين خاک چيست ؟ فرمود : جبرئيل به من خبر داد که بر اين خاک حسين مرا مي کشند ، از او درخواست کردم تا آن خاک را به من نشان دهد، جبرئيل اين خاک را برايم آورد.

ثواب سجده بر تربت امام حسين عليه السلام :

امام صادق عليه السلام در اين باره مي‌فرمايد :

محمد بن علي بن الحسين قال : قال الصادق ( عليه السلام ) : السجود على طين قبر الحسين ( عليه السلام ) ينور إلى الأرضين السبعة ، ومن كانت معه سبحة من طين قبر الحسين ( عليه السلام ) كتب مسبحا وإن لم يسبح بها .

وسائل الشيعة (آل البيت) ، ج 5 ، ص 365 – 366 و من لا يحضره الفقيه ، الشيخ الصدوق ، ج 1 ، ص 268 .

امام صادق عليه السلام فرمودند : سجده بر خاك قبر حسين عليه السلام نورش تا آسمان هفت آسمان را نوراني مي‌‌كند . هر كس تسبيحي از خاك قبر امام حسين عليه السلام به همراه داشته باشد ، تسبيح كننده به حساب مي‌آيد ؛ هر چند كه با آن تسبيح نكند .

كان لأبي عبد الله جعفر بن محمد عليه السلام خريطة من ديباج صفراء فيها من تربة أبي عبد الله ( ع ) ، فكان إذا حضرته الصلاة صبه على سجادته وسجد عليه قال ( ع ) : إن السجود على تربة أبي عبد الله ( ع ) تخرق الحجب السبع .

وسائل الشيعة (آل البيت) ، ج 5 ، ص 366 .

امام صادق عليه السلام کيسه اي داشت كه در آن تربت امام حسين عليه السلام را نگه مي‌داشت . هر وقت كه نماز مي‌خوانده آن را بر سجاده‌اش مي‌ريخت و بر آن سجده مي‌كرد . امام عليه السلام فرمود : سجده بر تربت امام حسين عليه السلام هفت حجاب را پاره مي‌كند .

اين امام صادق عليه السلام ، فرزند رسول خدا است كه جز بر خاك امام حسين عليه السلام بر چيز ديگري سجده نمي‌كند . از اين جا است كه ارزش سجده بر تربت كربلا آشكار مي‌شود . ما نيز خود را پيرو همان بزرگوران مي‌دانيم .

وعن الصادق ( عليه السلام ) قال من أدار سبحة من تربة الحسين ( عليه السلام ) مرة واحدة بالاستغفار أو غيره كتب الله له سبعين مرة وأن السجود عليها يخرق الحجب السبع .

امام صادق عليه السلام فرمودند : هر كس با تسبيح خاك كربلا يك دور استغفار يا كاري ديگري بكند ، خداوند براي او هفتاد مرتبه مي‌نويسد . سجده بر خاك كربلا ، حجاب هفت آسمان را پاره مي‌كند .

وسائل الشيعة (آل البيت) ، ج 6 ، ص 456 .

كسي كه سجده بر تربت او حجاب هفت آسمان را پاره مي‌كند ، خود او چه مي‌كند ؟ و چه زيبا سخني گفته است علامۀ بزرگ ، شيخ عبد الحسين اميني رضوان الله تعالي عليه :

هذا حبنا وهذا حسيننا ، وهذا مأتمه ، وهذه كربلاؤه ، وهذه تربته ، وهي مسجدنا ، والله ربنا ، وسنتنا وسيرتنا سيرة نبينا وسنته ولله الحمد .

سيرتنا وسنتنا - الشيخ الأميني - ص 180 .

اين عشق ما و اين حسين ما است . اين عزاي او ، اين كربلاي او و اين تربت او است . تربت او سجده‌گاه ما ، الله پروردگار ما و سنت و روش ما ، سنت و روش پيامبر ما است . خدا را [بر اين همه نعمت] سپاس مي‌گوييم .


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:13  توسط مهدی ساریجلو  | 

سؤال:

آيا آيه‌ اي در قرآن كريم ، در خصوص امامت امامان عليهم السلام و يا عصمت آن‌ها آمده است ؟
پاسخ:

توضيح سؤال :

 

با سلام

1- آيا در قرآن آيه و يا آياتي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟  اگر آمده است در چه سوره و آياتي ذکر گرديده ؟

2- آيا آيه‌آي در خصوص معصوميت امامان در قرآن ذکر گرديده ؟

3- در خصوص دلايل نياز انسان به امامان بعد از پيامبر اکرم با توجه به آيات قراني چه مي باشد؟

4- کساني مدعي هستند کسي که ظهور خواهد کرد حضرت حجت امام زمان (عج) نمي باشد بلکه حضرت عيسي است که ظهور خواهد کرد ؟ دليل قرآني آن وجود دارد و يا ذکر شده باشد کسي که ظهور خواهد کرد حضرت مهدي(عج) مي باشد .

سؤال 1 :

آيا در قران آيه و يا آياتي در خصوص امامت امامان بعد از حضرت پيامبر آمده است ؟  اگر آمده است در چه سوره و آياتي ذکر گرديده ؟

پاسخ :

آيات فراواني در قرآن كريم در فضائل امير مومنان وبرتري وي بر ديگران نازل شده است . وبسياري از علماي شيعه و سني تا 350 آيه را در اين باره برشمرده‌اند كه ما به نقل رواياتي از طريق اهل سنت در اين باره اشاره مي کنيم .

ابن عساكر ، از علماي بزرگ اهل سنت در تاريخ دمشق مي‌نويسد :

عن ابن عباس ، قال : « نزلت في عليّ ثلاثمائة آية » .

 تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص364، تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، 196.

ابن عباس مي گويد : 300 آيه از قرآن كريم در باره علي عليه السلام نازل شده است .

و همچنين خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مي‌نويسد :

عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية .  

تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 221 .

و سيوطي از بزرگترين علماي تاريخ اهل سنت نيز مي‌نويسد :

عن ابن عباس قال : نزلت في علي ثلاثمائة آية .

تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، الصواعق المحرقة ، ص 196.

و در جاي ديگر مي‌نويسد :

قال ابن عباس : نزلت في علي أكثر من ثلاثمائة آية في مدحه .

تاريخ الخلفاء ، ص 172، و السيرة النبويّة ، زيني دحلان بهامش السيرة الحلبيّة ، ج2 ، ص11 و الصواعق المحرقة ، ص 125 ط . المحمديّة و 76 ط. الميمنة بمصر .

بيش از سيصد آيه از قرآن كريم ، در ستايش از علي عليه السلام نازل شده است .

و ابن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة كه آن را در رد عقائد شيعه نوشته است ، در اين باره مي‌نويسد :

وروى سعيد بن جبير ، عن ابن عباس ، قال : ما نزل في أحد من كتاب اللّه ما نزل في علي .

 الصواعق المحرقة ، ص 76 ، الباب التاسع ، الفصل الثالث .

و همچنين  او در جاي ديگر و نيز سيوطي در تاريخ الخلفاء مي نويسند :

أنّه ما نزل في أحد من كتاب اللّه كما نزل في علي .

تاريخ الخلفاء ، ص 171 ، و الصواعق المحرقة ، ص 127.

در حق هيچ كسي ، به اندازه علي عليه السلام ، در قرآن نازل نشده است .

و حتي بسياري از علماي اهل سنت نقل كرده‌‌اند كه يك چهارم قرآن در حق امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام نازل شده است .

حاكم حسكاني از بزرگان اهل سنت مي‌نويسد :

عن الاصبغ بن نباتة ، عن على قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع حلال وحرام وربع فرائض وأحكام ولنا كرائم القران .

 شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص59 و ص62 و تاريخ اليعقوبي ، ج 2 ، ص136 و ينابيع المودة ، ج 1 ،‌ ص377.

اصبغ بن نباته از امير مومنان نقل کرد که فرمودند قرآن چهار جزء نازل شد . يک چهارم  در مورد ما ، يک چهارم در مورد دشمنان ما ، يک چهارم در مورد حلال وحرام و يک چهارم در مورد واجبات  واحکام ؛ وآيات شاخص قرآن (کريمه به بهترين شيء در هر مجموعه گفته مي شود) در مورد ماست .

و مرحوم كليني رضوان الله تعالي عليه در كتاب كافي در روايتي كه سند آن صحيح است ، شبيه همين روايت را نقل مي‌كند :

عن أبي بصير ، عن أبي جعفر عليه السلام ، قال : نزل القرآن أربعة أرباع : ربع فينا ، وربع في عدونا ، وربع سنن وأمثال ، وربع فرائض وأحكام .

الكافي ، ج2  ، ص627 ، ح 4 .

اما مهم‌ترين آياتي كه در قرآن كريم در باره ولايت امير المؤمنين عليه السلام نازل شده ، از قرار ذيل است :

1 . إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ  . مائده / 55 .

ولىّ شما ، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند : همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند .

مراد از « الذين آمنوا ... » قطعاً امام امير المؤمنين عليه السلام است ؛ زيرا اين آيه در زماني نازل شده است كه امام علي عليه السلام در حال ركوع به فقيري كه از مردم استمداد مي‌كرد ، انگشتري خود را صدقه داد .

بنابر تصريح بسياري از علماي اهل سنت ، اين آيه در بارۀ امير المؤمنين عليه السلام نازل شده است . قاضي عضد الدين الإيجي ، متوفاي 756 در اين باره مي‌گويد :

وأجمع أئمّة التفسير أنّ المراد علي .

المواقف في علم الكلام ، ص 405 .

تمامي مفسرين جماع دارند كه اين آيه در بارۀ امام علي عليه السلام نازل شده است .

و سعد الدين تفتازاني نيز تصريح مي‌كند :

نزلت باتّفاق المفسّرين في علي بن أبي طالب ، رضي اللّه عنه ، حين أعطى خاتمه وهو راكع في صلاته .

شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 5 ، ص270 .

[اين آيه] به اتفاق مفسران در بارۀ علي بن أبي طالب (عليه السلام) هنگامي كه در حال ركوع انگشترش را به فقير نيازمند بخشيد نازل شده است

و نيز علاء الدين علي بن محمد حنفي ، معروف به قوشجي در اين باره مي‌گويد :

إنّها نزلت باتفاق المفسّرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته .

شرح تجريد الاعتقاد  ، ص 368 .

اين آيه ، به اتفاق مفسران در حق علي بن أبي طالب (عليه السلام) نازل شده است . وآن هنگامي بودكه به سائل انگشتري اش را بخشيد در حالي كه در ركوع نماز بود .

و آلوسي نيز مي‌گويد :

غالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في علي كرّم اللّه وجهه .

غالب اخباري ها بر اين عقيده‌اند كه اين آيه در حق علي (عليه السلام) نازل شده است .

روح المعاني ، ج 6 ، ص168 .

ابن مردويه از علماي بزرگ اهل سنت روايتي را در شأن نزول اين آيه نقل مي كند كه بسيار جالب و خواندني است .

 عن ابن عباس ، بينما عبد الله بن عباس جالس على شفير زمزم يقول : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إذ أقبل رجل ، متعمم بعمامة فجعل ابن عباس لا يقول قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إلا قال الرجل : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) فقال ابن عباس : سألتك بالله من أنت ؟ فكشف العمامة عن وجهه وقال :

أيها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فأنا جندب بن جنادة البدري أبو ذر الغفاري سمعت النبي ( صلى الله عنيه وآله وسلم ) بهاتين وإلا فصمتا ، ورأيته بهاتين وإلا فعميتا وهو يقول :

علي قائد البررة وقاتل الكفرة ، منصور من نصره ومخذول من خذله .

أ ما إني صليت مع رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) يوما من الأيام صلاة الظهر فسأل سائل في المسجد فلم يعطه أحد ، فرفع السائل يده إلى السماء وقال : اللهم اشهد أني سألت في مسجد رسول الله فلم يعطني أحد شيئا . وكان علي راكعا فأومى إليه بخنصره اليمنى - وكان يتختم فيها - فأقبل السائل حتى أخذ الخاتم من ، خنصره ، وذلك بعين النبي فلما فرغ النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) من صلاته رفع رأسه إلى السماء وقال :

اللهم إن أخي موسى سألك فقال : رب اشرح لي صدري ويسر لي أمري واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي واجعل لي وزيرا من أهلي هارون أخي أشدد به أزري وأشركه في أمري فأنزلت عليه قرآنا ناطقا : (سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ ) اللهم وأنا محمد نبيك وصفيك اللهم فاشرح لي صدري ويسر لي أمري واجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي أشدد به أزري .

قال أبو ذر : فوالله ما استتم رسول الله [ صلي الله عليه وآله وسلم ] الكلام حتى هبط عليه جبرئيل من عند الله وقال : يا محمد هنيئا [ لك ] ما وهب الله لك في أخيك . قال : وما ذاك جبرئيل ؟ قال : أمر الله أمتك بموالاته إلى يوم القيامة وأنزل قرآنا عليك : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ  . مائده / 55 . ) .

مناقب علي بن أبي طالب (ع ) وما نزل من القرآن في علي (ع ( ، ابن مردويه الأصفهاني ، ص 293، ح 460، بتحقيق عبد الرزاق محمد حسين حرز الدين ، ط دار الحديث بقم المقدسّة و تفسير الثعلبي ، ج 4، ص 80، و تفسير الكبير ، الرازي ، ج12 ، ص26  و  شواهد التنزيل ، الحسكاني ، ج 1، ص 229 - 230، و مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع) ، محمد بن طلحة الشافعي ، ص 170، و الفصول المهمة في معرفة الأئمة ،ابن الصباغ المالكي ، ج 1، ص 579 .

ابن عباس کنار چاه زمزم نشسته بود و از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) حديث نقل مي کرد  مردي که صورتش را با عمامه پوشيده بود نزديک آمد و هرگاه که ابن عباس مي گفت رسول خدا چنين فرمود ،  او هم مي گفت رسول خدا چنين فرمود ابن عباس گفت : تو را به خدا سوگند مي دهم خودت را معرفي کن . پارچه را از صورتش برداشت و گفت :

 اي مردم هرکس مرا مي شناسد که مي شناسد و آنان که نمي شناسند خودم را معرفي مي کنم ، من جندب پسر جناده ابوذر غفاري از ياران رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) در جنگ بدر هستم ، از رسول خدا با دو گوشم شنيدم و با چشم هايم ديدم که اگر غير از اين باشد کر و کور باشم ، فرمود: "علي پيشواي نيکوکاران و کشنده کافران است ، هرکس او را کمک کند پيروز است و آن که او را خار نمايد ذليل و بي‌چاره شود ".

 بدانيد که روزي از روزها هنگام ظهر براي اقامه نماز در مسجد خدمت رسول الله بودم مردي نيازمند وارد شد وتقاضاي کمک کرد ؛ ولي هيچ کس به وي کمکي نکرد ، علي که در همان لحظه و در حال رکوع و مشغول نماز بود ، دست راستش را که انگشترش در يکي از انگشتانش بود جلو آورد تا آن را به مرد نيازمند هديه کند ، مرد فقير انگشتر را در آورد ، پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) اين منظره را مشاهده نمود ، پس از پايان يافتن نماز دست به دعا بلند کرد و عرض کرد :

" خداوندا برادرم موسي از تو تقاضا نمود تا به وي سعه صدر وگشايش در امور و بياني رسا وشيوا و جانشيني برادرش هارون را عنايت فرمائي ، وتو اي خدا درخواستش را اجابت فرمودي ، واکنون من پيامبر وفرستاده و برگزيده ات ، درخواست مي کنم تا شرح صدر وآسان شدن کارهايم را به من مرحمت فرمائي و نيز برادرم علي را وزير و جانشين من قرار دهي تا همراه وکمک من در کارها و پشتيبان رسالتم باشد " .

ابوذر مي گويد:

هنوز سخن و تقاضاي رسول خدا تمام نشده بودکه جبرئيل نازل شد و اين آيه را از جانب خداوند بر وي تلاوت نمود

«همانا پيشوا ورهبر وفرمانده شما خد ورسول او و مومنان هستند ؛ همان‌ها که نماز را برپا مي دارند و در رکوع نماز ، زکات وصدقه مي دهند . » .

2 . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . النساء / 59 .

اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و صاحبان امر خود را  [ نيز ] اطاعت كنيد .

در اين آيه ، اطاعت از خداوند ، پيامبر و اولي الأمر واجب اعلام شده است و اولي الأمر غير از ائمه معصومين كسان ديگري نمي‌تواند باشد .

3. يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . المائده / 67 .

اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ؛ و اگر نكنى پيامش را نرسانده اى . و خدا تو را از  [ گزند] مردم نگاه مى دارد .

طبق اعتراف بسياري از علما و مفسران بزرگ اهل سنت ، اين آيه در زماني نازل شد كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در حال بازگشت از آخرين حج خود بود كه خداوند به آن حضرت دستور مي‌دهد كه ولايت و امامت امير المؤمنين عليه السلام را براي عموم مردم ابلاغ كند . ما عبارت چند تن از مفسران اهل سنت را در اين باره نقل مي‌كنيم :

فخر رازي مفسر معروف اهل سنت در باره شأن نزول اين آيه مي‌نويسد :

نزلت الآية في فضل علي بن أبي طالب عليه السلام ، ولما نزلت هذه الآية أخذ بيده وقال : « من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه » فلقيه عمر  رضي الله عنه فقال : هنيئا لك يا ابن طالب أصبحت مولاي ومولى كل مؤمن ومؤمنة .

تفسير الرازي ، ج 12، ص 49 - 50. ط مصر 1375 وج 3/636 ط الدار العامرة بمصر.

اين آيه در برتري وشان علي(ع) نازل شده است زيرا پس از نزول آن پيامبر دست علي را گرفت وفرمود: هر کس من رهبر وفرمانده اوهستم علي رهبر اوست خدايا دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار، عمر بديدار علي(ع) شتافت وگفت: مبارک باشد بر تو اي علي تو از اين لحظه مولي وفرمانده من وتمام مردان وزنان مومن هستي  .

و سيوطي نيز مي نويسد :

اخرج ابن أبي حاتم وابن مردويه وابن عساكر عن أبي سعيد الخدري قال نزلت هذه الآية يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك على رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب .

ابوسعيدخدري مي گويد: آيه بلاغ درغدير خم بر رسول خدا(ص) نازل شد که درشان علي بن ابوطالب است .

وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم «يا أيها لرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس . »

الدر المنثور ، ج 2، ص 298، فتح القدير ، شوكاني ، چ2 ،‌ ص60 و  روح المعاني ، آلوسي ، ج 6 ، ص193 و تفسير المنار ، رشيد رضا ، ج 6 ،‌ ص463 .

از ابن مسعود نقل است که گفت: درزمان پيامبر اين آيه را اين گونه قرائت مي کرديم: اي رسول آنچه از جانب پروردگارت برتو نازل شده است که علي مولي وسرپرست وپيشواي مومنان است به مردم ابلاغ کن .

ابن عساكر ، تاريخ نويس معروف و بسياري ديگر از علماي بزرگ اهل سنت اين روايت را نقل كرده‌اند :

 نزلت هذه الآية : (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ) على رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) يوم غدير خم في علي بن أبي طالب.  

تاريخ دمشق ، ج42 ،‌ ص237 و أسباب نزول القرآن ، الواحدي ، ص204 ، ح403 ،  ط الحلبى بمصر و150 ط الهندية بمصر و شواهد التنزيل لقواعد التفضيل فى الآيات النازلة فى أهل البيت ، الحاكم الحسكانى ،  ج 1 ، ص 187 ، ح 243 و244  و245  و246  و247  و248  و249  و250  و 240 ، ط 1 بيروت و فتح البيان فى مقاصد القرآن ، العلامة السيد صديق حسن خان ملك بهوبال ، ج 3 ، ص63 ، ط مطبعة العاصمة بالقاهرة و ج 3 ص 89 ط بولاق بمصر و الملل والنحل ،  الشهرستانى الشافعى ،  ج 1 ، ص 163 ، افست بيروت على ط مصر وبهامش الفصل ، ابن حزم ، ج 1 ، ص 220 افست على ط مصر ، فرائد السمطين للحموينى ، ج 1 ، ص158 ، ح120 ، ط 1 بيروت و الفصول المهمّة لابن الصباغ المالكى المكّى ، ص 25 ط الحيدرية وص 27 ط آخر و مطالب السؤول ، ابن طلحة الشافعى  ، ج 1 ، ص 44 ، ط دار الكتب فى النجف و ص 16 ط طهران و ينابيع المودة ،ا لقندوزى الحنفى ، ص 120 و249  ط اسلامبول وص 140 و297  ، ط الحيدرية و...

4 . الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا . مائده / 3 .

امروز كسانى كه كافر شده اند ، از [ كارشكنى در ] دين شما نوميد گرديده‌اند . پس ، از ايشان مترسيد و از من بترسيد . امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم ، و اسلام را براى شما  [ به عنوان ] آيين برگزيدم .

اين آيه زماني نازل شد كه رسول  گرامي اسلام در غدير خم ، دست امير المؤمنين عليه السلام را بلند كرد و او را رسماً به عنوان جانشين بعد از خودش تعيين كرد .

يعقوبي تاريخ نويس معروف اهل سنت مي نويسد :

وقد قيل إنّ آخر ما نزل عليه « اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام ديناً »  وهي الرواية الصحيحة الثابتة الصريحة وكان نزولها يوم النفر على أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلوات اللّه عليه بغدير خم.

تاريخ اليعقوبى ،  ج ، ص430 .

وگفته شده است كه آخرين آبه اي كه بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نازل شده است آيه" اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام دينا " بوده است  واين همان روايت صحيح است ونزول آن در روز كوچ ( در مكه) در مورد امير مومنان علي بن ابي طالب بوده است در غدير خمً

و در جاي ديگر مي گويد

ولما كان يوم النفر دخل البيت ، فودع ونزل عليه : ( اليوم أكملت لكم دينكم ، وأتممت عليكم نعمتي ، ورضيت لكم الاسلام دينا ) .

وخرج ليلا منصرفا إلى المدينة ، فصار إلى موضع بالقرب من الجحفة يقال له : غدير خم ، لثماني عشرة ليلة خلت من ذي الحجة ، وقام خطيبا وأخذ بيد علي بن أبي طالب فقال : «ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ قالوا : بلى يا رسول الله ! قال : فمن كنت مولاه ، فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه . ثم قال : أيها الناس أني فرطكم وأنتم واردي على الحوض ، وإني سائلكم ، حين تردون علي ، عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما . وقالوا : وما الثقلان يا رسول الله ؟ قال : الثقل الأكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله وطرف بأيديكم ، فاستمسكوا به ولا تضلوا ، ولا تبدلوا ، وعترتي أهل بيتي .

تاريخ اليعقوبي ، ج 2، ص 112 .

روزي که رسول خدا (ص) قصد بيرون آمدن از مکه را داشت وارد خانه خداشد وبا خانه وداع نمود اين آيه نازل شد: امروز دين را برشما کامل ونعمتم را تمام نمودم واسلام را دين شما قراردادم،

رسول شبانه به طرف مدينه حرکت کرد، دربين راه ودر روز هيجدهم ذي حجه به مکاني نزديک جحفه به نام غدير خم رسيد

درهمان روز ودرهمان سرزمين رسول خدا(ص) براي مردم خطبه خواند ودر بين خطبه دست علي را گرفت وفرمود: آيا من بر مومنان برتر ازجانشان نيستم همه گفتند: آري اين چنين است ، فرمود: هرکس من مولي ورهبر وسرپرست او هستم علي نيز براو مولي ورهبر است،

خدايا دوست بدار آنکه علي را دوست بدارد ودشمن بدار آنکه علي را دشمن بدارد، سپس فرمود: اي مردم کنار حوض کوثر بر من وارد مي شويد ازشما در باره دو يادگار وگوهر گرانبها سوال خواهم کرد پس مواظب باشيد حق آندو را محترم داريد، پرسيدند : آندو گوهر چيست؟ فرمود : کتاب خدا قرآن که يک طرفش در دست خدا وطرف ديگرش در دست شماست، پس به آن چنگ زنيد تاگمراه نشويد ودر آن دست نبريد، و يادگار وگوهر دوم خاندان وعترت من هستند،

سؤال 2 :

آيا آيه‌آي در خصوص معصوميت امامان در قرآن ذکر گرديده ؟

پاسخ :

در خصوص  عصمت امامان نيز آيات فراواني وجود دارد ؛ از جمله :

1. إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا . احزاب / 33 .

خدا مى خواهد آلودگى را فقط از شما خاندان  [ پيامبر ] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند .

يكي از آياتي كه در عظمت وبرتري خاندان پيامبر نازل ومحدوده اهل بيت عليهم السلام وخاندان رسول خدا را مشخص ميکند همين آيه از قرآن كريم است که اندکي به شرح وتوضيح آن مي پردازيم ؛ وچون روش ما در اين مجموعه بر خلاصه نويسي است ولذا براي توضيح و تشريح بقيۀ آيات به كتاب‌هاي مخصوص تدوين مباحث اعتقادي ونيز کتابهاي تفسيري مراجعه نمائيد.

در اين آيه قرائن فراواني وجود دارد كه عصمت ائمه از آن استفاده مي‌شود كه به چند قرينه به صورت خلاصه اشاره مي‌كنيم :

اراده تكويني است ، نه تشريعي

يكي از قرايني كه اين آيه را اختصاص به پنج‌تن آل عبا مي‌دهد ، نوع اراده‌اي است كه در اين آيه مراد است . بدون شك مراد از اراده در اين آيه ارادۀ تكويني است نه ارادۀ تشريعي ؛ زيرا خداوند آيه را با كلمۀ «انما» كه يكي از قوي‌ترين ادات حصر است آغاز نموده است، واذهاب رجس را منحصر به پنج تن آل عبا كرده است . اگر مراد ارادۀ تشريعي باشد ، حصر آن به اهل بيت لغو خواهد بود ؛ چرا كه ارادۀ تشريعي شامل تمامي افراد بشر مي شود و اختصاص به اهل بيت ندارد ؛ چنانچه خداوند كريم در آيه وضو مي‌فرمايد :

مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . مائده / 6 .

خدا نمى خواهد بر شما تنگ بگيرد ، ليكن مى خواهد شما را پاك ، و نعمتش را بر شما تمام گرداند ، باشد كه سپاس[ او ] بداريد .

واضح است كه مراد از اراده در اين آيه تشريعي و در باره همه مؤمنين است و اختصاص به افراد معين وخاصي ندارد ؛ بنابراين ، قطعاً اراده در آيه تطهير تكويني است . وقتي اراده تكويني شد ، عصمت اهل البيت ثابت و  بقيه افراد بشر ؛ از جمله همسران رسول خدا ، بني هاشم و ... از دايرۀ آن خارج خواهند شد .

آيه تطهير به صورت مستقل نازل شده است

نكتۀ ديگري كه اهل سنت به آن توجه ندارند ، اين است كه آيه :

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

به صورت مستقل نازل شده نه به همراه آيات قبل و بعد خودش . اين مطلب از حدود هفتاد روايتي كه در اين باب است به خوبي استفاده مي شود. حتي در بين اين هفتاد روايت ، يك روايت هم وجود ندارد كه بگويد اين آيه با آياتي كه مخاطب آنان همسران رسول خدا است ، يكجا نازل شده است و حتي هيچ يک از مفسران هم اين ادعا را نكرده‌است . حتي آن‌ها هم كه گفته‌اند آيۀ مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا است ؛ همانند عكرمۀ خارجي ، نگفته‌اند كه اين آيه در ضمن آيات قبلي نازل شده است .

وهيچ دليلي هم وجود ندارد كه اثبات كند اين آيه به همراه آيات قبل و بعد خود نازل شده است . اهل سنت اگر مي‌خواهند ثابت كنند كه زنان رسول خدا شامل «اهل البيت» مي‌شود بايد ثابت كنند كه اين آيه حتماً همراه آيات قبل و بعد و يك دفعه نازل شده است ؛ در حالي كه هيچ دليلي براي اين مطب ندارند .

پس آيۀ مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و متصل به آنان نيست . حال يا به دستور رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دنبال آن آيات قرار گرفته است ، و يا بعد از رحلت آن حضرت اصحاب در هنگام جمع آوري قرآن در آن‌جا نوشته‌اند که بحث مفصلي را مي طلبد.

علاوه بر اين نکات، پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم يك همسر و يك خانه نداشتند ؛ بلكه همسران متعدد داشتند كه هر كدام از آن‌ها داراي خانه‌ مستقلي بوده است؛ بنابراين اگر مراد از «اهل البيت» در اين آيه زنان پيامبر بود ، بايد به جاي اهل البيت «اهل البيوت» مي‌آمد . چنان‌چه در اول آيه آمده است :

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ .

و همان‌طور كه در آيۀ 53 احزاب آمده است :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ .

اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، داخل خانه‌هاى پيامبر مشويد .

بنابراين مراد از آيه هرگز نمي‌تواند زنان پيامبر باشد .

هيچ يك از زنان پيامبر ادعا نكرده‌است

جالب اين است كه هيچ يك از زنان رسول خدا ادعا نكرده‌است كه اين آيه اختصاص به آن‌ها دارد و يا اين كه آن‌ها مشمول اين آيه مي‌شوند . بيشترين روايات در اين باب از قول ام المؤمنين عايشه و ام المؤمنين ام سلمه وارد شده است كه هر دوي آن‌ها با اصرار فراوان اين آيه را مختص به اهل كساء مي‌دانسته‌اند .

اعتراف برخي از علماي اهل سنت بر اختصاص آيه به پنج تن آل عباء .

بسياري از علماي اهل سنت كه لجاجت و عناد را كنار گذاشته و با چشمان باز به آيه نگاه كرده‌اند ، اعتراف كرده‌اند كه مراد از اين آيه كساني جزء اهل كساء نيستند و اين آيه هرگز شامل زنان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نمي‌شود .

طحاوي از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب تحفة الأخيار بترتيب شرح مشكل الآثار ج 8 ، ص470 -471 در باب «بيان مشكل ما روي عنه (عليه السلام) في المراد بقول الله: (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً) من هم ؟ » مي‌نويسد :

عن عامر بن سعد، عن أبيه قال: لما نزلت هذه الآية دعا رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) عليا وفاطمة وحسنا وحسينا (عليهم السلام) فقال : اللهم هؤلاء أهلي .

زماني كه اين آيه نازل شد ، پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم ، علي ، فاطمه‌ ، حسن و حسين عليهم السلام را خواست و فرمود : " خدايا اين‌ها خاندان من هستند " .

بعد مي‌گويد :

ففي هذا الحديث أن المرادين بما في هذه الآية هم رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) وعلي وفاطمة وحسن وحسين .

از اين حديث استفاده مي‌شود كه مراد از آن‌چه در اين آيه نازل شده است ، رسول خدا ، علي ، فاطمه ، حسن و حسين (عليهم السلام) هستند .

و باز اين حديث را نقل مي‌كند :

عن أم سلمة قالت: نزلت هذه الآية في رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) وعلي وفاطمة وحسن وحسين: (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً .

اين آيه در حق ، رسول خدا ، علي ، فاطمه ، حسن و حسين نازل شده است .

و بعد از آن مي‌گويد :

ففي هذا الحديث مثل الذي في الأول .

دلالت اين حديث نيز همانند حديث اول است .

و نيز بعد از نقل رواياتي كه از طريق ام المؤمنين ام سلمه نقل شده است مي‌نويسد :

فدل ما روينا في هذه الآثار مما كان من رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) إلى أم سلمة مما ذكر فيها لم يرد به أنها كانت ممن أريد به ما في الآية المتلوة في هذا الباب، وأن المرادين فيها هم رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) وعلي وفاطمة وحسن وحسين (عليهم السلام) دون من سواهم .

آنچه که از روايات در مورد اهل بيت وعترت در تفسير وبيا ن آيه آمده است بدون شک مقصود رسول خدا(ص) وعلي وفاطمه وحسن وحسين هستند نه غير آنان .

و نيز العلامة أبو بكر الحضرمي في كتاب رشفة الصادي من بحر فضائل بني النبي الهادي مي‌نويسد :

والذي قال به الجماهير من العلماء وقطع به أكابر الأئمة وقامت به البراهين وتظافرت به الأدلة أن أهل البيت المرادين في الآية هم سيدنا علي وفاطمة وابناهما، وما تخصيصهم بذلك منه (صلى الله عليه وآله وسلم) إلا عن أمر إلهي ووحي سماوي .

رشفة الصادي 13- 14، الباب الأول .

آن‌چه كه جمهور علما بر آنند و بزرگان ائمه بر آن يقين دارند و دلايل و براهين فراواني در تأييد آن وجود دارد ، مراد از اهل بيت در اين آيه ، آقاي ما علي ، فاطمه ،  و فرزندان آن‌ها هستند . و اگر پيامبر آن‌ها را به اين امر (اهل بيت) اختصاص داده است ، به دستور خداوند و وحي آسماني بوده است .

و در ادامه مي‌گويد :

والأحاديث في هذا الباب كثيرة وبما أوردته منها يعلم قطعا أن المراد بأهل البيت هم علي وفاطمة وابناهما رضوان الله تعالى عليهم ولا التفات إلى ما ذكره صاحب روح البيان من أن تخصيص الخمسة المذكورين (عليهم السلام) بكونهم من أهل البيت من أقوال الشيعة، لأن ذلك محض تهوّر يقتضي بالعجب، وبما سبق من الأحاديث وما في كتب أهل السنة السنية يسفر الصبح لذي عينين .

روايات در اين موضوع فراوان است واز آنچه نقل کردم قطعا اينچنين استفاده مي شود که:

مقصود از اهل بيت علي وفاطمه ودو فرزندش حسن وحسين هستند، وبه آنچه که نويسنده روح البيان گفته است که اختصاص اين آيه به علي وفاطمه ودوفرزندش از ساخته هاي شيعه است نبايد اعتنا کرد، واگر کسي چشمش را باز کند وبه نوشته هاي کتابهاي اهل سنت به درستي ودقت نگاه کند حقيقت بر وي آشکار خواهدشد .

و از همه مهم‌تر اين كه علامه شوكاني يكي از فحول اهل سنت در جواب كساني كه مي‌گفتند اين آيه در بارۀ زنان پيامبر نازل شده است ، مي‌نويسد :

ويجاب عن هذا بأنه ورد بالدليل الصحيح أنها نزلت في علي وفاطمة والحسنين .

إرشاد الفحول إلى تحقيق الحق في علم الأصول ، ص 83 البحث الثامن من المقصد الثالث.

دليل ومدرک صحيح داريم که اين آيه در شان علي وفاطمه وحسنين نازل شده است ،

و سمهودي يكي ديگر از بزرگان اهل سنت مي‌نويسد :

وهؤلاء هم أهل الكساء فهم المراد من الآيتين [آية المباهلة وآية التطهير] .

جواهر العقدين ، ص 204 الباب الأول .

اينان ( علي و فاطمه وحسنين ) اهل کسا هستند که از دو آيه مباهله وتطهير استفاده مي شود وخداوند آنان را موردعنايت قرار داده است .

آيات ديگري نيز در قرآن كريم وجود دارد كه براي اثبات عصمت پيامبر اسلام و ائمه معصومين مي‌توان به آن استناد  كرد  كه براي اطلاع از نحوۀ  استدلال به اين آيات به كتاب‌هاي تفسيري شيعه ؛ از جمله تفسير الميزان علامه طباطبائي مراجعه فرماييد .

2 . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . النساء / 59 .

اى كسانى كه ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را  اطاعت كنيد .

يكي از آياتي كه عصمت پيامبر اسلام و ائمه عليهم السلام را ثابت مي‌كند ، همين آيه است ؛ چرا كه خداوند در اين آيه ، اطاعت از رسول گرامي اسلام و « اولي الأمر » را به صورت مطلق واجب كرده است ؛ يعني هر دستوري كه آن‌ها در هر زمينه‌اي دادند ، بايد بدون چون و چرا پذيرفته شود .

اگر « اولي الأمر » معصوم نباشد ممكن است عمداً و يا سهواً دستوري بدهد كه مخالف دستور خداوند و يا رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم باشد كه در اين صورت اگر از دستور خدا و رسول او اطاعت شود ، از دستور «اولي الأمر » سر پيچي شده است ، و اين مخالف با صريح آيه است ؛ چون  در اين آيه ، اطاعت از آن‌ها به صورت مطلق واجب شده است . و اگر از دستور « اولي الأمر » اطاعت شود ، از دستور خداوند سر پيچي شده است .

اين تناقض در صورتي حل مي‌شود كه « اولي الأمر » معصوم از هر گونه خطا و اشتباه باشد .

حتي فخر رازي ، مفسر معروف اهل سنت نيز از اين آيه عصمت « اولي الأمر » را فهميده است . وذيل همين آيه مي‌گويد :

فثبت أن الله تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم ، وثبت أن كل من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ ، فثبت قطعا أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد وأن يكون معصوما .

تفسير الرازي - الرازي - ج 10 - ص 144 .

بنا بر اين ثابت شد که فرمان خدا به اطاعت از اوالي الامر حتمي وقطعي است (چون خداوند با کسي شوخي ندارد) ونيز ثابت شد که هر کس خداوند پيروي واطاعتش را واجب بداند بايد معصوم ازخطا واشتباه باشد وقتي اين چنين بود اولي الامر در اين آيه به ناچاروقطعا بايد معصوم باشند .

3 . وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . البقره / 124 .

و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود ، و وى آن همه را به انجام رسانيد ، [ خدا به او ] فرمود : «من تو را پيشواى مردم قرار دادم . » [ ابراهيم ] پرسيد : « از دودمانم [ چطور ] ؟» فرمود : «پيمان من به بيدادگران نمى رسد » .

اين آيه از آياتي است كه الهي بودن مقام امامت ، برتري مقام امامت بر مقام نبوت و نيز عصمت امام را ثابت مي‌كند ؛ چرا كه حضرت ابراهيم عليه السلام با اين كه پيامبر بود ، وقتي به مقام امامت رسيد و عظمت و بزرگي اين مقام را ديد ، از خداوند كريم اين مقام را براي ذريه و فرزندانش نيز درخواست كرد ؛ اما خداوند در جواب خليل خود به صورت مطلق فرمود :

 عهد من ظالمان نخواهد رسيد

يعني اين مقام مخصوص كساني است كه در تمام عمرشان لحظه‌اي ظلم نكرده باشند . و همان طور كه مي‌دانيد ، يكي از ظلم‌ها ، ظلم به نفس است و گناه خود مصداق  اتم ظلم به نفس به شمار مي‌آيد ؛

خداوند در قرآن مي فرمايد :

وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ . الطلاق / 1 .

هر كس حدود خدا را تجاوز كند‌ ، به نفسش ظلم كرده است .

حد اقل مرتبۀ گناه ، ظلم به نفس خويش است . يعني اگر كسي در تمام عمرش حتي يك بار گناه بكند ،  مصداق ظالم مي‌شود . و عهد الهي كه امامت باشد به ظالم نمي‌رسد ؛ از اين رو ، امام بايد معصوم باشد .

بسياري از مفسران و علماي اهل سنت اعتراف كرده‌اند كه مراد از « عهدي » همان مقام امامت است ؛ از جمله فخررازي در تفسير خود مي‌گويد :

(لاَ يَنَالُ عَهْدِي) جواباً لقوله (وَمِن ذُرِّيَّتِي) وقوله (وَمِن ذُرِّيَّتِي) طلب للإمامة التي ذكرها الله تعالى فوجب أن يكون المراد بهذا العهد هو الإمامة ليكون الجواب مطابقاً للسؤال .

تفسير الرازي ، ج4 ، ص46 .

و بيضاوي ، يكي ديگر از مفسران اهل سنت در تفسير « لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » مي‌گويد :

إجابة إلى ملتمسه وتنبيهه على انه قد يكون من ذريته ظلمه وأنهم لا ينالون الإمامة لأنها أمانة من الله تعالى وعهداً والظالم لا يصلح لها .

تفسير البيضاوي ، ج1 ، ص397،  ط دار الفكر بيروت .

و ابن كثير دمشقي سلفي نيز در تفسير آيه مي‌گويد :

لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ يقول تعالى منبهاً على شرف إبراهيم خليله (عليه السلام) وان الله جعله إماما للناس .

تفسير ابن كثير ، ج1 ، ص169 .

و طبري در تفسير جامع البيان در تفسير « لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » مي‌نويسد :

حدثني محمد بن عمرو قال ثنا أبو عاصم قال ثنا عيسى عن ابن أبي نجيح عن مجاهد قال: لا ينال عهدي الظالمين قال: لا يكون إماماً ظالماً .

جامع البيان ، ج2 ، ص738 ، ط دار الفكر .

و روايات بسياري كه از طريق اهل سنت با اين مضامين : « لا يكون إماما ظالماً » و « لا اجعل إماما ظالماً يقتدى به » وارد شده است .

رك : صحيح البخاري ، ج1 ، ص215 ، كتاب الأحكام و صحيح مسلم ، ج6 ، ص8 ، باب فضيلة الإمام العادل وباب خيار الأئمة وأشرارهم و جامع البيان ، طبري ج1 ص738 و الدر المنثور ، السيوطي ، ج1 ص118.

سؤال 3 :

در خصوص دلايل نياز انسان به امامان بعد از پيامبر اکرم با توجه به آيات قراني چه مي باشد؟

پاسخ :

پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، علاوه بر مقام رسالت که همان گرفتن وحي باشد ، شئونات ديگري نيز داشته است ؛ از جمله :

الف : تفسير و تبيين آيات قرآن ، مطابق با نيازهاي روز ؛

ب : اجراي عدالت و جلوگيري از ظلم ، در سايه تشکيل حکومت اسلامي ؛

ج : وساطت در فيض ؛

و ... .

تمامي اين شئونات بعد از نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، به دليل روايت متواتر

انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي من بعدي .

که در بسياري از کتاب هاي شيعه و سني آمده است ، به امامان بعد از آن حضرت منتقل مي شود .

و از آن جايي که نياز به عدل و جلوگيري از ظلم و فساد ، تشکيل حکومت ، تفسير صحيح قرآن مطابق با نيازهاي روز ، وساطت در فيض و... براي انسان ها هميشگي است ، وجود امام نيز ضرورت هميشگي دارد .

سؤال 4 :

کساني مدعي هستند کسي که ظهور خواهد کرد حضرت حجت امام زمان (عج) نمي باشد بلکه حضرت عيسي است که ظهور خواهد کرد ؟ دليل قرآني آن وجود دارد و يا ذکر شده باشد کسي که ظهور خواهد کرد حضرت مهدي(عج) مي باشد.

پاسخ :

اصل ظهور منجي در بسياري از آيات قرآن آمده است ؛ از جمله در آيه شريفه :

وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ . القصص / 5 .

و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان  [ مردم ] گردانيم ، و ايشان را وارث  [زمين] كنيم .

نه تنها در قرآن ؛ بلکه در تمامي کتاب هاي مقدس ، اصل ظهور منجي وعده داده شده است .

قرآن کريم اصول عقايد اسلامي را بيان مي کند ؛ اما تشريح ، تبيين و تفسير آن را به عهده رسول گرامي اسلام قرار داده شده است . خداوند در قرآن کريم مي فرمايد :

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . النحل / 44 .

و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم ، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى .

وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ . النحل /64 .

و ما  [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم ، مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده اند ، براى آنان توضيح دهى .

بنابراين تفسير اين اصول عقائد به عهده نبي مکرم اسلام است .

از طرف ديگر خداوند در قرآن کريم با آيه :

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . الحشر / 7 .

و آنچه را فرستاده  [او ] به شما داد ، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت ، بازايستيد .

و آيه :

وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ . التغابن / 12 .

و خدا را فرمان بريد و پيامبر  [او ] را اطاعت نماييد .

اطاعت از نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله وسلم را در رديف اطاعت از خداوند قرار داده است ؛ يعني همان طوري که اطاعت از خداوند واجب است ، اطاعت از نبي او نيز واجب است و تخلف از آن حرام است .

و پيامبر اسلام در بيش از هزار روايتي که در کتاب هاي شيعه و سني وجود دارد ، منجي آخر الزمان را با نام و نشان ، مشخص کرده است و او كسي نيست جز حضرت مهدي صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف .

مجموع رواياتي كه در باره حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در كتاب‌هاي شيعه و سني نقل شده است‌ ، در كتابي به نام معجم احاديث المهدي در پنج جلد چاپ شده است كه مجموع همه آن‌ها 1941 روايت مي‌شود . بنده فقط آماري از اين روايات براي شما نقل خواهم كرد

91 حديث با اين مضمون كه ائمه دوازده نفر و اول آن‌ها علي ( عليه السلام ) و آخر آن‌ها مهدي ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) است .

94 حديث با اين مضمون كه ائمه دوازده نفرند كه آخر آن‌ها حضرت مهدي (  عج الله تعالي فرجه الشريف ) است .

107 حديث با اين مضمون كه ائمه دوازده نفرند كه 9 نفر آن‌ها از فرزندان امام حسين و نهمين آن‌ها حضرت قائم ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) است .

50 حديث وارد شده است كه تمام ائمه عليهم السلام را با اسامي معين كرده است .

148 حديث با اين مضمون وارد شده است كه حضرت مهدي ، نهمين فرزند از فرزندان امام حسين عليه السلام است .

99 حديث با اين مضمون كه حضرت مهدي ششمين فرزند از نسل امام صادق عليه السلام است .

98 حديث با اين مضمون كه آن حضرت پنجمين فرزند از نسل  امام موسي كاظم عليه السلام است .

95 حديث با اين مضمون كه آن حضرت ، چهارمين فرزند از فرزندان امام رضا عليه السلام است .

90 حديث با اين مضمون كه آن حضرت سومين فرزند از فرزندان امام محمد تقي عليه السلام است .

90 حديث با اين مضمون كه آن حضرت از فرزندان امام هادي عليه السلام است .

146 حديث با اين مضمون كه آن حضرت از فرزندان امام عسكري عليه السلام است .

136 حديث با اين مضمون كه آن حضرت دوازدهمين امام از ائمه اثني عشر و آخرين آن‌ها است .

و...

براي اطلاع از تمامي اين روايات به كتاب وزين منتخب الأثر ، تأليف حضرت‌ آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مراجعه فرمائيد .

اين روايات آن قدر زياد است كه حتي بن باز مفتي اعظم عربستان سعودي وهابي نيز به تواتر اين روايات اعتراف كرده است . وي در اين باره مي نويسد :

أمر المهدي معلوم ، والأحاديث فيه مستفيضة ، بل متواترة وقد حكى غير واحد من أهل العلم تواترها . وهي متواترة تواترا معنويا ، لكثرة طرقها ، واختلاف مخارجها ، وصحابتها ، ورواتها ، وألفاظها ، فهي - بحق - تدل على أن هذا الشخص الموعود به أمره ثابت وخروجه حق.

وقد رأينا أهل العلم أثبتوا أشياء كثيرة بأقل من ذلك . والحق أن جمهور أهل العلم ، بل هو الاتفاق : على ثبوت أمر المهدي،  وأنه حق ، وأنه سيخرج في آخر الزمان . وأما من شذّ من أهل العلم - في هذا الباب - فلا يلتفت إلى كلامه في ذلك .

مجلة الجامعة الإسلامية بالمدينة المنورة ، العدد 3 ، السنة الأولى 1388 ، في ذيل محاضرة عبد المحسن العباد .

و حتي ابن تيميه حراني نيز در كتاب منهاج السنه در تعليق روايتي از ابن عمر (يخرج في آخر الزمان رجل من ولدي اسمه كاسمي ، وكنيته كنيتي ، يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا ، وذلك هو المهدي ) مي‌گويد :

إن الأحاديث التي يحتج بها على خروج المهدي أحاديث صحيحة ، رواها أبو داود والترمذي وأحمد وغيرهم من حديث ابن مسعود وغيره .

منهاج السنة النبوية، ج4 ،‌ ص211 .

احاديثي كه براي اثبات خروج مهدي به آن‌ها استناد مي‌شود ، احاديث صحيحه هستند كه آن‌ها را ابوداود ، ترمذي و احمد و ديگران از ابن مسعود و ... نقل كرده‌اند .

و همچنين روايات فراواني از طريق شيعه و سني نقل شده با اين مضمون كه «منكر حضرت مهدي كافر است » :

وعن جابر بن عبد الله رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: " من كذب بالدجال فقد كفر، ومن كذب بالمهدي فقد كفر " .

عقد الدرر في اخبار المنتظر ، ج1 ، ص36 .

من انكر خروج المهدي فقد كفر .

فرائد السمطين ، ج2 ، ص334 .

هر كس خروج حضرت مهدي را انكار كند ، كافر شده است .

عن جابر رضي الله عنه رفعه من أنكر خروج المهدى فقد كفر بما انزل على محمد .

لسان الميزان ، ابن حجر ، ج 5 ، ص 130 .

هر كس خروج مهدي را انكار كند ، به آن چه كه بر محمد ( صلي الله عليه وآله وسلم  ) نازل شده ، كافر شده است .

البته اصل آمدن و بازگشت حضرت عيسي عليه السلام نيز در نزد شيعه و سني قطعي است . بلي ايشان نيز به همراه حضرت مهدي ظهور خواهد کرد و آن حضرت را در امر اقامه عدل و داد و از بين بردن ظلم و جور کمک خواهد کرد ؛ اما اين که منجي آخر الزمان حضرت عيسي عليه السلام باشد ، مردود و با بيش از هزار روايت در کتاب هاي شيعه و سني در تضاد است .

محمد بن اسماعيل بخاري و مسلم نيشابوري در صحاحشان مي‌نويسند :

أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْيَمَ فِيكُمْ وَإِمَامُكُمْ مِنْكُمْ

صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 143 و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 1 - ص 94 .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند : چگونه هستيد آن زماني كه فرزند مريم نازل شود ؛ در حالي امام شما از خود شما است ؟

هر چند كه از طريق ائمه اهل بيت عليهم السلام روايات فراواني وجود دارد ؛ اما از آن جايي كه بناي ما بر دادن جواب از كتاب‌هاي خود اهل سنت است به همين مقدار بسنده مي شود .

 

موفق و سر افراز باشيد



  
 
 

نظرات و پيشنهادات
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:58  توسط مهدی ساریجلو  | 

تصاویری از منبر و محراب پیامبر(ص) (اختصاصی)
مهدی ساریجلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 18:3  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 17:59  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 17:48  توسط مهدی ساریجلو  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 17:34  توسط مهدی ساریجلو  | 

 امروزیکشنبه ۶/۸/۸۶ اغازفعالیت وبلاگ
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 9:57  توسط مهدی ساریجلو  |